
این ادعای جهت دار محسن هاشمی از یک سو نشان دهنده عطش فراوان برای تکیه زدن بر کرسی شهرداری است زیرا چنین استدلالی بیشتر شبیه یک لطیفه است تا یک دلیل منطقی و از سوی دیگر بیانگر دورخیز همه جانبه جریان سیاسی دهه های قبل برای تصاحب تمام کرسی های قدرت. با این منطق در واقع باید گفت کسی باید رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام باشد که قصد کاندیدای ریاست جمهوری شدن را نداشته باشد یا باید گفت کسی باید رئیس مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع باشد که نخواهد رئیس جمهور شود. حتی می توان گفت کسی باید رئیس متروی تهران باشد که سودای شهردار شدن نداشته باشد.
به نظر می رسد زد و بندهای فراوان در میان برخی از باندهای قدرت رفته رفته در حال شفاف شدن است. افرادی که خود با رانت پسر فلان پدر بودن در حال گذران حیات سیاسی خویش هستند برای شهرداری نسخه می پیچند که کسی باید شهردار شود که هدفش ریاست جمهوری نباشد! به طریق اولی باید گفت اگر قصد و نیت خدمت به مردم است پس کسی باید شهردار باشد که شائبه وابستگی حزبی و فامیلی او با یک فرد خاص خدشه هزار فامیل را بر پست شهرداری در میان افکار عمومی رواج ندهد.









