نماینده - محمد الیاس قنبری*؛ اینترنت به عنوان یک ابزار ارتباطی، تحول عظیمی در عرصه اطلاعرسانی ایجاد کرده است. کافی است موضوعی را تایپ کرده و با زدن یک دکمه به دریایی از اطلاعات نوشتاری و سمعی و بصری درباره آن دسترسی پیدا کنیم. اما این حجم از اطلاعات واقعا به چه دردی میخورد؟ شاید بگوییم اینترنت برای متخصصین و دانشمندان و پژوهشگران بستری ایدهآل فراهم کرده تا اطلاعات علمی را در آن به اشتراک بگذارند و از دستاوردهای یکدیگر استفاده کنند. اما بیشترین استفادهای که عامه مردم از اینترنت میکنند، استفادههای تفننی و فراغتی است. فارغ از استفادههای ضروری چون ثبتنامها و درخواستهای اینترنتی یا استفاده از اینترنت بانک و ... عمده استفاده عامه مردم، رد و بدل کردن داستانها و جملات قصار و تصاویر و کلیپهای جالب و دانلود و تماشای فیلم است. وقتگذرانی در شبکههای اجتماعی نوظهور نیز از دیگر امکاناتی است که کاربران اینترنت را به خود مشغول میکند.
اما شاید اگر استفاده از اینترنت به همینجا ختم میشد هم مشکلی وجود نداشت. مسأله این است که اینترنت صرفاً یک ابزار ارتباطی و تسهیلگر انتقال پیام یا حتی یک سرگرمی جدید نیست. اینترنت یک دنیا و زندگی جدید است که اقتضائات تازهای را بر زندگی بشر تحمیل میکند.
به زبان دینی میتوان گفت وقتی دنیا و دستاوردهای دنیوی در تسخیر انسان باشند، در جهت صحیح خود قرار دارند. چرا که به فرموده قرآن، خداوند اراده کرده که دنیا در تسخیر انسان باشد. تمام مسائل بغرنج، آن زمانی شکل میگیرد که این نسبت معکوس گردد و انسان مسخر تکنیک شود.
میدانیم همان دنیایی که در آموزههای دینی ما بسیار مذمت شده، به عنوان مزرعه آخرت نیز معرفی گردیده است. نکته ظریف همین جاست که دنیای مذموم، دنیایی است که انسان را اسیر و بنده خویش میکند و دنیای ممدوح، دنیایی است که انسان از آن بهره میبرد برای رشد و تعالی اخروی خود. خداوند اراده کرده است که انسان آزاد و آزاده باشد و هرچه که انسان را به بند بکشد و او را از تعالی باز دارد، از نظر دینی مذموم است. به نظر میرسد این شاخص برای ارزیابی نقاط مثبت و منفی تکنولوژی به صورت عام و دستاوردی چون اینترنت به صورت خاص شاخصی کلیدی باشد.
انسان به هر حال موجودی خلاق است و جامعه انسانی، پویاست. بشر نمیتواند به دنبال آگاهی و تجربه نباشد و طبیعی است برای بهبود زندگی خود دست به هر کاری میزند. اما از سوی دیگر، احتیاط لازمه عقل است و بیتفکر و شتابزده در مسیر پیشرفت قدم گذاشتن، ره به ناکجا خواهد برد. تکنیک را نه میبایست ستایش کرد و نه مذمت. از تکنیک باید پرسش کرد و آن را شناخت و به خدمت گرفت. از فواید آن بهره برد و از مضرات آن کاست.
پس باید از خود پرسید که نسبت ما با اینترنت از کدام نوع است؟ آیا اینترنت در خدمت ماست یا ما مسحور اینترنت هستیم؟ اینترنت بر سبک زندگی ما و از آن فراتر، بر نحوه نگرش ما بر دنیا چه تأثیری میگذارد؟
اینترنت مانند کتاب، تنها مجموعهای از کلمات نیست و به دلیل خصلت چندرسانهای خود واجد جذابیت زیادی است. خصلت دیگر آن، رابطه دوسویه با مخاطب است. اینترنت با مخاطب منولوگ نمیکند بلکه با او دیالوگ میکند و حرفهای او را نیز میشنود. از این حیث با پدیدههایی چون سینما و تلویزیون نیز متفاوت است. این دو خصلت، یعنی چندرسانه ای بودن (مولتی مدیا) و رابطه دوسویه با مخاطب، عمدهترین دلایلی است که فضای مجازی را مبدل به فضایی جذاب میکند و مخاطب را تشویق میکند هرچه بیشتر وقت خود را در آن بگذراند.
از این روست که برخی نظریهپردازان از فضای مجازی به عنوان «زندگی دوم» نام میبرند. همان گونه که مثلاً از مدرسه به عنوان خانه دوم یاد میشود. اما اینترنت مکانی فیزیکی مانند مدرسه نیست که بخشی از وقت ما به صورتی کاملاً تفکیک شده در آن بگذرد و بخشی دیگر را نیز در خانه و بخش دیگری نیز در کوچه و بازار و خیابان و ... اینترنت در اتاق خواب، در محل کار و درکوچه و خیابان با ماست؛ لذا همواره میتواند ما را به درون خود بکشد. لپتاپها و تبلتها و گوشیهای موبایلی که قابلیت اتصال به اینترنت دارند، همواره در حال فراخواندن ما به اینترنت هستند. به این ترتیب به نظر میرسد در مفهومی به نام زندگی دوم باید تجدید نظر کرد.
زندگی دوم وقتی است که چیزی به نام زندگی اول وجود داشته باشد، در حالی که اینترنت چیزی به نام زندگی اول را برنمیتابد. اینترنت خودش را به جای زندگی واقعی جا میزند و خودش را کمکم به زندگی اصلی افراد مبدل میکند.
حال میتوان به سوالات طرح شده بازگشت. نسبت انسان و اینترنت چیست؟ آیا اینترنت در تسخیر انسان است یا انسان در تسخیر اینترنت؟ مسلم است که در پاسخ به این سوال محکم نمیتوان پاسخ داد و همه ابنای بشر را در تسخیر اینترنت و فضای مجازی دانست. از شواهد امر چنین بر میآید که اینترنت بنا به خصائلی که برایش ذکر شد، این توانایی را دارد که انسان را مسحور و مسخر خویش کند، چنانکه انسان نیز این توانایی را دارد که مقهور اینترنت نشود و برعکس، آن را مسخر خویش کند.
خوشبختانه همه انسانها هنوز دسترسی برابری به اینترنت ندارند و همچنین همه انسانها به راحتی زندگی واقعی خود را مبدل به زندگی مجازی نمیکنند. انسان موجودی است که میتواند همواره نسبت به وضعیت خویش، خودآگاه باشد و در هرلحظه وضعیت خویش را مورد ارزیابی قرار دهد. حتی اگر اسیر غفلت و از خودبیگانگی شده باشد، همواره راه تغییر، بازگشت و توبه به روی انسان باز است.
* کارشناس ارشد مطالعات فرهنگی
