به گزارش «نماینده» به نقل از وطن امروز، بر اساس گزارش خبرگزاری رویترز به نقل از یک دیپلمات، احتمالا نمایندگان ایران و آژانس بینالمللی انرژی اتمی در ماه آگوست دیدار میکنند. این دیپلمات مستقر در وین میگوید هنوز تصمیم قطعی در این مورد اتخاذ نشده، ولی تاریخ هدف همان میانه آگوست یعنی اواخر مردادماه…گروه سیاسی: براساس تازهترین اظهارنظرها، دور جدید مذاکرات نمایندگان ایران و آژانس اواخر مردادماه یعنی در ابتدای فعالیت دولت یازدهم صورت میگیرد. بر اساس گزارش خبرگزاری رویترز به نقل از یک دیپلمات، احتمالا نمایندگان ایران و آژانس بینالمللی انرژی اتمی در ماه آگوست دیدار میکنند. این دیپلمات مستقر در وین میگوید: هنوز تصمیم قطعی در این باره اتخاذ نشده، ولی تاریخ هدف همان میانه آگوست یعنی اواخر مردادماه است. به گزارش «وطنامروز»، این نخستین دور مذاکرات میان ایران و آژانس در دولت یازدهم است. حسن روحانی پیشتر در دولت هشتم مذاکراتی را با آژانس بینالمللی انرژی اتمی و بویژه محمدالبرادعی، مدیرکل آژانس برگزار کرده است. اگرچه در همان دوره بود که مذاکرات موازی با تروئیکای اروپایی کلید خورد و عملا سیاسی شدن پرونده ایران تثبیت شد؛ با این حال در دوران مدیریت علی لاریجانی در پرونده هستهای، بار دیگر وجوه حقوقی موضوع هستهای ایران برجسته شد. به عنوان مثال مدالیته همکاری پیشنهادی بود که جمهوری اسلامی ایران در 6 بند به آژانس ارائه کرد و حل و فصل همه آن موارد و مهر صحت آژانس بر آن، موجب تقویت موضع ایران در مذاکرات شد. همان موضوع یکی از مهمترین عوامل بهبود جایگاه ایران در شورای حکام شد و موجب شد شرایط برای حمایت آژانس از برنامه هستهای ایران مهیا شود. اکنون و بر اساس اظهارنظرهای تایید نشده، نخستین مذاکره هستهای در دولت حسن روحانی با آژانس بینالمللی انرژی اتمی صورت میگیرد. شاید این موضوع را بتوان گزارهای برای توجه جدی دولت یازدهم به مذاکرات حقوقی با آژانس و تاثیر آن بر مذاکرات با 1+5 دانست. البته باید دید حسن روحانی که تجربه آن مذاکرات را در کارنامه دارد، اینبار کدام اولویتها را برای مذاکرات انتخاب میکند. اگرچه نمیتوان با قطعیت از راهبردها و رویههای جدید تیم هستهای در دولت یازدهم سخن گفت اما برخی شنیدهها از تمایل دولت برای انتقال پرونده هستهای به وزارت امور خارجه خبر میدهد. این موضوع هیچگاه رسانهای نشده و در اظهارات نزدیکان حسن روحانی نیز نیامده است ولی شاید مهمترین گزارهای که موجب ایجاد این ذهنیت شده، سابقه روحانی در موضوع هستهای باشد. با این حال پیشبینیها همچنان از تداوم حضور مورد هستهای در شورایعالی امنیت ملی خبر میدهد.
سوریه و موضوع هستهای ایران
یکی از موضوعاتی که حسن روحانی در مذاکرات موضوع هستهای میتواند با امیدواری به آن نگاه کند؛ تضعیف برخی مواضع رکنی آمریکا در خاورمیانه در مواجهه با جمهوری اسلامی ایران است. در کنار نابسامانیهای امنیتی و سیاسی منطقه، ملموس شدن ناتوانی مدیریت آمریکایی در تحولات منطقه بویژه در موضوع سوریه، میتواند در زمره مسائلی قرار گیرد که بدون تردید در موضوع هستهای ایران اثرگذار باشد. این واقعیت البته تنها از سوی تحلیلگران و کارشناسان داخلی مورد توجه قرار نمیگیرد چرا که تحلیلگران خارجی نیز به این موضوع اذعان دارند. به عنوان مثال، اندیشکده «مطالعات امنیت ملی» اسرائیل در گزارشی به قلم «دکل اودی» به همین موضوع اشاره کرده است. در این گزارش آمده است: در رابطه با ایران حامیان حمله نظامی آمریکا به سوریه ادعا میکنند ناتوانی آمریکا در نشان دادن قدرت خاتمه بخشیدن به بحران سوریه مقابل عزمی که از سوی ایران و حزبالله دیده میشود موجب میشود تهران مطمئن شود احتمال حمله نظامی آمریکا علیه تأسیسات هستهای این کشور کم است که این موضوع خود به کاهش تاثیرگذاری آمریکا در مذاکرات با ایران خواهد انجامید. در مقابل مخالفین حمله به سوریه معتقدند آمریکا حتی در صورت شکست مذاکرات اتمی و حرکت ایران به سوی توانایی تولید سلاح اتمی باید از اتخاذ گزینه نظامی علیه ایران خودداری کند. اثرگذاری موضوع سوریه بر مذاکرات ایران و 1+5 از آن جهت قابل توجه است که مدتهاست موضوعات فرعی نیز در مذاکرات ایران با 1+5 به عنوان موضوع مذاکرات قابل طرح است. این اقدام یعنی طرح سایر موضوعات در کنار موضوع هستهای یک اقدام حساب شده در دوره مدیریت سعید جلیلی بر پرونده هستهای ایران بوده است. در این دوره برای نخستین بار ایران موضوعاتی مانند قاچاق مواد مخدر و همچنین موضوع امنیت کشتیرانی در خلیجفارس را به عنوان 2 موضوع فرعی در مذاکرات مطرح کرد و حتی در اینباره گفتوگوهایی را با نماینده ایالات متحده آمریکا برگزار کرد. این اقدام ایران از یکسو باعث طرح یک بسته متنوع از موضوعات محل اختلاف با آمریکا در قالب مذاکرات هستهای شد، به عبارتی محلی برای برخی توافقات در زمینههای مورد دغدغه برای طرفین شد، از سوی دیگر، این اقدامات موجب شد سیاسی شدن موضوع هستهای ایران در افکار عمومی تثبیت شود. ایران همواره تلاش کرده تا به افکار عمومی دنیا و بویژه اعضای شورای حکام نشان دهد که تداوم چالش درباره برنامه هستهای ایران به خاطر دغدغههای فنی نیست و بیشتر ناشی از اختلافات سیاسی است. بدون تردید یکی از دلایل مهم در تشکیل اجماع جنبش عدم تعهد در حمایت از برنامه هستهای جمهوری اسلامی ایران، آشکار شدن گزارههای سیاسی در نحوه مواجهه و برخورد غرب و بویژه آمریکا با برنامه هستهای جمهوری اسلامی ایران بوده است.
شکاف در 1+5
موضوع سوریه البته در کنار تضعیف جایگاه ایالات متحده، میتواند نوعی اصطکاک درون گروهی در 1+5 را نیز ایجاد کند. مجله «دیپلمات» در گزارشی به قلم «زاخاری کِک»، در اینباره تحلیل قابل تاملی ارائه کرده است. به گزارش اشراف وی در اینباره نوشت: به نظر میرسد آمیزهای از وقایع، وحدت 1+5 را در معرض خطر قرار میدهد و دیپلماسی قدرتهای غربی نسبت به ایران را پیچیدهتر میکند. نخستین مساله، وخامت روابط بین ایالات متحده از یکسو و روسیه و چین از سوی دیگر است. این مساله درباره سوریه بیش از همه مشخص است، چرا که به هدف مشترک روسیه و چین با ایران تبدیل شده است. همانطور که «فایننشال تایمز» گزارش داد، به نظر میرسد ایران، روسیه و چین در حال تشکیل ائتلافی برای سرپا نگه داشتن حکومت بشار اسد هستند. بویژه، مسکو در همه جا سوریه را به نقطه کانونی روابط خارجی خود بدل کرده و حتی بخشی از ناوگان اقیانوس آرام و تنها ناو هواپیمابر خود را به سوی دریای مدیترانه منحرف کرده است. شعارهای ایالات متحده نیز، اگر نه سیاست واقعی، باعث نگرانی مجدد روسیه و چین درباره تمایل آمریکا به مداخله شده که به شکلی ناگزیر با مساله ایران پیوسته است. در حال حاضر از دیدگاه مسکو، ارزش ایران برای کمک به حصول اطمینان از بقای اسد افزایش یافته است، در حالی که چشمانداز روابط بهتر با آمریکا چه از دیدگاه چین و چه روسیه، با مشکلاتی روبهرو است. در ادامه این نوشته آمده است: پس از پیروزی روحانی، «سرگئی لاوروف»، وزیر امور خارجه روسیه اعلام کرد، «برای نخستینبار در طول سالهای بسیار، نشانههایی امیدبخش در این روند پدیدار شده است». «لاوروف» همچنین خواستار کاهش فشار در تحریمها علیه ایران شد. همکاری پایاپای ایران و روسیه نیز به تازگی افزایش یافته است. علاوه بر این، مسکو اخیرا اشاره کرده است که در نظر دارد اختلاف با ایران بر سر سیستم موشکی S300 را که در ابتدا قرار بود روسیه به ایران عرضه کند، حل و فصل کند. تصمیم متعاقب مسکو به خودداری از تحویل S300 به ایران، شاید ملموسترین دستاورد دولت اوباما برای ایجاد فشار از سوی روسیه بر ایران بود، البته به استثنای حمایت روسیه برای تحریمهای شورای امنیت سازمان ملل متحد. اگر روسیه جایگزینی برای S300 به ایران بفروشد، ضربه سختی به تلاشهای دولت اوباما برای منزوی کردن ایران وارد میشود. این گزارش میافزاید: همچنین نشانههایی وجود دارد مبنی بر اینکه «روحانی» روابط خود را با چین نیز تقویت خواهد کرد. مهمتر از همه، پس از اینکه چین، پیروزی «روحانی» را در انتخابات ریاستجمهوری ایران تبریک گفت، رئیسجمهور منتخب با یک پیام به «ژی جین پینگ» پاسخ داد: «ارتقای روابط با چین در همه زمینهها یکی از اولویتهای اصلی دولت آینده جمهوری اسلامی ایران است». در پاسخ به انتخاب «روحانی»، پکن همچنین اظهار داشت فرصتی برای گفتوگوی سازنده درباره برنامه هستهای ایران میبیند. به شکلی مشخصتر، چین واردات گاز مایع ایران را پس از یک وقفه 4 ماهه از سر گرفته است و برخی گزارشها حاکی از آن است که واردات نفت چین از ایران تا حدود 50 درصد در ماههای اخیر افزایش یافته است. همچنین گزارشهایی وجود دارد که چین حاضر به تامین مالی برای ارتقای بندر چابهار ایران است- کاری که پیش از این همواره به عهده هند بوده است- حتی ژاپن نیز به طور قابل ملاحظهای واردات نفت خام ایران را افزایش داده، در حالی که کره جنوبی به طور فزایندهای، مخالفت خود را با اعمال تحریمهای مداوم علیه جمهوری اسلامی ایران بیان داشته است.








