حمایت روزنامه اطلاعات از خاتمی!

ساقى ز سماحت نسپردت به مکافات!

آيا قانون ممنوعيت تبليغ سران فتنه، براي روزنامه اطلاعات مبدّل به قانون حمايت از سران فتنه شده؟!!!

به گزارش نماینده، خبرگزاری بسیج – سیدحسین علوی/روزنامه‌ی اطلاعات از جمله‌ی معدود رسانه‌هایی است که مسئولیت آن بر عهده‌ی نماینده‌ی ولی فقیه است. در واقع جناب حجه‌الاسلام والمسلمین سیدمحمود دعایی به عنوان نماینده ولی فقیه و سرپرست موسسه اطلاعات بر این روزنامه‌ی قدیمی تسلط دارند. این جایگاه ممتاز که غیر از ایشان فقط مدیرمسئول روزنامه کیهان حائز آن می‌باشد؛ مستلزم آن است که اصول و خطوط تبیین شده‌ی رهبری معظم انقلاب، بیش از سایر رسانه‌ها توسط این رسانه‌ مورد توجه و اِعمال واقع شوند. چه‌اینکه احترام امام‌زاده، در مرتبه‌ی اولی بر ذمه‌ی متولی آن است!

اما متاسفانه در بسیاری از موارد شاهد چیزی خلاف این مسئولیت الهی هستیم! این وجیزه در پی آن نیست که تمام موارد حضور پررنگ دشمنان اسلام و مسلمین و ولایت فقیه و انقلاب اسلامی در روزنامه اطلاعات را برشمرد. اما ضمن تجدید احترام؛ خدمت برادر عزیزمان جناب حجه‌الاسلام دعایی باید به صراحت اعتراف نمود که حداقل یکی از سران فتنه‌ی آمریکایی – اسراییلی ۸۸، به حسب ارتباط پیچیده‌ای که با شخص جناب دعایی داشته و دارد، این روزنامه‌ی منتسب به رهبری را مبدل به خانه‌ای امن برای خود نموده است!

سیدمحمد خاتمی که در اثنای فتنه‌ی آمریکایی اسرائیلی ۸۸، نظام مظلوم اسلامی را مطابق با دستورات سرویسهای جاسوسی اجنبی متهم به تقلب در انتخابات و خیانت در حق ملت نمود و پشتیبانی خود را تصریحا از دو راس دیگر فتنه عیان ساخت و نظام را جنایتکار خواند و در خیابان به سرکرده‌ی تظاهرات غیرقانونی تبدیل شد و در مقابل توهین به سیدوسالار شهیدان تا همین اکنون سکوت ناشی از رضایت خویش را بر اعلام برائت از آن حرامیان ترجیح داده! همان کسی است که آقای دعایی برایش جشن تولد برگزار می‌کند و مفتخر به همپیمانی با اوست!

متاسفانه نگارنده توقع آن را ندارد که جناب دعایی از این ام‌الفتنه – که نه به جمهوریت نظام معتقد است و نه به اسلامیت آن – اعلام برائت نمایند! چه‌اینکه؛ چنان توقعی از کسی که دل در گرو برخی فتنه‌گران دارد شاید توقعی نابه‌جا باشد! آن حداقلی که مورد توقع از ایشان است؛ نه اعلام برائت، بلکه عدم حرکت روزنامه‌ی منتسب به رهبری بر مدار توطئه‌های منافقانه کسی است که رهبری مظلوم انقلاب او را  «بدبخت و سرشکسته‌ی در زمین و در ملاء اعلی» خواندند! و مگر معظم له تصریحا نفرمودند که سران فتنه  «برای خودشان اسباب بدبختی و سرشکستگی در زمین و در ملأ اعلی شدند.»!؟ (۱) آیا خاتمی از دروغ بزرگ و کثیف «متقلب خواندن نظام اسلامی در انتخابات پرشکوه و ۴۰ میلیونی ۸۸» توبه کرده و به دروغگویی خود اعتراف نموده است؟ که جناب دعایی عزیز همچنان دل در گرو وی دارند و روزنامه‌ی اطلاعات را مفت و مجانی در اختیار رپورتاژ آگهی برای کسی قرار می‌دهند که خائنانه در مقابل جریان قانونی کشور، گردن‌کشی کرد!؟ و آیا رهبری مقتدر و  حکیم و البته مظلوم انقلاب صراحتا خطاب به امثال جناب دعایی عزیز گوشزد نفرمودند که  «من خواهش می‌کنم اگر چنانچه مسائل سال ۸۸ را مطرح می‌کنید، مسئله‌ی اصلی و عمده را در این قضایا در مدّ نگاهتان قرار دهید؛ آن مسئله‌ی اصلی این است که یک جماعتی در مقابل جریان قانونی کشور، به شکل غیر قانونی و به شکل غیر نجیبانه ایستادگی کردند و به کشور لطمه و ضربه وارد کردند؛ این را چرا فراموش می‌کنید؟» با این وصف برای نگارنده محل سوالی جدی است که چرا جناب دعایی عزیز همچنان به دنبال بازگرداندن این باغیِ یاغی، به مناسبات سیاسی کشورند!؟

روزنامه اطلاعات در تازه‌ترین اقدام خود در این راستا شعری را از افشین علاء که در رابطه با خاتمی و خطاب به رهبری بود منتشر ساخت. شعری که ترجیع بند آن این بود که فاصله افتادن میان خاتمی فاسد وسیدناالامام نه‌تنها نتیجه‌ی خیانتهای وی نبوده! بلکه نتیجه رذالتهای مُشتی «زاغ و زغن» بوده! که حیات خود را در فاصله افتادن میان پهلوانان می‌دانند! شعری منافقانه که با پاک کردن صورت مساله‌ی خیانتها و دهن‌کجیهای این فتنه‌گر تابلودار به رای تاریخی ملت و هشدارهای دلسوزانه و خیرخواهانه رهبری، تلاش دارد تا در حالی که حضرت آقا با بی‌محلی معنی‌دار این‌روزهای خود، به گردن‌کشی‌ها و ظغیانگریهای ظالمانه‌ی خاتمی در سال ۸۸ پاسخی مقتدرانه می‌دهند، فضا را غبار آلود ساخته و از آب گل‌آلود، مردار ماهی‌ فتنه‌ای تازه را صید نماید. لکن زهی خیال باطل!

روزنامه اطلاعات در قالب این شعر که با عنوان اصلی «خاتم خوبان» و با روتیتر «درددلی با حضرت آیت ا… خامنه ای» منتشر نموده می‌نویسد:

چون بین بزرگان وطن فاصله افتاد

در لانه زاغان و زغن هلهله افتاد

 

ای دست خدابرسرما! دست شمارا

چندی است که با حلقه خودفاصله افتاد

 

زیبنده ترازخاتم خوبان چه نگینی؟

آخرزچه رو خدشه درین سلسله افتاد؟

 

 

اولاد حسینید و حسن، کاش نبینیم

دربین دو فرزند پیمبر گله افتاد

 

هرقدرکه شدخاطر خاران وخسان جمع

زین تفرقه درجمع یلان ولوله افتاد

 

هیزم کش این آتش واین فتنه واین دام

زوداست ببیند که خودش درتله افتاد!

 

ای قافله سالار! مدارای توتا چند؟

با رهزن رندی که در این قافله افتاد

 

جزآشتی ومهرنخواهم زتوچیزی

کی مثل منی درپی پول وپله افتاد

 

هم صحبتی خاتمی ات راچوببینم

بر دامنم انگارکه عمری صله افتاد؟

 

یادمن دل سوخته هم کن اگرت یاد

دروقت نماز شب ودرنافله افتاد…

مطالعه‌ی این دروغها و نفاق‌ورزی‌ها و قهرمان‌پروری از همپیمانان اسرائیل و آمریکا در ایران، آنهم در روزنامه‌ای که ماموریتش مبارزه با تهدیدات نرم و کودتای مخملی علیه جمهوریت و اسلامیت و انقلاب و ولایت است! دلسوزان مدیرمسئول محترم روزنامه‌ اطلاعات را به این فکر تلخ فرو می‌برد که جناب دعایی عزیز به کجا چنین شتابانند؟ آیا ایشان از خیانتهای خاتمی بی‌خبرند!؟ و آیا با علم به کودتای کثیف مثلث «خاتمی – موسوی – کروبی»، ذیل مثلث اصلی «آمریکا – اسراییل – انگلیس» از «اهل بغی» حمایت می‌کنند!؟ آیا قانون ممنوعیت انتشار تصویر سران فتنه که مصوبه‌ی قطعی و لازم الاجراء شورای عالی امنیت ملی است، استثنائاً برای روزنامه اطلاعات مبدّل به قانون حمایت از سران فتنه شده؟ و آیا مدعی‌العموم محترم دستگاه قضایی نباید با این قانون‌شکنی آشکار که دهن‌کجی به احساسات دریای خروشان و ده‌ها میلیونی ملت در ۹ دی ۸۸ است برخورد قاطع قانونی نماید!؟ حقیقتا روزگار عجیبی است!

نگارنده قصد پاسخگویی به اشعار بی‌محتوا و فریبکارانه‌ی کسی به اسم علاء را نه داشته و نه دارد. لکن از آنجایی که این دروغها در روزنامه‌ای منتشر شده که منتسب به سید مظلومان این دوران است، لازم بود پاسخی منظوم خطاب به آن راس منافقین داده شود، تا بداند؛ این دغل‌بازی‌ها نه‌تنها مایه‌ی بازگشت وی نخواهد گشت، بلکه همان اندک هواداران دین‌ستیزش را نیز بر باد خواهد داد!

 

از خشم على لرزه بر اندام تو افتاد!

یاد نُه دى؛ پیش و پسَت را به فناداد!

 

اى خصم حسن(ع)! مایه‌ى ننگ علویّان!

ای دست رجیمان برِ پیوند لئیمان!

 

 

آن روز که تو پشت خسان را بگرفتى

بر خون حسین ابن على(ع) جشن گرفتى!

 

 

آن دم که تو با خدعه و نیرنگ و فضاحت

با وسوسه‌ى شمر زمان، خصم ولایت

 

 

جمهوریتِ ملت خود هجو نمودى!

باغى شده، یاغى شدى و جنگ نمودى!

 

آن روز که فرعون، ز تو فخر فروشید

کودک‌کُش جلاد، تو را دلبر خود دید!

 

آن لحظه؛ «ولى» دل ز دلت تا به ابد کند

از روى تبرّىٰ ز برش دور بیافکند

 

هان اى خسرالآخره و مانده ز دنیا!

اى یار پرز! آلت دستان اوباما!

 

این مکر، فرو نِه! که در این دیر خرابات

ساقى ز سماحت نسپردت به مکافات!

 

نجواى على در پس فتنه شده فریاد

امت شده یکدل؛ نرود فتنه‌ات از یاد!

 

روز نه دى ملت ایران به تو آموخت

با آل على(ع) هرکه در افتاد ور افتاد!