به گزارش «نماینده»، محمود کریمی در مصاحبه با تسنیم نظراتی درباره جریانهای مداحی در ایران (پویایی مداحی، مداحی به اصطلاح مدرن و …)، شعر معرفتافزا و رعایت شأن اهلبیت(ع) در اشعار، اشک گرفتن از مستمع و بحثهای سیاسی در هیئت بیان کرده است. درادامه شرح مفید اما مختصری از نظرات وی را آورده ایم.
در مناسبتهای مذهبی سالهای اخیر محمود کریمی یکی از مداحانی بود که یکتنه تلویزیون را در انحصار مداحی خود درآورده بود. محمود کریمیِ جوان در سالهایی که خیلیها فکر می کردند که دوران سبک مداحی سنگین و وزین به پایان رسیده است اوج محبوبیت رسانهای میرسد. محمود کریمی برای اولین بار در یک مولودی خاطره انگیز مربوط به ولادت حضرت علی(ع)، بینندگان تلویزیون را با مداحی جوان(خودش) آشنا کرد که در عین استفاده از محتوا و رفتاری حرفهای سبک حاج منصور، شور و حال جدیدی در عرصه مداحی بپا کرد.
محمود کریمی هیچ گاه در همه این سالها کارش را به سبکهای سنتی پیشین محدود نکرد. یک بار مجلس خود را تماما به ابتهال خوانی اختصاص داد که اتفاق بیسابقهای در مداحی ایرانی بود و بارها هم سبکهای تا به حال تجربه نشده که حاصل ابداع و نوآوری خودش بوده را در مجالسش استفاده کرده است. اما هیچ کدام از این اتفاقات سبب نمیشود که کریمی را از نسل مداحانی که حاج منصور پیش روی آنها بود جدا کنیم و به نسل بعدی مداحان جوانی که با سبکهای خاص پا به عرصه گذاشتهاند متعلقش کنیم. کریمی هیچ گاه سنگینی و وزانت محتوای مجالسش را فدای جذب جوانانی نکرد که به هیئت به چشم محل تخلیه انرژی نگاه میکنند.
محمود کریمی با رعایت ملاحظات و اعتدال در میان دو جریان سنتی و مدرن مداحی در ایران توانسته است طرفداران هر دو نگاه را با هم در یک جا جمع کند. این به شدت نکته مهم و اساسی است اینکه کریمی با وجود محبوبت و شهرت فزاینده تنها مداحی است که در همه این سالها هیچ حاشیهای نداشته است و این نه به معنای این است که کاری مثلا به دنیای سیاست نداشته است که موضعگیریهای تحسین برانگیزش در ایام فتنه هنوز در خاطر همه هست.
تنها موردی که چندی پیش برای او حواشی کوتاهی به همراه آورده بود مربوط به ماجرای دمامزنی در حسینیه چیذر و ایجاد شور سینهزنی به وسیله طبل و سنج بود. او بارها اعلام کرده که پس از تذکر بزرگان نظام مبنی بر توقف این اقدام، بلافاصله دمامزنی را در هیئتش رها کرده است. البته دمامزنی پیش از او آغاز شده بود و حتی پس از او در برخی هیئتهای دیگر همچنان ادامه دارد.
سنتی یا مدرن یا چیزی بین این دو
محمود کریمی در خصوص سبک مداحی و خط آن می گوید: خط را ما تبیین نمیکنیم، بلکه بزرگتر ما یعنی مقام معظم رهبری تبیین میکند. اگر بخواهیم با نقاط قوت و ضعف یک مداحی آشنا شویم، منشوری از فرمایشات مقام معظم رهبری را در پیش چشم خود قرار میدهیم تا راه خود را پیدا کنیم.
آنان که سبک سنتی را بهترین سبک می دانند، بگویند که آیا از زمان صفویه تاکنون همه یک نواخت می خواندند؟ میخواندند و هماهنگ سینه میزدند؟ وقتی فقهمان پویا است و روضه خواندنمان نیز باید پویا باشد. اول باید سبک سنتی را تعریف کرد و بعد به انتقاد پرداخت.
من ضمن احترامی که برای مداحان و وعاظ و دلسوزان قائلم، باید بگویم زمانی که منشور مقام معظم رهبری برای مداحی وجود دارد، چرا کار دیگری انجام دهیم؟ ایشان میفرمایند مداحی باید عاطفی و حماسی و هنرمندانه باشد. چهل سال پیش زمانه صفحه گرامافون و رادیو بود، اما اکنون ظرف 10 ثانیه شما میتوانید به مستهجنترین سایتهای دنیا وصل شوید. ما با این جبهه میجنگیم و در مداحی خود دنبال راهی هستیم که شرعی هم باشد.
دمامزنی و حذف آن
در مورد سنج و طبل و … باید بگویم که قدمت آن بیشتر از خیلی از کارهای مربوط به هیئت است و حتی قدمت آن از سینهزنی هم بیشتر است. وقتی ما این کار را شروع کردیم افراد زیادی حساسیت نشان دادند؛ باید از این دسته پرسید که آیا همه مشکلات حل شده و فقط مشکل ما سنج و طبلی است که یک سوم ایرانیان بر حسب سنتشان استفاده میکردهاند.
ما با توجه به احترامی که برای دوستان قائل بودیم، فقط بنا فرمایش رهبر انقلاب که فرمودند این وسایل را از داخل هیئت ها جمع کنید و در فضای خارج هیئت اشکالی ندارد، این ادوات را جمع کردیم. و الا معتقدیم استفاده از این ادوات هیچ اشکالی ندارد. در اصل هم بر خلاف آنچه عده ای گفته بودند که اینها ادوات موسیقی اند، اینها ادوات جنگ بودند.
جایگاه مداح و واعظ در هیئات امروز
من با توجه به این که روضه خوان وهستم، به هیچ هیئتی باید و نباید نمیکنم. گاهی برای هیئتهای ماه محرم و ماه رمضان که خیلی از نظر من مهم است، دوستان ما برای یک واعظ مدتها تحقیق میکنند. افراد مختلف را از جهت سواد و روزآمدی بررسی میکنند و این خیلی مهم است.
درباره اینکه مطلبی را من بگویم یا واعظ، باید بگویم که شخصی که لباس روحانی دارد مانند مهر برجسته است. مردم باید جایگاه اصلی واعظ را بدانند. ما کار فرهنگی هم انجام میدهیم و حفظ پیوند روحانیت و مردم که البته همیشه بوده، بر عهده ما هم هست. در بعضی موارد هم قائل به این هستم که شأن و جایگاه روحانیت باید حفظ شود. این تحفظ هم باید از جانب مستمع و بنده باشد و هم از ناحیه خود روحانیون گرامی. در بعضی موارد برخی از این عزیزان وارد عرصههایی شدهاند که با لباس روحانیت همخوانی نداشته است و در فضایی حاضر شدهاند که فضای آنجا به هیچ عنوان زیبنده حضور یک روحانی نیست. بعضی روحانیهای حاضر در هیئت و خصوصاً در جلسات ما هستند که واقعاً تلاش میکنند که منبر غنی و پرباری داشته باشند و واقعاً با سواد هستند. این موضوع باید در ذهنها جای بگیرد که وعاظ سواد بالا و منطقی دارند و روضه خوانها هم باید در قبال استفاده از محضر چنین عزیزانی منطقی رفتار کنند.
شخصی که لباس روحانی دارد مانند مهر برجسته و اثرگذار است و نباید از هیئت و روضه حذف شود. مردم هم باید جایگاه اصلی واعظ را بدانند و همانطور که از مداح استفاده میکنند از منبر واعظ هم بهره ببرند.تأکید میکنم که وعاظ، روحانیون و روضهخوانهای ما همگی باید قدر و جایگاه خود را بشناسند و معارف الهی و اسلامی را با منطق و عقلانیت به مردم انتقال دهند.
شعر باید معرفتافزا باشد
معرفت اصل است. اما اگر به آن خوب پرداخته نشود فرع جلوه میکند. مخاطب ما جوان است و دستور نمیخواهد. برای مثال: «افتادگی آموز اگر طالب فیضی/ هرگز نخورد آب زمینی که بلند است» تشبیه زیبا و آموزندهای است و آن را جوان خوب می فهمد و خوب به آن عمل میکند، اما اگر به او دستور بدهی که افتاده باش، دیگر قبول نمیکند. بیان معارف از اصول خواندن است و اگر شعر شعری سالم و وزین باشد تأثیر خود را میگذارد. گذشته از این همیشه که نباید شاعر و مداح با مستمع کنار بیاید، مقداری هم مستمع باید با او کنار بیاید.
رهبری زمانی فرمودند اگر جلسهای دارید نگاه نکنید که مخاطب چه دوست دارد نگاه کنید چه چیزی به درد او میخورد. دارویی که برای بچه هم میدهند این روزها برایش شیرینش میکنند مثل قدیمها نیست. مطلبی که میخواهی اثرگذار باشد را هم باید با زبان مطلوب و زبانی که بیشترین اثرگذاری را دارد به مخاطب برسانی. باید طعم آن را بچشد.
آیتالله تهرانی: روضهخوان نباید فقط دنبال گژریاندن مستمع باشد باید به دنبال بیان حقایق باشد
من یک بار در ایام عاشورا گفتم که میخواهم روضهای چهار کلمهای بخوانم "وای حسین کشته شد" و چون مجلس آماده بود، با این حرف نیم ساعت گریه کردند و کاری جز اشک نبود. اتفاقاً گریه کردن هم ملاک است و رابطه عاطفی را تقویت میکند. امام زمان(عج) روحی فداه فرمودهاند: من صبح تا شب و شب تا صبح برایتگریه میکنم و بعد از آن خون گریه میکنم. بنابراین ما با گریه آرام میشویم.
این از آن دسته اشکهایی است که حرام نمیشود. امام زمان(عج) فرمودند: به ما اعتماد کنید، گریه کنید برای سیدالشهداء(ع)، گریه برای سیدالشهدا(ع) شما را به ایشان نزدیک و رابطه عاطفی را بیشتر میکند، چون دوستش داری همین باعث میشود اخلاقت مثل اخلاق او شود و به خدا نزدیکتر بشوی.
اما یادمان باشد که گریه خالی برای سیدالشهداء(ع) آدمی را به "مقعد صدق عند ملک مقتدر" نمیرساند، بلکه ممکن است تنها آدمی را از آتش نجات دهد و از جهنم به بهشت درآورد و تنها عده خاصی از محبان حضرت امام حسین(ع) میتوانند به سعادت دیدار ایشان و همنشینی با ایشان نائل شوند. بنابراین گریه بر سیدالشهداء ممکن است ما را از آتش نجات دهد، اما همه گریهها ما را از حسرت نجات نمیدهد.
هر مشکلی که در عالم به وجود می آید اسرائیل به وجود می آورد، "نه این اسرائیل بلکه بنی اسرائیل"
طرح تقریب مذاهب رسما توسط جمهوری اسلامی پیگیری میشد و دقیقاً در زمانی که داشت به بار مینشست و علمای مذاهب با هم دیدار و گفتگو داشتند و روابط مسالمتآمیز بود، استعمار انگلیس با دسیسه خود مانع از به ثمرنشستن آن شد. تقریب مذاهب و برقراری ارتباط منطقی با بزرگان ادیان و بحث و گفتگو درباره مباحث علمی و بیان نظرات هر گروه از گذشته در اسلام بوده است.
به محض اینکه مذاهب آمدند به هم نزدیک شوند وهابیها آمدند، سلفیها آمدند، اینها تا حدی با اهل بیت(ع) زاویه و در برابرشان موضع دارند که حاضرند گودال آتش درست کنند و بنزین بریزند و تک تک شیعیان را زنده زنده بسوزانند. اگر به شیعه بگوییم این کار را انجام بده، او این کار را میکند؟ هرگز! پیغمبر اکرم فرمودند حیوان را هم مثله نکنید. این قضایای اخیر در مصر و کشورهای منطقه و این قتلعام وحشیانه در سوریه و … از جای دیگری آب میخورد. من باورم این است که دشمن اسلام و دشمن خدا نیست مگر اسرائیل. هر مشکلی که در عالم به وجود می آید اسرائیل به وجود می آورد. نه این اسرائیل بلکه بنی اسرائیل.
رابطه هیئات و حسینیه ها با سیاست
اگر سیدالشهدا(ع) سیاسی نیست، چرا در حرم آقا بمب میگذارند؟ آنان از حرکت امام حسین(ع) میترسند. امام فرمودند حرکت سیدالشهدا(ع) سیاسی بوده و بلکه سیاسیترین حرکت عالم بوده است.
عدهای که میگویند در موضوع سیاست دخالت نکنیم، باید ببینیم چه کسانی هستند؟ ما در زیارت جامعه کبیره میخوانیم: «و ساسه العباد»؛ من خودم قائلم به این که در یک سری از مسائل سیاسی باید دخالت و اظهارنظر کنیم. در بعضی مسائل دخالت نکنیم ولی اعلام نظر بکنیم و البته در یک سری قضایا هم اصلا نباید حتی اظهار نظر بکنیم، چون در شأن ما نیست و شأن ما بالاتر از آن است.
در پاسخ به آقایانی که میگویند مداحان نباید در کار سیاست دخالت کنند من پاسخ میدهم که خودشان در سیاست دخالت نکنند چون این حرفشان از بیسوادی سیاسیشان نشأت میگیرد. بهتر است به کار خودشان برسند. چون ما این بینش را داریم که در سیاست اظهار نظر کنیم، ولی آنها ندارند.
شهد و آرمان شهدا را کنار گذاشته ایم؛ اصالت ما اسلامی ایرانی است
زمانی که جنگ است، برای شهدا و رزمندگان و بسیجیان ارزش قائلند و احترام میگذارند، اما بعد از جنگ، در همان دانشگاهی که اگر شهدا نبودند حتی وجود هم نداشت، عده بسیار محدودی نمیگذارد پنج شهید گمنام در دانشگاه دفن شود.
خواهشم از آحاد مردم این است که با هر گرایش سیاسی که دارند، وصیت نامه شهدا را بخوانند. آمار نشان میدهد بیشترین کلمهای که در وصیتنامه شهدا آمده، کلمه اسلام است و بعد از آن، امام زمان(ع) و امام خمینی(ره) و جمهوری اسلامی ایران است. شهدا به خاطر این آرمانها به شهادت رسیدند و ما اکنون آرمانهای آنها را کنار گذاشتیم و از «وطنم …» میگوییم. ما هرگاه ملیتمان را از اسلام جدا کردیم و به ایرانی بودن صرف بالیدیم، لطمه خوردیم.
فرض کنید که در کشور آمریکا به یک رستوران رفتهاید و در آن فقط دو میز خالی برای نشستن وجود دارد که سر یکی از آنها یک صهیونیسم فارسیزبان ایرانیتبار نشسته و سر میز دیگر یک آمریکایی اهل تسنن است؛ شما سر کدام میز مینشینید؟ قطعاً امثال شما با آن مسلمان مینشینی و همینجا معلوم میشود که ما با امت اسلام شناسایی می شویم نه ملی گرایی.
روزگاری هرات و قفقاز و… برای ما بود که با یک کاغذ مهر شده آنها را از ما گرفتند. اصالتی که بخواهد با یک کاغذ گرفته شود، اصالت نیست. بلکه اما اگر گوشهای از اسلام بخواهد آسیبی ببیند، همه ما در راه آن حاضریم کشته شویم، این یعنی اینکه اصالت ما از اسلام است. اصالت ما ما اسلامی ایرانی است. حساسیت ما نسبت به بحرین، به خاطر شیعیانش است و نه سرزمینش که روزگاری از ما گرفتند و یا یک نفر دودستی تقدیمشان کرد.
از زمانی که شهدا را به نام ایران بدون اسلام مصادره کردند، لطمه خوردیم. شهیدی که با وضو و با دعای کمیل شب قبل از شهادت و با نگاه به سیدالشهداء(ع) و امید به لقاءالله به شهادت میرسد بالایش مینویسند «وطنم»! اگر خودش زنده باشد میگوید که من به خاطر دینم رفتم. ما اصالت خودمان را که عوض کردیم و از همینجا ضربه خوردیم.









