به گزارش نماینده ازافکارنیوز، حسن روحانی که در انتخابات ریاست جمهوری یازدهم و در میان ناباوری ها توانست راهی خیابان پاستور شود از اولین روزهای روی کار آمدنش به مانند سلف سابق خود ترجیح داد خود را وامدار جریانی معرفی نکند، اما هر دو جریان اصلاح طلب و اصولگرا تلاش کردند با یادآوری پیشینه های تاریخی روحانی را برآمده از گروه خود عنوان کنند.
اگرچه اصولگرایان بیشتر با طرح سابقه تاریخی حضور و عضویت رسمی رئیس جمهور در جامعه روحانیت مبارز تلاش داشتند روحانی را یک اصولگرای معتدل معرفی کنند اما در سوی دیگر اصلاح طلبان با تکرار ماجرای کنار کشیدن عارف به نفع روحانی و همچنین حمایت هاشمی رفسنجانی و سید محمد خاتمی از روحانی تلاش داشتند پیروزی روحانی را به نفع خود رقم بزنند. در این میان البته دولت که خود را پیرو اعتدال معرفی می کرد و قرار بود از همه سلایق و افکار در مسیر کار اجرایی کشور بهره مند شود بیشترین گرایش خود را به طیف اصلاحات نشان داد و ترجیح داد اکثر مردان خود را از میان مدیران دوم خردادی انتخاب کند.
اما در شرایطی که بیشتر قدرت کابینه در اختیار وزرای دولت خاتمی و یا مدیران اصلاحاتی و کارگزارانی قرار گرفته بود پروژه عبور از روحانی خیلی زود در زیرلایه های جریان سیاسی چپ کلید خورد و تئوریسین های این جریان با عقیده استفاده مناسب از دولت تدبیر و امید برای ایفای نقش تنفس مصنوع جهت بازآفرینی برنامه ریزی های خود را برای ادامه مسیر در دست گرفتن قدرت بدون حضور روحانی و سرمایه گذاری روی مهره هایی نظیر عارف جهت انتخابات مجلس شورای اسلامی استوار کردند.
اما در این میان روحانی که برای پایگاه اجتماعی دولتش روی طرفداران اصلاحات حساب ویژه ای باز کرده بود تلاش کرد دایره امتیازات خود را به این جریان روز به روز گسترش دهد و مدیریت های میانی را هم به دست اصلاح طلبان بسپارد و حتی با برخی زمینه چینی ها فضای نقد حصر سران فتنه و یا حداقل مطرح سازی عمومی آن را به عنوان یکی از دغدغه های جدی اصلاح طلبان فراهم کند تا از این طریق لااقل این ظرفیت همراهان خود را از دست ندهد.
هرچند عده ای روحانی را به تمام معنا یک مدیر تکنوکرات وابسته به جریان کارگزاران می دانند اما خود رئیس جمهور هم به خوبی واقف است که کارگزاران از بدنه اجتماعی خاصی در میان مردم برخوردار نیست و بیشتر در طبقه بورژوا که از دوران سازندگی توانسته اند برای خود ثروت آفرینی های گسترده کنند از حمایت جدی برخوردار است.
از سوی دیگر روحانی با عملکرد ضعیف دو سال گذشته اش به خصوص در عرصه اقتصادی عملا حمایت اقلیت مردمی که در انتخابات صرفا بر اساس شعار ها و برنامه های اعلامی در مناظره ها به وی گرایش پیدا کرده بودند را هم از دست داده است و ناکارآمدی دولتش که ناشی از نداشتن برنامه منسجم برای اداره کشور و گره زدن سرنوشت همه طرح ها به مذاکرات هسته ای است را بر همگان آشکار ساخته است.
اکنون رئیس دولت نیاز دارد با نیم نگاهی به انتخابات پیش روی مجلس شورای اسلامی ظرفیت سنجی خود را برای دوسال آینده و تقویت حوزه رای خود در میان پایگاه اجتماعی مخصوص به خودش را انجام دهد و در این مسیر اصلاح طلبان قطعا اولین و آخرین گزینه روحانی برای ساخت و حفظ بدنه اجتماعی خواهند بود. البته ممکن است در این مسیر خود اصلاح طلبان زیاد رغبتی به این موضوع نداشته باشند اما روحانی و دولتش چاره ای جز سرمایه گذاری روی این طیف ندارند. / محمد حسین آزادبخت








