رجعت فصل گرما و مانکن های خیابانی

نماینده – مرتضی اسفندیاری؛ با رجعت فصل گرما، گویا رقابتی بین زنان و دختران بی قیدوبند نسبت به حجاب ایجاد می شود هریک سعی در تظاهروخودنمایی بیشتر در معرض عموم دارند. گویی فرش قرمزی برایشان پهن و مزونی در کار است و هر کس دلبری بیشتری کند، جام طلا بیشترش می دهند. دیگر حجاب و…

نماینده مرتضی اسفندیاری؛ با رجعت فصل گرما، گویا رقابتی بین زنان و دختران بی قیدوبند نسبت به حجاب ایجاد می شود هریک سعی در تظاهروخودنمایی بیشتر در معرض عموم دارند. گویی فرش قرمزی برایشان پهن و مزونی در کار است و هر کس دلبری بیشتری کند، جام طلا بیشترش می دهند.

دیگر حجاب و دلباختگی به حضرت زهرا (س) منسوخ شده است و هر کس به آن پایبند باشد امل به حساب می آید. اکثرشان معتقدند که این حجاب (چادر) و یا هر نوع پوشش کامل، متعلق به فرهنگ عرب است و ما ایرانی هستیم و عجم؛ اما در این میان سؤال اول نگارنده از این شبه روشنفکران این است:

عزیزان! هیچ می دانید، جامعه ی آمریکا که در حال حاضر طلایه دار سکولاریزم، فمینیزم و آنارشیزم که ریشه همگی آنها در اومانیزم (مکتب اصالت بشر) می باشد، است؛ روزی و روزگاری، این جامعه دارای حجاب و پوششی درخور یک انسان متمدن داشته است؟

بهتر است برای تنویر افکار عموم، نگاهی به سینمای امریکا و جامعه ی آنها، قبل از تأسیس هالیوود و زمان Early cinema (نوزادی سینما) بیندازیم تا روشن شود که جامعه امریکا نیز، خود مقهور و مسحور مغولهای یهودی است که به این سرزمین از لهستان و آلمان و … کوچ کردند و دیوانه وار و متوحش به این دیار تاختند و با دست یازیدن به فرهنگ آنها و منکوب آن، فرهنگ برهنگی را جایگزین آن کردند. – لازم به ذکر است که لقب مغول را خودشان برای خود برگزیدند –  به این صورت که ابتدا با رخنه درون سینما و گرفتن آن از دست بزرگان سینمای آن روزگار و مخترعین آن، مانند ادیسون و گریفیث و … و استیلا بر آنها و به سیطره درآوردن سینمای امریکا، یک سینمای جدید با تفکرات یهودی، صهیونیستی و ماسونی را پایه ریزی کردند که از سردمداران این مغولهای یهودی می توان آدولف زوکر صاحب شرکت پارامونت، کارل لیملی صاحب شرکت یونیورسال پیکچرز و لویی بی میر صاحب شرکت مترو گلدوین میر، هری و جک وارنرصاحبان شرکت برادران وارنررا نام برد. در آن زمان، زنان جامعه ی امریکا که کویکر(Quaker) نامیده می شدند، لباسهای بلند و گشادی به تن می کردند که تا پایین ساق پا را می پوشاند و آستین های بلندی که تا مچ دست را در برمی گرفت و کلاه های بزرگی که لبه های پهنی به صورت سایبان داشت.

در آن زمان رسم نبود که زنان با آرایشهای غلیظ در جامعه، رفت و آمد کنند و با مردان بیگانه بر سر یک میز بنشینند و مشروب بنوشند و قماربازی کنند. وسیگار کشیدن برای زنان جرم بود؛ تا اینکه سروکله ی مغولهای بی سروپای یهودی با تفکرات صهیونیستی و ماسونی به سینمای امریکا پیدا شد و ستارگان سینمای امریکا به حاشیه رانده شده و ستارگان یهودی الاصل مانند الیو توماس (Olive Thomas) – که البته دخترانی فراری و مهاجر از کشورهای مختلف بودند که توسط شخصی به نام هارلد زیگ فیلد با رقاصگی آموزش و پرورش یافته بودند و سپس به سینما راه می یافتند – جایگزین آنها شدند. یکی از این دختران بی هویت یهودی یعنی الیو توماس که شهرت خاص و محبوبیتی بی نظیر در بین مردم داشت، از آنجایی که هیچ دغدغه ای از شهرت و زیبایی و ثروت نداشت، از درد بی غمی به پوچی رسید و افسرده شد و تصمیم به خودکشی گرفت. دقیقن زمانی که وی طناب داری مهیا کرده بود و آماده ی انجام تصمیم خود بود، ناگهان منصرف گردید و تصمیم گرفت با ظاهری متفاوت، مجددن در سینما حضور یابد؛ این بود که موهای بلند خود را تا حد موهای آقایان کوتاه کرد و با آرایشی غلیظ و دامنی تنگ و کوتاه در صحنه ی سینما حاضر شد و تیپ جدیدی از پوشش و رفتار ناهنجار خانمهای جوان را با نام Flapper بنیان نهاد و از آن پس فلپرها شدند الگوی نسل جدید جامعه ی امریکا و جوامع غربی و شرقی – که البته ناگفته نماند که گوگوش، خواننده و بازیگر خودشیفته رژیم طاغوت نیز مدل ایرانی این بازیگر هالیوودی است که داستان الیو توماس را جعل نموده و به نام خود ثبت کرد و با موهای پسرانه ظاهر گردید و وانمود نمود که در اثر افسردگی به این شکل و شمایل در آمده و بعد از آن مدل موی گوگوشی در ایران در بین خانمها رایج گردید.- البته این مدل مو در سال 1320 به ایران وارد شد و در آرایشگاه ها تبلیغ و به اجرا درآمد و سپس بعد از مرگ الیو توماس مدل انگلیسی آن، توییگی (Twiggy) با همان شکل مجددن پا به عرصه گذاشت که توسط دختری انگلیسی به نام Twiggy معرفی شد – البته چیزی حدود 50 سال پس از مدل امریکایی مذکور خود.

 با آمدن این عروسکهای خیمه شب بازی یهودی در عرصه ی سینما و رخنه در فرهنگ امریکا آقای هنری فورد، صاحب شرکت فورد امریکا که از قضا، دستی در نوشتن و رسانه ها داشت، این خطر بزرگ را احساس نمود و این شبیخون فرهنگی را به جامعه ی امریکا بارها هشدار و اخطار داد. این مصلح جامعه ی امریکا اعلام کرد که به فرهنگ ما حمله شده است. اما نفوذ مغولهای هالیوودی بیشتر از آن بود که صدای هنری فورد به جایی برسد.

این ناهنجاری و عدول از ارزشهای اخلاقی و معنوی از بطن و کنه جامعه ی امریکا شروع و پس از تسری به جوامع غربی به آسیا و همچنین ایران ریشه دواند و آشی که آدولف زوکرها و وارنرها پختند و ارائه کردند، همه مردم جهان را آش خور کرد.

حالا شما خود، قضاوت کنید که این حجاب و آرایش شما ایرانیست؟ اگر پوشش اسلامی و عربی ننگ و عار است، پس چرا فرهنگ هالیوودی و یهودی سینمای امریکا؟؟؟

سؤال دوم: مگر شعار شما ایرانی بودن نیست؟ مگر نه این است که پوشش زنان هخامنشی لباسهای بلند تا مچ پا بوده است و فقط موها آزاد بوده است؟ و اگر کمی جلوتر آییم، پوشش زنان قاجاریه چادروچاقچور بوده است که آن نقص برهنه بودن سرومو را هم برطرف کرده است؛ پس چه بر سر اصالت ایرانی شما آمده است؟ دم خروس را باورکنیم یا قسم … .

این وقاهت به جایی رسیده است که این مانکنهای خیابانی خود را دارای ارزش و وقار و فرهنگ و متمدن، دانسته و خانمهای محجبه و اصیل مسلمان و ایرانی را امل خطاب می کنند و از آنها روی برمی گردانند و در برخی موارد، کاربه تهدید و تعرض هم می رسد. گویا فرهنگ برهنگی، بسی ارزشمندتر از فرهنگ اصیل ایرانی و اسلامی است. چه زیبا سروده است شاعر فقید بسیجی، مرحوم آقاسی در مورد این مانکن های خیابانی:

خواهرم دیگر تو کودک نیستی                   فاش تر گویم عروسک نیستی.