نماینده – ادبیات سیاسی کشور در سال ۱۳۹۲ چندین کلید واژه را به خود دید که خود واژه “کلید” و همچنین جدال حقوق دان و سرهنگ از جمله آن ها بود ، پیروز انتخابات آن روزها با تاکید بر این که همزمان با چرخیدن سانتریفیوژها باید چرخ زندگی مردم نیز بچرخد و با همین وعده بود که قفل انتخابات به نفع روحانی چرخید و وی توانست راهی پاستور شود و با انتخاب پرونده هسته ای به عنوان مهمترین مسئله کشور که حل همه مشکلات در گرو بسته شدن آن است به سوی اجابت وعده های داده شده در انتخابات حرکت کند.
در ایام انتخابات بسیار علیه دولت پیشین سخن گفته شد ، کشور ویرانه ای تصویر شد که دولت بعدی هر چند به سختی ولی اولین اولویتش ساختن آن ویرانی ها خواهد بود و امروز …!
پاسخ به این که امروز چه شده است از سویی ساده و از منظری بسیار مشکل است …منتقدین دولت می توانند پاسخی به این سوال بدهند و موافقان کهنه کار نیز جوابی در آستین دارند و چه بهتر که از سنت جدل استفاده کنیم و از سخن موافقان دولت در نقد آنان بهره گیریم .
وی می نویسد : واقعیت اما این است که ایران در شرایط کنونی اولویتهای دیگری هم دارد که اگر خطر سوءمدیریت آنها بیشتر از سوءمدیریت در پرونده هستهای نباشد، کمتر از آن نیست. اولویتهایی که چه با رسیدن ایران و ۱+۵ به یک توافق و چه با نرسیدن آنها به نتیجه مشترک پابرجا خواهند ماند و تنها راهحل آنها صرف تمرکز کمی و کیفی دولت در قبال آنهاست. اول از هر چیز باید گفت هنوز سایه مشکل و به عبارت صحیحتر یک مشکل اقتصادی جدی بالای سر کشور قرار دارد و بعید است حل مناقشه هستهای هم در کوتاهمدت این مشکل را تحت تاثیر آثار مثبتی قرار دهد.
صادق زیباکلام در ادامه ادعا و تصویر خود از فضای کشور می نویسد : وجود شش میلیون بیکار و رکود سنگین اقتصادی که بنگاههای تولیدی را به ورطه ورشکستی یا در بهترین شرایط کاهش فاحش توان تولید کشانده، زنگ خطری بسیار جدی است. جامعه ایرانی هماکنون زیر بار مشکلات اقتصادی به حالت استیصال در آمده و تنها چیزی که باعث شده در این مدت این حالت منفی در جامعه نمود بیرونی کمتری داشته باشد، نیم نگاه امیدوارانه آن به نتیجه مذاکرات هستهای است که شاید به گشایش فضای اقتصادی کمک کند. هم این حالت استیصال و هم امید عمومی به نتیجه مذاکرات میتواند برای دولت دردسرساز شود. یک سوال میتواند خیلی چیزها را در این خصوص مشخص کند؛ دولت بعد از پایان مذاکرات، حتی در صورت نتیجهبخش بودن آن، چه جوابی برای جامعهای که منتظر بازتاب آنی نتیجه مذاکرات بر زندگی خود هستند، خواهد داشت؟
به هر حال اعتراف زیباکلام بسیار دیر منتشر شده است ، بی شک این اعتراف از سوی خود او نیست ، به او گفته اند که بنویس تا فضا برای گفتن درباره آن باز شود . گفتن درباره این که « ای ملت ! انتظاری نداشته باشید که مشکلی در صورت حل مسئله هسته ای به خط پایان برسد ؟»
و سوالی که ملت می پرسند : اگر قرار نیست مشکلی حل شود چرا هست و نیست باید در قمار هسته ای باخته شود ؟!
اگر قرار نیست مشکلی حل شود چرا در روزهای انتخابات به ملت در باغ سبز نشان دادید و کلید را در قفل پاستور چرخاندید؟
رهبر عزیز انقلاب در آن روزها که هنوز انتخابات برگزار نشده بود در حرم مطهر امام خطاب به نامزدها تصریح کردند : من به نامزدهای گوناگون عرض میکنم جوری حرف بزنید که اگر در خرداد سال آینده نوار امروز شما را جلوی خودتان گذاشتند یا پخش کردند، شرمنده نشوید؛ جوری وعده بدهید که اگر چنانچه آن وعده را بعداً به رخ شما کشیدند، مجبور نباشید تقصیر را گردن این و آن بگذارید که نگذاشتند، نشد. کاری را که میتوانید انجام دهید، وعده بدهید.
امروز همان روز است ؛ نوار سخنان رئیس جمهور محترم و وعده های ایشان و تیم محترم دولت یازدهم در افکار عمومی پخش می شود و نویسندگانی چون صادق زیباکلام بدون آن که شرمنده باشند می گویند : ای ملت ! آن وعده ها همه کشک بود و مشکلی حل نخواهد شد و در یک کلام از تنور هسته ای نانی برای شما پخته نخواهد شد !
یوم الحساب وعده های خرداد ۹۲ فرا رسیده است و ای کاش عبرت بگیرند …









