به گزارش مجلس ایران، کیهان در شماره امروز خود به مطلبی اشاره کرد که مبین پایگاه دقیق اصلاح طلبان در جامعه می باشد.
یادداشت مذکور با این سوال شروع می شود که: پایگاه رأی واقعی اصلاحطلبان براساس نتایج انتخابات مجلس شورای اسلامی، ریاستجمهوری و شورای اسلامی شهر تهران چهقدر است؟ این سوال از آن جهت اهمیت دارد که افراطیون مدعی اصلاحطلبی با مصادره آرای ریخته شده به نام حجتالاسلام والمسلمین حسن روحانی چنین القا میکنند که در میان مردم حائز اکثریت هستند.
برخلاف این ادعا اولا مقایسه میزان مشارکت عمومی مردم در انتخابات مجلس نهم (اسفند 1390) و ریاست جمهوری یازدهم (خرداد 92) کاملاً گویاست. اصلاحطلبان انتخابات مجلس در اسفند 90 را تحریم کردند اما همین انتخابات با مشارکت 65 درصدی مردم مواجه شد که سومین رکورد بالای مشارکت در میان 9 دوره انتخابات مجلس بود. حال اگر این رقم را با انتخابات ریاستجمهوری اخیر که 73 درصد مردم در آن شرکت کردند مقایسه کنیم، تنها تفاوت 8 درصدی مشاهده میشود. ضمن اینکه در همه ادوار، میزان مشارکت مردم در انتخابات ریاستجمهوری 10 تا 15درصد بیش از انتخابات مجلس بوده است.
در واقع همانگونه که عباس عبدی نیز تصریح کرد حتی اگر اصلاحطلبان در انتخابات شرکت نمیکردند لااقل 65 درصد مردم شرکت میکردند و البته براساس نظرسنجیهای انجام گرفته در دو ماهه قبل از انتخابات، مشارکت 70 درصدی مردم – فارغ از تصمیم اصلاحطلبان تحریم یا شرکت در آن- مسجل شده بود. درواقع به گفته عضو مستعفی مشارکت، مردم حضور در انتخابات رابه اصلاحطلبان تحمیل کردند.
ضمن اینکه آقای روحانی هرگز خود را اصلاحطلب معرفی نکرده و اعتدالگرا و فراجناحی توصیف کرده است. نامزد اصلاحطلبان محمدرضا عارف بود که طیفی از نشریات اصلاح طلب به وی تمایل بیشتری نشان میدادند. او زمانی عضو حزب مشارکت بود و معاون اول دولت اصلاحات به شمار میرفت. با احترام به شخص آقای عارف باید گفت آخرین نظرسنجیها در 4-5 روز مانده به روز اخذ رأی نشان میداد وی حداکثر نظر 7 درصد شهروندان را به خود جلب کرده است. به همین دلیل نیز اصلاحطلبان، نظر خود را عوض کرده و مدعی حمایت یکسویه از روحانی شدند.
نکته مهم دیگر در مقایسه آرای داده شده به روحانی در تهران و نفر اول فهرست اصلاحطلبان در انتخابات شورای شهر تهران (مسجد جامعی) معلوم میشود. 2 میلیون و 862 هزار شهروند تهرانی در انتخابات ریاست جمهوری و 2 میلیون و 786 هزار تهرانی در انتخابات شورای شهر، رای خود را به صندوق انداختهاند. روحانی در این میان رای 1 میلیون و 326 هزار شهروند تهرانی (47 درصد آرا) را حائز شده و حال آن که مسجد جامعی 281 هزار رای را به دست آورده، یعنی تقریبا یک پنجم (20 درصد) آرای روحانی. در مقابل مهدی چمران به عنوان منتخب اول مردم تهران، حائز 566 هزار رأی (دو برابر آرای مسجد جامعی) شده است.
نفرات آخر اصلاحطلبی که وارد شورای شهر شده اند (13 نفر از مجموع 31 نفر) مانند آقای سرخو حائز 118 هزار رای شدهاند در حالی که او هم دارای صبغه کارگری مستقل است. آرای مسجد جامعی در قیاس با 2 میلیون و 786 هزار رای ریخته شده به صندوقها در انتخابات شورای شهر تهران، نسبت یک به 10 یا 10درصدی را نشان میدهد. یعنی از هر 10 شهروندی که در انتخابات شورای شهر و ریاست جمهوری در تهران شرکت کردهاند، 9 نفر حاضر نشدهاند به نفر اول فهرست اصلاحطلبان در انتخابات شورای شهر رای بدهند. تازه این رای – بیرایی! – اصلاحطلبان در تهران است و طبیعتا این رقم در شهرها و مناطق دیگر کشور به مراتب بدتر است.
نکته قابل تامل دیگر تحرکات تبلیغاتی طیفی از نشریات زنجیرهای – با منطق راه بیندازو جا بینداز و دروغ هر چه بزرگ، باورپذیرتر!- است که با کسب 13 کرسی از مجموع 31 کرسی، تیترهای خلاف واقع زدهاند از جمله؛ «آفتاب یزد: پیروزی بزرگ اصلاحطلبان در انتخابات شورای شهر تهران» و «بهار:کلید شورای شهر در دست اصلاحطلبان»!!!









