به گزارش نماینده، «وحید جلیلی» در سال 1372 و پس از شهادت سید شهیدان اهل قلم، غزلی در رثای او سرود:
خاموش شد صدای توبه نه! گوش ما کرست
ورنه صدای گرم تو اینک رساتر است
خاموش شد صدای تو، نه این توهمی است
از مرگ تو کدام صدایی فراتر است؟
خاموشی لهیب تو باورنکردنی است
چون شعلههای عشق از جنس دیگر است
وقتی تب حضور تو احساس میشود
این بُهت سرد چیست که در ذهن باور است؟
میجوشد از گلوی تو خون خدای من
من ماندهام که چیست که با خون برابر است
یک لحظه آفتاب خلق را نگاه کن
این سرخی از تلالو خون برادر است
طی شد بهار خون و خزان میرسد ز راه
این دل هنوز در پی گلهای پرپر است
خاموش شد صدای توبه نه! گوش ما کرست
ورنه صدای گرم تو اینک رساتر است
خاموش شد صدای تو، نه این توهمی است
از مرگ تو کدام صدایی فراتر است؟
خاموشی لهیب تو باورنکردنی است
چون شعلههای عشق از جنس دیگر است
وقتی تب حضور تو احساس میشود
این بُهت سرد چیست که در ذهن باور است؟
میجوشد از گلوی تو خون خدای من
من ماندهام که چیست که با خون برابر است
یک لحظه آفتاب خلق را نگاه کن
این سرخی از تلالو خون برادر است
طی شد بهار خون و خزان میرسد ز راه
این دل هنوز در پی گلهای پرپر است
– See more at: http://farsnews.com/newstext.php?nn=13920408000209#sthash.1D4qB9Yb.dpuf








