شناسهٔ خبر: 82923 - سرویس سیاست
نسخه قابل چاپ

محجوب:

فاصله گرفتن از ساده زیستی برای انقلاب خطرناک است/ رمز نجات ما جدال سیاسی نیست

دبیرکل خانه کارگر: فاصله گرفتن از اصول انقلاب و ساده زیستی از خطراتی است که انقلاب را تهدید می‌کند.

به گزارش نماینده، علیرضا محجوب دبیر کل خانه کارگر و نماینده مردم تهران در مجلس زاویه پیدا کردن برخی از مسئولان با شعارهای انقلاب و روی آوردن به زندگی اشرافی از خطرات انقلاب می داند و می‌گوید: امروز برخی از مسئولان به شأن و شئون زندگی غربی و ثروتمندان روی آورده‌اند و این چیزی است که امام در وصیتنامه‌اش همه را نسبت به آن بر حذر می کرد و همواره بر این موضوع تاکید داشت که هیچگاه از حمایت مستضعفین و زندگی ساده دور نشوید.

این نماینده کارگری رمز نجات را پایبندی به آرمان های انقلاب و امام می داند و اعتقاد دارد: ضروری است که ما به شعارهای انقلاب برگردیم چراکه رمز نجات ما گفت‌وگوها و جدال سیاسی نیست؛ رمز نجات ما این است که جزئی از مردم شویم و اصول و آرمان‌های امام و انقلاب را رعایت کنیم. نه اینکه خودمان را در مسیری قرار دهیم که موجب دوری ما از این اصول و آرمان‌های اولیه انقلاب می‌شود.

محجوب همچنین با اشاره به علت های زاویه گرفتن مسئولان با اصول اولیه انقلاب، در توصیه ای به کارگزاران می گوید: امروز رهبری بیرق و صدای انقلاب را بلند نگه داشته‌اند و این بیرق نمایان است؛ بنابراین هر کدام از ما که گمراه شدیم باید بدانیم که خودمان خواستیم گمراه و از مسیر دور شویم.

در ادامه  گفتگوی مهر با علیرضا محجوب از نظر می گذرد.

چه اصولی منجر به پیروزی انقلاب اسلامی شد. ویژگی بارز نهضت امام چه بود؟

شخصيت امام از اصول انقلاب جدا نيست. در حقيقت، اصول انقلاب خطوط برجسته شخصيت امام را هم تشکيل می دهد. اصل عدالت اجتماعی، در نظر گرفتن حق توده‏‌های مردم و پرکردن فاصله طبقاتی، ساده زیستی و پرهیز از زندگی اشرافی از اصول اصلی نظام اسلامی و امام است.

علاوه بر وجوه دینی و سیاسی امام(ره) از بعد مبارزاتی، مخالفت با رژیم شاه و سیاست های امریکا ویژگی های شخصیتی ایشان هم بارز و ممتاز بود. امام  قاطعیت و صراحت لهجه داشتند و اهل تقوا، ورع و زهد بودند.

امروز دشمنان در ادامه توطئه‌های خود برای مقابله با انقلاب اسلامی ایران در صدد تحریف تاریخ انقلاب هستند و در این طراحی جدید نقش گروه‌های لیبرالی و مارکسیستی را در انقلاب و سرنگونی رژیم شاه پر رنگ می‌کنند. نقش دیگر گروه‌های سیاسی در انقلاب چقدر است؟

ما نمی‌توانیم نقش دیگر گروه‌ها را نفی کنیم، اما حضورشان قوی و پررنگ نبود. چنانچه رای‌ ای که مردم در ۱۲ فروردین ۵۸ به نظام جمهوری اسلامی دادند این موضوع را اثبات می کند. اگر این گروهها کثرت داشتند و تاثیرگذار بودند مردم به جمهوری دموکراتیک یا انواع دیگر جمهوری ها رای می دادند. بین انقلاب و رای گیری تنها کمتر از سه ماه فاصله بود.

همانطور که اشاره کردید بعضا گروه‌های مختلفی علیه رژیم سابق مبارزه می کردند؛ ویژگی بارز نهضت امام خمینی(ره) چه بود که مردم به سمت آن گرایش پیدا کردند. تفاوت اهداف و ویژگی‌های حرکت امام با دیگر گروه‌های سیاسی چه بود؟

این گروه‌ها حاکمیتی می‌خواستند شبیه حکومت‌هایی که وجود داشت؛ مثلا یک جمهوری دموکراتیک می‌خواستند، همانند حکومت های مارکسیستی و کمونیستی که آن زمان وجود داشت، یا یک حکومت های ملی می خواستند شبیه حکومت های ملی که وجود داشت.

امام یک برداشت جدید و یک نوع حکومت جدید طراحی کردند، آنهم حکومت مبتنی بر دین یعنی جمهوری اسلامی. انقلاب امام(ره) احیای اسلام و پیروزی خون بر شمشیر بود؛ یعنی مردم با خونشان و شهادتشان انقلاب کردند نه با اسلحه، جنگ مسلحانه یا جنگ‌های چریکی. در واقع شهادت یک متد جدیدی برای رسیدن به پیروزی بود. سند آن هم حرکت مختلفی است که مردم در ایام محرم، تاسوعا و عاشورا، ۱۷ شهریور و ۱۵ خرداد داشتند و این شهادت‌طلبی‌های مردم در همه صحنه‌ها بود که انقلاب را پیروز کرد.

شما در تجمعات تشکل های کارگری در سال ۵۷ شرکت داشتید. هدف از این تجمعات چه بود؟ آیا این اعتراضات هم در راستای نهضت امام خمینی بود یا هدف دیگری از این تظاهرات داشتید؟

قبل از پیروزی انقلاب همه جریانات، علاقه‌مند به سرنگونی شاه بودند؛ چه جریاناتی چپ مارکسیستی، چه جریانات ملی گرا، چه جریانات اسلام‌گرا با برداشت‌های مختلف و چه طرفداران امام که خواهان حکومت جمهوری اسلامی بودند، همه مخالفین در کنار هم بودند و یک هدف مشترکی را دنبال می کردند.

در تجمعات عرصه کارگری هم متفاوت نبود و از همه جریانات در آن حضور داشتند؛ اما اکثریت کارگران و مردم مسلمانان معتقد به مسیر و خطی بودند که امام(ره) تعیین کرده بود؛ بنابراین اعتراضات، اعتصاب‌ها، شهادت و برداشت‌های خود را بر همین اساس تنظیم کرده بودند.

یکی از شعار های امام ساده زیستی و حمایت از مستصعفین بود. امام بارها مسئولان را از زندگی اشرافی حذر داشتند تا جائیکه در یکی از بیانات خود فرمودند: کشوری که مسندنشینان و زمامداران و کارگزارانش از خوی کوخ نشینی به سوی خوی کاخ نشینی حرکت کنند، فاتحه کشور و جامعه و دولت و... خوانده می شود.

امام(ره) تا آخر عمرشان به این شعار پایبند بود و ذره‌ای از آن دست نکشید. امام(ره) هرگز رو به زندگی اشرافی نیاوردند و در همه حال سلاح اصلی ایشان در مقابله با زندگی اشرافی، زندگی فقیرانه را انتخاب کردن بود نه فقط از دوستداران فقرا بودند بلکه هم رنگ و هم‌شکل با آنان زندگی کردند. شاید هم در زهد به خود فشاری تحمل می‌کردند که حتی فقرا هم چنین فشاری را تحمل نمی کردند. بنابراین امام سمبل سادگی، ساده‌زیستی و قیام و ایستادگی برای مستضعفین بود.

در این ۳۶ سال عملکرد مسئولان در تحقق آرمان‌های امام و انقلاب چگونه بوده است؟ آیا به آن آرمان‌ها نزدیک شدیم یا دورشدیم. منش و رفتار مسئولان در رعایت ساده زیستی و پرهیز از زندگی اشرافی گری را چطور ارزیابی می کنید؟

متاسفانه من نوعی که به خودم نگاه می‌کنم خیلی از شعارها و آرمان‌هایی که امام به آن اعتقاد داشتند فاصله گرفته ایم. ایستادگی‌هایمان محدود و  رویکردمان بیشتر اشرافی و یا فرااشرافی شده است. توقع نسبت به کسانی که در جایگاه و منش حکومتی تکیه می‌زنند این است که این کلیات را رعایت کنند اما بعضا می‌بینیم که این کلیات را نادیده می‌گیرند. من قصد متهم کردن کسی را ندارم از همه عبور می‌کنم و خودم را مورد خطاب قرار می‌دهم.

ما خیلی از شعارها و آرمان‌هایی که امام به آن اعتقاد داشتند فاصله گرفته‌ایم. ایستادگی‌هایمان محدود و  رویکردمان بیشتر اشرافی یا فرااشرافی شده استاگر ما امام و رویکرد شخصی او را بشناسیم متوجه فاصله‌ بین خود و امام می‌شویم. صفای باطن و خلوصی که در حرکت ایشان در حفظ حقوق فقرا بود امروز مشاهده نمی‌شود، اگر ما هم امروز رفتار و منش امام را تقلید می‌کنیم این تقلید هم یک تقلید ناشیانه است. ما باید افتخار کنیم به تقلید این مسیر اما متاسفانه امروز به زندگی اشرافی افتخار می کنند.

امروز برخی از مسئولان به شأن و شئون زندگی غربی و ثروتمندان روی آورده اند و این چیزی است که امام در وصیتنامه‌اش همه را نسبت به آن برحذر می کرد و همواره بر این موضوع تاکید داشت که هیچگاه از حمایت مستضعفین و زندگی ساده دور نشوید.

ضروری است که ما به این شعارها برگردیم چراکه رمز نجات ما گفت‌وگوها و جدال سیاسی نیست؛ رمز نجات ما این است که جزئی از مردم شویم و اصول و آرمان‌های امام و انقلاب را رعایت کنیم. نه اینکه خودمان را در مسیری قرار دهیم که موجب دوری ما از این اصول و آرمان‌های اولیه انقلاب می‌شود و ما را از  منش ساده‌زیستی دور می کند.

علت زاویه پیدا کردن برخی از مسئولان از اصول و آرمان های انقلاب چیست؟ درحالیکه خیلی از آنان نیز از انقلابیون هستند اما شاهدیم که همین افراد با اصول انقلاب زاویه گرفته و دچار استحاله شده‌اند؟

ما که از پیامبر و اصحابش بالاتر نیستیم. ببینید طلحه و زبیر که از صحابه پیامبر بودند، در زمان امام علی(ع)، ایشان آنان را متهم به اشرافی‌گری می‌کند. مگر چند سال  از زمان پیامبر گذشته بود؟ در فاصله بیست و چند سال آنچنان از اسلام و احکام آن دور شده بودند که زمانی می خواستند با حضرت علی(ع)   صحبت کنند، امام(ع) شمعی که از بیت المال بود را خاموش کرد و گفت «شما در مورد دنیا صحبت می کنید» و شمع خودش را روشن کرد.  

بنابراین فاصله گرفتن از اصول انقلاب و ساده زیستی از خطراتی است که انقلاب را تهدید می‌کند. البته خیلی‌ها این موضوع را رعایت می کنند و کم هم نیستند که در این مسیر امام و انقلاب قدم بر می‌دارند.  

فاصله گرفتن از اصول انقلاب و ساده زیستی از خطراتی است که انقلاب را تهدید می‌کندهمچنانکه مقام رهبری نیز بارها ما را دلالت بر ساده‌زیستی کرده اند ما از همه تقاضا می کنیم که به مسیر اصلی انقلاب برگردند و آنان را دعوت به ساده زیستی می کنیم.

علت این جدایی، زاویه و انحراف از آرمان‌های انقلاب و روی آوردن به زندگی اشرافی چیست؟ چرا امروز شاهد پرونده‌های فساد در نظام اسلامی هستیم؟ راه‌های مقابله با فساد چیست؟

علت، لخت شدن ما در مقابل صیانت از امکانات و اموالی است که به امانت در دستمان است. وقتی در زندگی دچار تساهل و تسامح شدیم، وقتی گفتیم می‌توان شبیه ثروتمندان زیست و به نفع فقرا کار کرد، اشرافی گری یک امتیاز محسوب می شود.

علت اصلی مفاسد اقتصادی تساهل و تسامح و لخت شدن ما در مقابل صیانت از امکانات و اموالی است که به امانت در دستمان استپیامبر فرمود: الفقر فخری. پیامبر فخر نکرد که از قریش و یا اشراف بوده. پیامبر اسلام فخر کرد که از فقراست. ما از زهد حضرت امام(ره) تقلید ناشیانه می‌کنیم، اما ای کاش همین تقلید ناشیانه را رها نکنیم و دوری از همین صفات است که موجب می شود در مسیر پیچ در پیچ بیفتیم که در این مسیر هر چه جلو برویم  بیشتر اهل تساهل اموال می‌شویم و آهسته آهسته اموال مردم و بیت مال، مال خودت می شود.

اشرافیت یک آفت است؛ وقتی راه می افتد میکروبی است که همه ما کم و زیاد دچار خوردگی آن می شویم و میل‌مان به آن سمت کشیده می‌شود.  

این موضوع نشان می‌دهد از شعارها و مسیرمان فاصله گرفتیم، لذا باید برگردیم به همان مسیری که از آن فاصله گرفته‌ایم و از هر کجا دور شدیم باید برگردیم و از همانجا شروع کنیم. امام بودند، امروز بیرق  انقلاب در دست رهبری نمایان است، بنابراین هر کدام از ما که گمراه شدیم باید بدانیم که خودمان خواستیم گمراه و از این مسیر دور شویم.

امروز بیرق انقلاب در دست رهبری نمایان است بنابراین هر کدام از ما که گمراه شدیم باید بدانیم که خودمان خواستیم گمراه و از این مسیر دور شویم

برخی‌ها براین باور هستند که امروز ۳۶ سال از انقلاب اسلامی گذشته است و دیگر لزومی ندارد بر شعارهای اولیه آن پایبند باشیم. آیا اصول و آرمان‌های انقلاب تغییر پذیر است؟

انقلاب زنده‌است، شعارهایش زنده است و شعارهایش شعور است، چیزی که شعور است باید پایش کنیم. اگر به دنبال راهی برای پیشرفت و حرکت رو به جلو هستیم بدانیم مسیر  همین راهی است که انقلاب پیش روی ما گذاشته است.

اگر به دنبال راهی برای پیشرفت و حرکت رو به جلو هستیم بدانیم مسیر  همین راهی است که انقلاب پیش روی ما گذاشته استرهبر انقلاب شاگرد ممتاز  امام(ره)   و معلم ممتاز مسیر انقلاب هستند. امروز رهبری بیرق و صدای انقلاب را بلند نگه داشته‌اند و مسئولان هم باید شبیه و همراه امام و رهبری باشند. ایشان همواره  از مستضعفین حمایت می کنند و ما نیز باید به رهبری به عنوان معلم  مسیر انقلاب نظر کنیم و به دیده سپاس و ستایش به ایشان نگاه کنیم.  

یکی دیگر از شاخصه‌های اصلی انقلاب که شما نیز در اوایل صحبت هایتان به آن اشاره داشتید استکبار ستیزی و مخالفت با سیاست‌های آمریکا بود. اما شاهدیم که اخیرا  برخی سعی در ایجاد دوقطبی مقاومت و سازش دارند که این مهم در انتخابات ریاست جمهوری یازدهم پر رنگ تر شد. در دهه چهارم انقلاب نقش ایستادگی و مقاومت را در رسیدن به اهداف نظام و پیشرفت را چطور ارزیابی می کنید؟ مثلا در گذشته مذاکره با آمریکا وجود نداشت و این کار را مغایر با عزت و استقلال می دانستند اما امروز به طور علنی و رسمی با آمریکا مذاکره می کنیم.

فی‌نفسه مذاکرات خوب است و به معنی تسلیم و سازش نیست.

پیامبر نیز با دشمنانش مذاکره می‌کردند و حتی صلح نامه های متعددی همچون حدیبیه نوشتند آنقدر با دشمنان مذاکره می کردند که دشمنان خسته می شدند و شمشیر می کشیدند. پس از صلح حدیبیه نیز پیامبر را متهم به سازش کردند. بنابراین فی‌نفسه موضوع مذاکره و بیان حقایق حتی با کسانی که فکر می‌کنیم بی‌اثر باشد خوب است. امام حسن(ع) می‌دانست که با معاویه صحبت کردن بی‌اثر است، صحبت کردن با خوارج کم اثر است

حتی اگر این مذاکرات آورده‌ای نداشته باشد؟

حاصل مذاکرات است که باید به آن توجه کنیم. انشاءالله همه اقداماتی که در این مسیر انجام می‌گیرد در مسیر عزت ملی و عزت اسلامی باشد.

نظر شما