به گزارش «نماینده»، عدم تدبیر و نگاه حقیقت بین به وقایع سیاسی بزرگترین آفت نخبگان سیاسی و عناصری است که در جامعه صاحب تریبون و کرسی نظر هستند.
چهره هایی که بعضا دارای سابقه زیاد در جریان انقلاب بوده و خود را در دایره داخل نظام و حامی آن تعریف می کنند در صورتی که در مواقع لازم از این مهم غافل شوند تبدیل به یک مسیر انحرافی در میان افکار عمومی شده و چه بسا با این ایجاد انحراف سابقه های طولانی خویش را نیز مضمحل کرده و به تباهی می کشانند.
حوادثی که در سال 1388 رخ داد و در جریان آن برخی چهره های شناخته شده نقاب نفاق و خیانت را از چهره برانداختند و نهان سیه خویش را علنا برای مردم به نمایش گذاشتند امری نیست که بتوان با میانجیگری و مواضع دوپهلو و نسنجیده از کنار آن گذشت. جرم های فروانی صورت گرفته و در جریان فتنه انگیزی این افراد خون های مردم بر زمین ریخت. خون هایی که به تعبیر مقام معظم رهبری مستقیما همین افراد فتنه انگیز باید پاسخگوی آن باشد.
به نظر می رسد توجه نکردن به مطالبات رهبری آن هم از سوی افرادی که داعیه ولایت مداری دارند اما در عمل از رهبری پیشی می گیرند چندان روش عاقلانه و معتدلی نباشد. چطور ممکن است فردی هر چند با سوابق طولانی مدعی عدم فتنه گر بودن این افراد باشد و در عین حال به مجرم بزرگ خوانده شدن این افراد از طرف رهبری نیز معتقد باشد؟
عناصر تندرویی مانند موسوی، کروبی و خاتمی و نیز احزاب افراطی مشارک و اعتماد ملی خود با دست خود آینده سیاسی خویش را تباه کردند و از سوی مردم طرد شدند.
به نظر می رسد کنکاش بی فایده آقای عسگراولادی درباره این موضوع که از سال پیش آغاز شد نوعی کج سلیقگی و ساده لوحی باشد. احیا کرد این عناصر افراطی در حالی که مردم با صدای رسا آنها را از خویش راندند نوعی بی احترامی به مردم است و تنها داغ های آنها را افزون می نماید.
عید فطر امسال باید شاهد تشکیل دادگاه های این مجرمین باشیم تا شاید بخشی از صدماتی که به کشور وارد کردند جبران شود. مسامحه و مماشات بیش از اندازه ای که نظام با این افراد داشته به جایی رسیده که نه تنها پاسخگوی جرم هایشان نیستند بلکه از دولت جدید سهم خواهی هم دارند و جای بسی تعجب است که با این همه نشانه و قرینه چطور آقای عسگراولادی همچنان به سمت این عناصر کشیده می شوند؟









