۸ پرده تماشایی از جادوگر شماره ۸

عادل فردوسي پور شوكه شده است: «‌اين خونسردي علي كريمي، اعصاب آدم را به هم مي‌ريزد.»

به گزارش نماینده، 

۱- بازی فینال مسابقات فوتسال جام رمضان است. قرار بود بازی‌ها در سال ۷۶ به پایان برسد، اما فینال آن به اوایل سال ۷۷ کشیده شد! استقلالی‌ها کیپ تا کیپ سالن را پر کرده‌اند تا قهرمانی تیم‌شان را جشن بگیرند. آبی‌پوشان همه سالنی‌باز‌های خبره تهران را دور هم جمع کرده‌اند، ‌اما فتح‌، جواهری دارد که شاید ورق را برگرداند. نیمه اول با حساب دو بر دو به پایان می‌رسد. استقلالی‌ها کمی نگران شده‌اند، اما هنوز جام را مال خودشان می‌دانند. نیمه دوم شروع می‌شود. علی کریمی همه استقلال را به هم دوخته است. باور کردنش سخت است، اما این جوان، ‌ دمار از روزگار فوتسالیست‌های حرفه‌ای درآورده است. کریمی سه گل می‌زند و ستاره بازی‌ها می‌شود. فتح‌ هشت بر چهار، دخل استقلال را می‌آورد و جام را می‌برد. حرکت عجیب کریمی بعد از یکی از گل‌ها به شدت جو سالن را ملتهب کرده است، تماشاگران از لج‌شان صندلی‌ها را پرت می‌کنند وسط زمین. از دل آن شب عجیب، یک ستاره برای فوتبال ایران به دنیا آمد. پرسپولیسی‌ها شبانه فرستادند دنبال او. علی کریمی فردا صبح بازیکن جدید پرسپولیس بود.

۲-علی کریمی در لباس پرسپولیس کاملا جا افتاده است. در تبریز شش بازیکن تراکتور‌سازی را به هم می‌دوزد و یک گل زیبا می‌زند. جادوی این بازیکن در تهران هم ادامه دارد. روی چمن ناهموار ورزشگاه آزادی که به قول قاسمپور مچ پای بز در آن پیچ می‌خورد، نصف پاس، مقهور تکنیک خارق‌العاده کریمی می‌شوند اما از بدشانسی توپ می‌خورد توی میله. علی پروین در یک محفل خصوصی حرف‌های جالبی می‌زند: «تا حالا فکر می‌کردم فوتبال ایران از من بهتر ندارد، اما حالا…! »

۳- بعد از مساوی مقابل ایرتیش پاولدار و الاتحاد عربستان، همه امید‌های پرسپولیس برای صعود از مرحله گروهی لیگ قهرمانان آسیا به بازی آخر مقابل الهلال بسته شده است. بازی شروع می‌شود. چک اول را تیم مرموز عربستانی می‌زند تا جادوگر عصبانی شود. حرکات مارپیچی محیرالعقول از لابه‌لای مدافعان الهلال کافی است تا در آخرین دقایق نیمه اول، ‌ کریمی گل مساوی را بزند. در نیمه دوم همین بازیکن یک پنالتی هم برای پرسپولیس می‌گیرد و پاس گل سوم را هم به حامد کاویانپور می‌دهد. مسوولان اتلتیکو‌مادرید اسپانیا برای دیدن جادوگر به تهران آمده‌اند. آنقدر ذوق زده می‌شوند که داخل VIP مدام بالا و پایین می‌پرند، ‌ اما حیف که جادوگر حال اروپا رفتن ندارد. افسوس! شاید او حالا ستاره‌ای بین‌المللی هم قد و قواره فرناندو تورس یا آگرو بود.

۴- سال ۹۹ بازی‌های غرب آسیا در اردن برگزار می‌شود. علی کریمی آنقدر در این مسابقات دریبل زد که رسانه‌های کشور میزبان حسابی قاط زدند. روزنامه‌های اردنی به علی کریمی در خلال برگزاری این بازی‌ها لقب «مارادونای آسیایی» دادند.

۵- تیم ملی ایران برای برگزاری بازی دوستانه با رم ایتالیا عازم ورزشگاه المپیک رم شده است. بازی شروع نشده، علی کریمی توپ را بر می‌دارد و بعد از در هم پیچاندن نصف بازیکنان رم، توپ را به تیر دروازه می‌کوباند. مزدک میرزایی در استودیو فریاد می‌کشد. ستاره‌های رمی حسابی عصبانی می‌شوند. فرانچسکو توتی به اندازه‌ای خشمگین شده است که بعد از خراب کردن یک توپ ساده، با لگد به جان تیر دروازه ایران می‌افتد. شاید حق داشته باشد. فکرش را هم نمی‌کرد نیمی از بهترین همبازی‌هایش جلوی یک ایرانی سوسک شوند، اما این اتفاق افتاد.

۶-سال ۲۰۰۱، مقدماتی جام جهانی کره و ژاپن است. تیم ملی به بغداد رفته تا با عراق بازی کند. میرزاپور مثل همیشه سوتی می‌دهد، اما جای نگرانی نیست. علی کریمی توپ را می‌گیرد و بعد از دریبل دو، سه نفر با دروازه خالی رو به رو می‌شود. همه منتظرند او گل بزند، اما جادوگر توپ را روی خط نگه داشته است تا حال بازیکنان حریف را بگیرد. عادل فردوسی پور شوکه شده است: «‌این خونسردی علی کریمی، اعصاب آدم را به هم می‌ریزد. » گل، ایران عراق را برد.

۷- مسابقه دوستانه بین ایران و آلمان در ورزشگاه آزادی برگزار می‌شود. عجیب نیست که بین این همه بازیکن اسمی، علی کریمی ستاره میدان می‌شود. گوشه محوطه جریمه، دو تا تو سر توپ محشر از جادوگر باعث می‌شود میشاییل بالاک از صفحه روزگار محو شود. بیچاره ستاره آلمانی! اگر می‌دانست چه خبر می‌شود، قدم به آزادی نمی‌گذاشت.

۸-هفته دوم بوندس لیگا، بایرن مونیخ به مصاف بایر لورکوزن رفته است. علی کریمی در درخششی دور از انتظار یک گل می‌زند و یک پاس گل می‌دهد. کونتر نتزر ستاره سال‌های دور آلمان در مورد این جوان ایرانی می‌گوید: «کریمی، شماره یک بوندس لیگا می‌شود. » همه رسانه‌های آلمانی به تحسین واداشته شده‌اند، اما علی… آخ، امان از آن مصدومیت لعنتی، امان از برف نکبت‌بار آلمان که اگر نبودند، شاید حالا پسر محبوب ایرانی‌ها طور دیگری کفش‌هایش را می‌آویخت.

 

منبع: بانک ورزش