سیب زمینی طلا شد، ساندیس دلار

مدعیان توهم توطئه امروز خود با تعابیر توهمی برای عدم پذیرفتن اشتباهات خود و عذرخواهی از ظلم های چهار ساله ای که بر مردم و حکومت تحمیل کردند، توطئه هایی خود ساخته را به نام رقیب منتشر می کنند تا شاید از احساس شرمندگی خویش تبرئه شوند.

مجلس ایران؛ درس های آموزنده ای که انتخابات 1392 برای جریانی که روزگاری نام رفرمیست بر آن نهاده می شد، دارد گویا تمام شدنی نیست و با خطاهای استراتژیک و غیر قابل بخششی که این جریان در انتخابات 1388 مرتکب شد پیوندی عمیق و عمیق تر برقرار می کند. بعد از آنکه چشم های بهت زده معاندان و سران معارض نظام اسلامی ناظر بر حفظ امانت رای مردم نزد نظام اسلامی شد و نامزد مورد حمایت آن ها را با کمترین میزان اختلاف رای ممکن مورد تایید قرار داد، در قدم به قدم مواضع و رویدادهای پس از انتخابات 1392، خوی دیکتاتورمآبی و رفتار ظالمانه این جریان در حوادث سال 1388 از شفافیت بیشتری در انظار عمومی برخوردار می شود.

جریان رفرمیست که تحمل شکست را ندارد و دموکراسی و آزادی را فقط زمانی می پذیرد که خودش صاحب قدرت باشد، در انتخابات سال 1388 از هراس شکست مجدد خود دایره سیاه نمایی، لجاجت، تمسخر، دروغگویی و اتهام را آنقدر وسیع کرد که در نهایت خود در چاه خیانت خویش غرق شد. جریانی که برای چنگ زدن به ریسمان قدرت از کاه کوه می ساخت و آنقدر دروغ های سخیف به سطح جامعه تزریق می کرد تا شاید بتواند بار دیگر گلوگاه های اقتصادی و سیاسی مردم را در مسند قدرت بفشارد. این جریان و عناصر افراطی منتسب به آن طی شانزده سال در دولت کارگزاران و دولت دوم خرداد هر آنچه می توانست بر سر اقتصاد، فرهنگ و سیاست مردم بار کرد و بعد از آنکه با یک «نه» قاطع از سوی مردم مجبور به ترک کرسی های قدرت شد، همچنان رگه های غیر دولتی خود را که طی 16 سال به نهایت قدرت و زیاده خواهی تبدیل کرده بود در بخش های مختلف اقتصادی از جمله صنعت، بازار و تجارت حفظ کرد.

یکی از موج های تبلیغاتی رسانه های رفرمیست در انتخابات 1388 ماجرای توزیع رایگان سیب زمینی در بخشی از شهرها بود. اگر چه حتی اگر این توزیع از روی خطر فاسد شدن این محصول در انبارها صورت گرفته باشد یک حرکت شائبه آور در آن زمان محسوب می شود اما آن چیزی که مورد سوال قرار می گیرد آن است که چه کسی از این اتفاق استفاده ابزاری می کند؟ آیا جریان دوم خرداد که رئیس دولتش در روزهای پایانی خود به خبرنگارانی که در طول هشت سال دولت دوم خرداد به سختی مورد توجه قرار می گرفتند، لپ تاپ هدیه می دهد می تواند به توزیع سیب زمینی معترض باشد؟ آیا جریانی که نبض بازار ارز و طلا طی 16 سال حاکمیت خود در دست دارد می تواند نسبت به توزیع سیب زمینی معترض شود؟ این جریان افراطی آنچنان برای رسیدن به کرسی قدرت حریص است که حتی بازی کردن با سفره مردم را هم برای رسیدن به هدف خویش مجاز می داند. بازی کردن با نرخ طلا و ارز آن هم به صورت آشکار و عیان که مرتبط با پیروزی نامزد مورد حمایت آن هاست آیا چیزی کمتر از سرقت رای محسوب می شود؟ این عناصری که زمانی علیه توزیع سیب زمینی به تولید انبوهی از اتهامات و تمسخرها در قالب مصاحبه، مقاله، طنز و کلیپ پرداختند آیا ذره ای نسبت به اقدامات شاخه اقتصادی خود که برای رسیدن به رای مردم نرخ طلا و ارز را جابجا می کند اندیشیده اند؟

با وجود این همه اشتباه در برداشت ها و آسیب هایی که این تفکر افراطی خود بر خود وارد کرده است اما تعجب و شگفتی زمانی به اوج خود می رسد که با وجود تمام این تجربیات و آموزه هایی که می بایست در کنار اشتباهات گذشته چراغ راهی برای آینده این جریان باشد؛ اما با تاسف فراوان همچنان بر طبل توهم و دروغ کوبیده می شود. در گزارشی که روزنامه بهار از نوسانات بازار طلا و ارز در شماره روز سه شنبه 4 تیر 1392 ارائه داده است بدون سند و مدرکی این تغییرات ایجاد شده را به صورت اتهامی بر دولت فعلی وارد کرده است. تعبیری که به هیچ عنوان نه با شواهد همخوانی دارد و نه با نگاه مردم و نه با وعده های کوتاه مدتی که رئیس جمهور مورد حمایت این روزنامه در دوران تبلیغات خویش ارائه داد.

مدعیان توهم توطئه امروز خود با تعابیر توهمی برای عدم پذیرفتن اشتباهات خود و عذرخواهی از ظلم های چهار ساله ای که بر مردم و حکومت تحمیل کردند، توطئه هایی خود ساخته را به نام رقیب منتشر می کنند تا شاید از احساس شرمندگی خویش تبرئه شوند. آیا تغییر قیمت ارز و طلا در روزهای ثبت نام ریاست جمهوری که با موج سازی های این روزنامه های زنجیره ای مبنی بر ثبت نام آقای هاشمی شکل گرفت، در ارتباط بود؟ آیا رسوخ نیروهای متعدد جریان کارگزار و دوم خرداد در بخش های مختلف بازار و صنعت کشور در بازی کردن با رای سیاسی مردم موثر بود؟ آیا وعده های کوتاه مدت اقتصادی دکتر روحانی در دوران تبلیغات و نیز تاثیر مستقیم آن بر بازار طلا و ارز، مورد حمایت همان جریان رفرمیست در سطح اقتصاد کشور بود؟ آیا تغییرات مشکوک و روند رو به رشد قیمت طلا و ارز (آن بخش از افزایش که ارتباطی با افزایش قیمت جهانی نداشت) طی دو سال گذشته برنامه ای هدف دار از طرف رقبای جریان اصولگرایی برای رسیدن به کرسی قدرت بود؟ آیا این افزایش مشکوک دو ساله تاکتیکی بود تا به شرط رای دادن مردم به این جریان دوباره سیر نزولی پیدا کند؟ شرطی که به صورت آشکار در منظر مردم نهاده شد و رای دهندگان به صورت ساده و شفاف درک کردند که اگر نامزدهای مورد حمایت جریان های کارگزار و دوم خرداد روی کار بیایند قیمت طلا و ارز نیز کاهش خواهد یافت. بی شک اگر جای بازیگران این رویداد در رابطه با تغییرات نرخ طلا و ارز در بازار عوض می شد، نه برای رفرمیست ها حنجره سالمی باقی می ماند و نه برای مخاطبان آنها گوش سالمی.