به گزارش «نماینده» محمدحسین صفار هرندی در گفتوگوی تفصیلی با فارس به موضوعات مختلفی از جمله تحلیل انتخابات ۲۴ خرداد، انتخاب حجتالاسلام حسن روحانی، وضعیت اصولگرایان در این دوره از انتخابات، نقش اصولگرایان در مجلس هفتم و مهار گرانی توسط ایشان و اولویتهای دولت یازدهم پرداخته است. مهمترین محورهای مصاحبه وی در ادامه آمده است:
- متکی بودن نهادها و سازمانهای ادارهکننده کشور بر آرای مردم گواه این است که ما نسبت خود را با دمکراسی قطعی کردهایم و میتوان گفت روشنترین مصداق دمکراسی که جابهجایی اکثریت و اقلیت است را در ایران هر هشت سال یک بار شاهد بودیم.
- ۲۵۰ هزار که سهل است حتی اگر فردی که رتبه بالاتری داشت یک رأی اضافهتر هم داشت حق این بود که او بدون دغدغه بر کرسی ریاست بنشیند و این معنای دمکراسی و همان چیزی است که در دنیا قبول شده است..
- رئیس جمهور آینده میتواند دولتی تشکیل دهد که همه از یک گروه سیاسی باشند، یا تلفیقی از گروههای سیاسی مختلف باشد یا اینکه دولتی فارغ از گروههای مختلف سیاسی و بر مبنای شایستگیهایی که افراد دارند تشکیل دهد که بهترین نوع دولت همین است؛ همه این موارد در اختیار رئیس دولت است البته بعد هم به مجلس میرود و مجلس هم از حقوق خود بهره میگیرد و به مناسبترین و شایستهترین افراد رای اعتماد داده و دولت تشکیل میشود.
- مردم هیچ عقد اخوتی با هیچ مقام و مسئولی برای همیشه نبستهاند؛ تعبیری که حضرت امام خمینی رضوانالله تعالی علیه نیز به آن اشاره داشتند که مردم با مقامات و مسئولان عقد اخوت دائمی نبستهاند؛ چارچوب همکاری و همراهی مردم با دولتمردان تا آنجایی است که ببینند در مسیر سلامت حرکت میکنند و پایبند به آرمانها و نظام هستند و برای تحقق نیازها و خواستههای آنها قدم بر میدارند.
- در حق دولت در حال اتمام کنونی نباید جفا کرد، در جایی که حُسنی بوده حسن را باید گفت و جایی که سوءعملکرد یا سوءتدبیر بوده را نیز مشخصاً باید گفت.
- این خیلی مهم است که الان آقای روحانی به عنوان کسی که عَلَم اعتدال را بلند کرده یک معنای عملیاتیتری از اعتدال بیان کند و آن را مبنا کار آینده خود تلقی کند( تا افراد با تفاسیر گوناگون از اعتدال معنای آن را مصادره به مطلوب نکنند)
- در سیاست خارجی خط کلی از سوی مرکزیت نظام در این زمینهها داده میشود و مقام معظم رهبری نیز برای رسیدن به این نقطه از مشورت صاحبنظران بهره میگیرند؛ مثلاً اگر در شورای امنیت ملی یک چیزی به عنوان خط اساسی مواجهه ما با موضوع سیاست خارجی طراحی و تدوین میشود محصول خرد جمعی است و رهبر حکیم انقلاب نقش جمعبندیکننده همه دیدگاهها را دارند.
- روشن است آقای روحانی نمیخواهد از چارچوبهای اساسی نظام خارج شود و در مصاحبهای هم که داشت این را بیان کرد اما راههای متنوعی برای تحقق یک خواسته اساسی و مبنایی وجود دارد و چه بسا هنر هر دولتی این است که از بهترین راه برای تحقق آن خواسته مدد بگیرد
- مشرب آقای روحانی به هیچ وجه نمیپسندد تعبیر سازش را که امر مذمومی در محیط بینالمللی است و به معنای تن دادن توام با خفت و پذیرفتن ذلت به خواسته رقیب جهانی است قبول کند.
- (طی سالهای اخیر) در بین اصولگرایان به لحاظ وجود یم آرمان مشترک، برنامه مشترک و رهبری واحد دچار آفت شدند یعنی اولا در حوزه آرمانی در بعضی از شاخههای اصولگرا حرفهایی صادر شد که زیرآب زدن از اعتقادات مبنایی ما بود؛ مکتب ایرانی در مقابل مکتب اسلام، باستانگرایی در برابر شریعتگرایی و …، ثانیا فقدان برنامه مشترک و تنوع نگاهها گریبان جبهه اصولگرایی را گرفت. ثالثا اینکه متاسفانه جبههای که روزی جبهه متحدی تلقی میشد و بزرگانی از جناحهای مختلف این جبهه با هم حرف میزدند و به یک نتیجهای در زمان انتخابات میرسیدند، حالا جبههای بیسر شده است. یعنی جامعه روحانیت، جامعه مدرسین، جمعیت ایثارگران، موتلفه و دیگر گروهها کاریزمایی نداشتند که بتواند بقیه را پای حرف خود متقاعد کند و متأسفانه روحیه کار جمعی نیز به دلیل همین انشعابطلبیها از دست رفت.
- در مجلس هفتم اصولگرایان بنا را بر این گذاشتند از منافع مردمی که زیر بار گرانی کمرشان داشت خم میشد، دفاع کنند و گفتند اجازه افزایش قیمتها را نمیدهیم. از همان ابتدا که مجلس هفتم شکل گرفت پای کار چنین امری ایستاد و دولت را موظف کرد قیمتها را تثبیت کرده و افزایش ندهد اما وقتی تشتت و پراکندگی به وجود آمد دیگر از برنامه مشترک نمیتوانند حرف بزنند، مجلس اصولگرا یک چیزی تصویب میکند و دولت اصولگرا چیز دیگری تصویب میکند و با یکدیگر درگیر میشوند، مردم این چیزها را میبینند.
- در همان روز برگزاری انتخابات ریاست جمهوری، انتخابات شوراها هم برگزار شد و رفتار اصولگرایان در انتخابات شوراها تا حدودی از انتخابات ریاست جمهوری متفاوت بود؛ در انتخابات شوراها با جمعگرایی و نوعی اتحاد، نتیجه این شد که ۷۰ درصد شوراهای شکل گرفته اصولگرا هستند و این نشان میدهد ذائقه عمومی مردم همچنان به سمت اصولگرایی تمایل دارد.
- آقای روحانی به گفته خودش تمایلات اصولگرایی و اصلاحطلبی دارد و پارهای از شخصیتش وامدار تفکر اصولگرایان است و در گذشته نیز از عناصر این جبهه بوده است و این به معنای این است که ذائقه مردم همچنان به تفکر اصولگرایی تمایل دارد اما ملت تضمین نداده است اصولگرایی را با همه سیّئاتش قبول کند؛ از این رو هنگامی که مردم خطا میبینند، میگویند تلافی آن را هنگام انتخابات درمیآوریم.
اولویت دولت آینده باید مسائل اقتصادی باشد، زیرا در ۲۰ سال گذشته در هر نظرسنجی که از مردم سؤال شده مهمترین رویکرد دولت آینده چه باید باشد، بین ۶۰ تا ۸۰ درصد خواستههایشان اقتصادی و مسائل نزدیک به حوزه معیشت بوده است، بنابراین بعید میدانم رئیسجمهور آینده نداند چه اولویتهایی منجر به انتخاب او شده است.









