22 بهمن قم و ریشه هایی که از آن غافلیم

در خصوص حادثه ناپسند قم، به نظر می رسد پرداختن به انتهای مسئله و نیز ایجاد حاشیه در مقابل آن بیش از هر چیز سبب شده که علل و عوامل روی دادن آن مورد غفلت قرار بگیرد.

به گزارش «نماینده» ماجرای 22 بهمن قم و واکنش جمعی از مردم نسبت به سخنرانی علی لاریجانی با آنکه اتفاق ناپسند و نامناسبی بود اما بیش از آنکه خود این حادثه نیاز به تجزیه و تحلیل داشته باشد ریشه های این واقعه باید مورد نقد قرار بگیرد.

در این روزها با توجه به نزدیک بودن اعلام نظر مجلس و قرائت گزارش مربوطه شاهد موج رسانه ای گسترده ای از سوی رسانه های زنجیره ای علیه یک تفکر و جناح خاص هستیم. حملات جهت دار این رسانه ها براساس کینه های دیرینه ای که نسبت به علامه مصباح یزدی دارند به صورت هدف مند به سمت این عالم بزرگوار نشانه رفته و مانند بسیاری از دروغ های بزرگی که در کارنامه خویش دارند در تلاشند تا این واقعه را به علامه مصباح یزدی منتسب نمایند.

به نظر می رسد پرداختن به انتهای مسئله پیرامون این واقعه و نیز ایجاد حاشیه در مقابل آن بیش از هر چیز سبب شده که علل و عوامل روی دادن این مسئله مورد غفلت قرار بگیرد. هنوز زمان زیادی از آن روزها نگذشته و خاطره یکشنبه سیاه مجلس در اذهان مردم باقی است. یکشنبه ای که ابهامات فراوانی را در افکار عمومی ایجاد کرد و واکنش های رخ داده در آن جلسه مجلس منجر به وقایع احساسی و دور از انتظار قم شد.

یکشنبه سیاه حاصل یک دوره پر از اما و اگر در مدیریت علی لاریجانی بر مجلس هشتم و نهم بود. دوره ای که سرشار از التهابات و ابهامات متعدد در سطح مجلس و افکار عمومی گشت و چند بار متعدد موضع گیری صریح و انتقادی مقام معظم رهبری از مجلس را به همراه داشت. ریشه های حادثه قم را باید در مدیریت پنج ساله علی لاریجانی بر مجلس جستجو کرد. مدیریت آکنده از سوال و استیضاح های جنجال برانگیز و غیر ضرور که در نهایت در فاجعه یکشنبه سیاه به اوج خود رسید.

ریشه های حادثه قم را باید در بداخلاقی های متعدد علی لاریجانی با دولت و تحریک حامیان دولت دنبال کرد که با آن ادبیات نامناسب در صحن علنی مجلس کار ناشایست احمدی نژاد را به وجهی دیگر با ناشایستی پاسخ داد و در نهایت ابهامات ایجاد شده پیرامون خانواده علی لاریجانی در سازوکار معیوب اداری و قضایی همچنان پس از ماه ها سرگردان و بدون نتیجه باقی مانده است.

مردم ایران و به طور کلی مردم هر حکومتی نسبت وجود رانتهای مختلف از طرف بستگان مسئولین حکومتی از حساسیت بالایی برخوردارند. در ایران نیز بزرگترین نمونه این حساسیت پیرامون خانواده هاشمی رفسنجانی در میان مردم به وجود آمد و همچنان هم این ابهامات و علامت های سوال به قوت خود باقی است. ماجرای یکشنبه سیاه مجلس فارغ از عکس العملی که میان مردم نسبت به مدیریت پنج ساله مجلس ایجاد کرد، بازتاب یک حساسیت از جنس چنین حساسیتی بود. سوالی که در ذهن ها ایجاد شد، هر چند مسیر قانونی و اخلاقی نداشت، می بایست در اسرع وقت مورد رسیدگی قرار بگیرد و واکنش قم نشان از اشباع روحیه مردم از وجود معضل جدیدی در این رابطه بود. معضلی که تمام ایران با دخالت بستگان هاشمی رفسنجانی در حوزه های مختلف تجربه کرده بود و توان پذیرش معضل دیگری از این جنس این بار در یک خانواده دیگر را نداشت.

با این همه ضمن مبارک بودن رسیدگی شفاف و غیر جناحی نسبت به حادثه ناهنجار قم به نظر می رسد یک همت چند برابر برای رسیدگی به ریشه هایی که ذکر آن رفت باید به وجود بیاید. البته ظاهرا چاقو دسته خود را نمی برد اما در نظام اسلامی و حکومت مبتنی بر عدالت چنین ملاحظاتی نه پسندیده و نه معقول است. رسیدگی مجلس به کوتاهی های خود شاید درخواستی آرمان گرایانه و کمال گرا باشد.