به گزارش «نماینده» سردار شریف سخنگوی سپاه پاسداران در گفتگو با روزنامه شرق آخرین مواضع سپاه و تاریخچه تعاملات سپاه با سه دولت گذشته را مطرح کرد:
سپاه در ابتدای شکلگیری، بخش عمدهای از کارش کار فرهنگی و در جهت ترویج گفتمان امام و گفتمان انقلاب اسلامی بود و در جهت ساختارسازی و سازمانسازی برای استقرار نظام جمهوری اسلامی و تغییر نظام بوروکراسی شاهنشاهی فعالیت میکرد. البته در این راستا برخی نهادها و دستگاههای دیگر نیز متناسب با شرایط و ظرفیتهای خود ایفای نقش میکردند.
بعد از سپریشدن سال 58 و پایان کار دولت موقت و حوادث پس از تسخیر لانه جاسوسی و حمله نظامی آمریکاییها به طبس، جنگ تحمیلی عراق با حمایت استکبار جهانی در 31 شهریور 1359 آغاز شد. دولت زمان جنگ شرایط خاصی داشت، ما در تقابل با یک تهاجم خارجی بودیم و تلاش میشد از سوی دولت یک تعامل جدی و پشتیبانی و حمایت بدون دعوا و درگیری را شاهد باشیم. کسانی که در خطوط مقدم بودند از دولت مطالبه داشتند و حق هم داشتند و از زمانی که دولت نقش و جای خود را پیدا کرد تدریجا این پشتیبانیها بیشتر هم شد. گرچه در سالهای آخر جنگ تحمیلی نسبت به رویکرد و رفتار نخستوزیر و دولت وقت انتقاداتی مطرح است.
در دولت سازندگی که آغاز ورود سپاه به سازندگی است، بارها و بارها رییسجمهور و وزرای دولت در مقاطع مختلف، این نقش برجسته سپاه را مورد تقدیر قرار دادند و سپاه با وجود همه این موانع کارهای بزرگی را انجام داد. افزایش تجربه و دانش فنی و تامین تجهیزات جدید در این عرصه در دولت اصلاحات هم تداوم پیدا کرد و پروژههای زیادی به سپاه محول شد که بخش عمدهای از پروژهها در همان دولت اصلاحات به پایان رسید و وزرای عمدتا فنی دولت اصلاحات، مثل وزارت نیرو و راه از نوع کار سپاه چه از بعد کیفی و چه کمی راضی بودند.
تمام مصاحبهها، گفتوگو و اظهارات وزرای اصلاحات در مراسم افتتاحیه و اختتامیه پروژههای واگذار شده به سپاه موجود و مستند است و یک مورد هم گله و شکایت از نحوه اقدامات سپاه نه در دولت اصلاحات و نه در دولت سازندگی نبوده است.
در دولت نهم و دهم نیز همین روند ادامه پیدا میکند و گاهی مشکلات سپاه در این دوره بیشتر از دوره اصلاحات و سازندگی هم بود که دلایل خاص خود را دارد و برخلاف آنچه در برخی رسانهها گفته شده که کار سپاه با آمدن احمدینژاد تسهیل شد و سپاه در همه پروژهها هست، اینطور نبود، این موضوع دقیق نیست و مستنداتش هم وجود دارد. یکی از دلایل آن هم این است که پذیرش کار از طرف کسانی که در دولتهای نهم و دهم حضور داشتند بنا بر دلایلی مثل دولت اصلاحات و سازندگی سهولت لازم را نداشت،
البته نه اینکه ممانعت ایجاد کنند چون توان و تخصصی که سپاه دارد توانی نیست که دولتها به سادگی از خیر آن بگذرند. برخلاف برخی تبلیغات جهتدار، این سپاه نیست که تلاش دارد پروژههای مختلفی را بگیرد و کار کند بلکه این دولتها بودهاند که تلاش میکردند از ظرفیت و فرصت سپاه استفاده بیشتری کنند.
بعد از انتصاب سرلشکر جعفری به فرماندهی کل سپاه یکی از تدابیر ایشان این بود که ورود سپاه به عرصه پروژههایی که امکان انجامش توسط پیمانکاران داخلی بود را محدود کنند و حتی سقف ریالی پروژهها را مشخص کنند و تلاش شده سپاه جایی ورود پیدا کند که پیمانکاران داخلی توان انجام آن را ندارند و عمده رقبای آن در این پروژهها شرکتهای خارجی هستند. البته در دولتهای نهم و به ویژه دولت دهم، مساله تحریمها نیز مشکلاتی ایجاد کرد که باید این را هم به دلایل دیگر اضافه کنید. مثلا انتقال خط لوله صلح از عسلویه به ایران شهر پروژهای نیست که از سوی پیمانکاران داخلی داوطلب داشته باشد، هر آدم عاقلی هم میداند که وقتی توانی در کشور است نباید شرکتهای خارجی وارد شوند. از طرف دیگر برآورد هزینهها و فرصتآفرینی برای پیمانکاران خرد نیز باید مورد توجه قرار گیرد.
قاطعانه میگویم سپاه هیچگاه به دنبال این نبوده که چه کسی رییسجمهور میشود. مبنای سپاه این بوده که آنچه مورد نظر رهبری و در دو بعد امنیت انتخابات و حضور حداکثری مردم است تحقق پیدا کند و سپاه در این دو بخش همیشه فعالانه حضور داشته است.
اینکه گفته میشود سپاه در سال 84 پشتیبان آقای احمدینژاد بوده است حرف درستی نیست و با قاطعیت میگوییم سپاه به هیچوجه به دنبال ایشان نبود. اما بحث دیگری که مطرح است این است که بسیجیها گفتمان احمدینژاد را به لحاظ نوع شعارها و عملکردی که در زمان مدیریت شهرداری از ایشان دیدند، پسندیدند و افکار عمومی در آن مقطع هم موثر بود، افکار عمومی، نیازها و مطالباتی دارد و نگاه میکند در شعارهای چهکسی این مطالبات برجسته است.
اما این به آن معنا نیست که بسیج بهطور سازمان یافته پشت آقایاحمدینژاد باشد، بسیجیها که بخش قابل توجهی از جمعیت کشور هم هستند احساس کردند آنچه میخواهند و میپسندند در رویکرد ایشان هست و قابل انکار هم نیست که بسیجیها آن مقطع، رای اصلیشان وی بود. در انتخابات بعدی هم همینطور بوده است. درست است که بسیج سازمان وابسته به سپاه است اما اینطور نیست که سپاه به آن امر و نهی کند و در انتخابات به آنها دستور دهد که به چه کسی رای دهند.
در دوره اصلاحات که دوره ورود بسیج به عرصه جنگ نرم بود، در آن زمان به خبرگزاری فارس و روزنامه جوان به عنوان یکی از ابزارهای جنگ نرم مجموعه سازمان بسیج کمکهایی کرد اما آن خبرگزاری و روزنامه تابع همان قوانینی هستند که سایر خبرگزاریها و روزنامهها تابع آن میباشند و رسانه اختصاصی سپاه محسوب نمیشوند.









