امام حسین علیه السلام در قرآن و حدیث نبوی

بدون شكّ بين مسلمانان در مسائل اعتقادى و فقهى اختلافاتى وجود داشته و دارد، اما در يك موضوع اتفاق و وحدت نظر است و آن برترى اهل بيت عليهم السلام از بعد علمى و معنوى است.

به گزارش نماینده به نقل از سایت ولیعصر(عج)، یعنى خاندان رسول اللّه صلى الله علیه و آله که امام حسین علیه السلام یکى از اعضاى این جمع است امتیازاتى دارند که هیچ کس غیر از آنان به این ویژگی‌ها آراسته نیستند.

بنا بر این در این قسمت با استناد به قرآن و حدیث بخشى از این امتیازات را مرور مى‌کنیم:

امام حسین علیه السلام در قرآن

بخشى از امتیازات امام حسین علیه السلام جنبه ملکوتى و الهى دارد:

امام حسین علیه السلام‌ از اصحاب مباهله:

فَمَنْ حَآجَّکَ فِیهِ مِن بَعْدِ مَا جَآءَکَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْاْ نَدْعُ أَبْنَآءَنَا وَأَبْنَآءَکُمْ وَنِسَآءَنَا وَنِسَآءَکُمْ وَأَنفُسَنَا وَأَنفُسَکُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَل لَّعْنَتَ اللَّهِ عَلَى الْکَـذِبِینَ. آل عمران (۳)، آیه ۶۱.

پس هر که در این [باره] پس از دانشى که تو را [حاصل] آمده، با تو محاجه کند، بگو: «بیایید پسرانمان و پسرانتان، و زنانمان و زنانتان، و ما خویشان نزدیک و شما خویشان نزدیک خود را فرا خوانیم; سپس مباهله کنیم، و لعنت خدا را بر دروغ‌گویان قرار دهیم.

امام حسین علیه السلام‌ از پاکان و مطهّرین:

إِنَّمَا یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَ یُطَهِّرَکُمْ تَطْهِیرًا. الاحزاب (۳۳)، آیه ۳۳.

خدا فقط مى‌خواهد آلودگى را از شما خاندان [پیامبر] بزداید و شما را پاک و پاکیزه گرداند.

امام حسین علیه السلام‌ از ذوى القربى:

قُل لاَّ أَسْـَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْرًا إِلاَّ الْمَوَدَّهَ فِى الْقُرْبَى. الشورى (۴۲)، آیه ۲۳.

بگو: «به ازاى آن [رسالت] پاداشى از شما خواستار نیستم، مگر دوستى درباره خویشاوندان.

امام حسین علیه السلام‌ از ابرار:

در سوره انسان در باره اهل بیت که غذای خود را به یتیم و مسکین و اسیر انفاق نمودند، در وصف آن حضرت و دیگر اهل بیت علیهم السلام‌ این‌گونه آمده است:

إِنَّ الاَْبْرَارَ یَشْرَبُونَ مِن کَأْس کَانَ مِزَاجُهَا کَافُورًا. الانسان (۷۶)، آیه ۵.

به یقین ابرار (و نیکان) از جامى مى‌نوشند که با عطر خوشى آمیخته است.

امام حسین علیه السلام در روایات نبوی

در بین جامعه عرب هیچ کس از نظر عظمت و ویژگی‌هاى اخلاقى همانند دو فرزند على و فاطمه نبوده‌اند؛ زیرا جدّ بزرگوارى هم‌چون پیامبر خاتم صلى الله علیه و آله و پدرى همانند: امیر المؤمنین على علیه السلام و مادرى مثل حضرت فاطمه سلام الله علیها داشته‌اند.

اعمش از أبو جعفر منصور و او از پدرش و پدرش از جدّش و او از رسول خدا صلى الله علیه و آله نقل مى‌کند که فرمود:

ألا أدلّکم على خیر الناس جدّاً وجدّهً؟ قالوا بلى یا رسول اللّه، قال: هذا الحسن والحسین جدّهما رسول اللّه سیّد المرسلین، وجدّتهما خدیجه بنت خویلد سیّده نساء العالمین. أیّها الناس! ألا أدلّکم على خیر الناس أباً واما؟ قالوا: بلى یا رسول اللّه، قال: هذا الحسن والحسین أبوهما علیّ بن أبی طالب أخو رسول اللّه، وأمهما فاطمه بنت رسول اللّه سیّده نساء العالمین،…

آیا شما را راهنمایی کنم به بهترین مردم از نظر جدّ وجدّه؟ گفتند: بلى یا رسول اللّه فرمودند: این دو حسن و حسین هستند که جدّ آن‌ها رسول خدا سیّد المرسلین، و جدّه آن‌ها خدیجه بنت خویلد سیّده زنان عالمیان است. ای مردم! آیا شما را از بهترین مردم از حیث پدر و مادر خبر نسازم؟ گفتند: بلى یا رسول اللّه! فرمود: این‌ دو حسن و حسین هستند که پدرشان علیّ بن أبی طالب برادر رسول خدا، و مادرشان فاطمه دختر رسول خدا سرور زنان جهان است …

مناقب آل أبی طالب، ج ۴، ص ۲۷ ـ المعجم الکبیر، ج ۱، ص۱۲۹ ـ کنز العمّال، ج ۶، ص۲۲۱ـ تذکره الخواص، ص ۲۳۴.

علاوه بر جایگاه برتر امام حسین از حیث حسب و نسب، سخنان و احادیث نبوى نیز بیان‌گر ویژگی‌هاى این دو یادگار و ریحانه رسول خدا هستند که در این فصل و بنا به ضرورت به پاره‌اى از احادیث نبوى اشاره مى‌کنیم:

الف ـ حسین محبوب قلب پیامبر

برترین امتیازها، علاقه و محبّت پیامبر خدا به امام حسین علیه السلام است، زیرا حبّ و دوستى آن حضرت بر اساس ملاکهاى خدایى است.

انس بن مالک مى‌گوید:

سئل رسول اللّه صلى الله علیه و آله أیّ أهل بیتک أحبّ إلیک قال: الحسن والحسین.

از رسول خدا صلّی الله علیه وآله وسلّم سؤال شد: کدام‌یک از اهل بیت خود را بیشتر دوست می‌دارید؟ حضرت فرمودند: حسن و حسین را.

سنن ترمذی، ج ۵، ص۳۲۳، رقم ۳۸۶۱.

در روایتی دیگر از رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلّم نقل کرده‌اند:

قال رسول اللّه صلى الله علیه و آله: من أحبّ الحسن والحسین فقد أحبّنی، ومن أبغضهما فقد أبغضنی.

رسول اللّه صلى الله علیه و آله فرمودند: هر کس حسن و حسین مرا دوست داشته باشد در حقیقت مرا دوست داشته اشت، و هر کس از آن دو بغض و کینه داشته باشد در حقیقت مرا مورد بغض قرار داده است.

مسند أبی هریره، ج ۱۱، ص ۷۸.

ب ـ حسین سرور جوانان بهشت

از فضایل منحصر به فرد امام حسن و امام حسین علیهما السلام سرورى جوانان در بهشت است که در روایتى متواتر از پیامبر خدا به آن اشاره شده است.

أبو سعید خُدرى از رسول خدا صلى الله علیه و آله نقل کرده است که فرمود:

الحسن والحسین سیّدا شباب أهل الجنّه.

 الطبقات الکبرى، ج ۸، ص۳۰ ـ المعجم الکبیر، ج ۳، ص۲۴ ـ تاریخ بغداد، ج ۱، ص ۴۰ـ المستدرک على الصحیحین، ج ۳، ص ۱۶۷.

ج ـ دشمنى با حسین دشمنى با پیامبر

متون اهل سنت در روایتی از پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله وسلّم این‌گونه نقل کرده‌اند:

عن النبیّ صلی الله علیه و آله قال: من أحبّهما فقد أحبّنی ومن أبغضهما فقد أبغضنی.

هر کس حسن و حسین را دوست بدارد مرا دوست داشته و هر کس با من بغض و دشمنی ورزد با من بغض و دشمنی ورزیده است.

المعجم الکبیر، ج ۳، ص۴۰ ـ مجمع الزوائد، ج ۹، ص۱۸۰.

د ـ آزار و اذیّت اهل بیت آزار و اذیّت خدا

ابوسعید خرجوشى متوفاى ۴۰۹ هـ. از امام على بن ابى طالب علیه السلام نقل مى‌کند که فرمود: از رسول گرامى اسلام صلى الله علیه و آله شنیدم:

من آذانی فی أهل بیتی فقد آذى اللّه عزّ وجلّ، ومن أعان على أذاهم ورکن إلى أعدائهم فقد آذن بحرب من اللّه، ولانصیب له غداً فی شفاعه رسول اللّه.

هر کس اهل بیت مرا اذیّت کند خدا را اذیّت کرده است و هر کس کمک به آزار آنان نماید و یا به دشمنان آنان کمک کند روز قیامت از شفاعت رسول خدا محروم خواهد بود.

شواهد التنزیل، ج ۲، ص۹۳ ـ شرف المصطفى، باب ۲۷.

هـ ـ پیش‌گویى پیامبر صلى الله علیه و آله از شهادت امام حسین علیه السلام

در این زمینه روایات بسیاری در متون و منابع اهل سنت وارد شد ه است که چند نمونه آن را ذکر می‌کنیم:

۱ ـ أبو علیّ بن عثمان بن السکن الحافظ قال:… عن أنس بن الحارث قال: قال رسول اللّه صلی الله علیه و آله: «إنّ ابنی هذا یقتل بأرض من أرض العراق، فمن أدرکه منکم فلینصره، فقتل أنس معه، یعنی مع الحسین بن علی علیهما السلام».

این فرزندم (حسین) در سرزمین عراق شهید خواهد شد هر کس او را دید باید یارى‌اش نماید.

التذکره فی أحوال الموتى وأمور الآخره،شمس الدین أبی عبد الله محمد بن أحمد بن أبی بکر بن فرح الأنصاری القرطبی، ۶۷۱ هجری، وهو من علماء أهل السنه والکتاب من دار الکتب العلمیه، بیروت لبنان، الطبعه الأولى ۱۹۸۵ م.

۲ ـ الامام أحمد فی مسنده قال: حدّثنا مؤمّل قال: حدّثنا عماره بن زاذان، حدّثنا ثابت، عن أنس، إنّ ملک المطر استأذن أن یأتی النبیّ صلی الله علیه و آله فأذن له، فقال لأمّ سلمه: «إملکی علینا الباب لا یدخل علینا أحد، قال: وجاء الحسین لیدخل فمنعته، فوثب فدخل، فجعل یقعد على ظهر النبیّ صلی الله علیه و آله وعلى منکبیه وعلى عاتقه، قال: فقال الملک للنبیّ صلی الله علیه و آله: أتحبّه؟ قال: نعم، قال: اما إنّ أمّتک ستقتله، وإن شئت أریتک المکان الذی یقتل فیه، فضرب بیده، فجاء بطینه حمراء، فأخذتها أمّ سلمه فصرتها فی خمارها». قال ثابت: بلغنا أنها من کربلاء.

فرشته مأمور باران اجازه ورود به محضر پیامبر اکرم را خواستار شد، پس از اجازه ورود، پیامبر به امّ سلمه فرمود: مواظب درب خانه باش تا کسى وارد نشود، حسین آمد تا نزد جدّش برود، امّ سلمه مانع شد ولى او وارد شد و بر زانو و کتف آن حضرت مى‌نشست و گاهى بر پشت پیامبر بالا مى‌رفت، فرشته پرسید: آیا او را دوست دارى؟ فرمود: آرى، گفت: امّتت او را خواهند کشت، سپس دستش را دراز کرد و مقدارى خاک سرخ که در آن سرزمین شهید خواهد شد به پیامبر نشان داد.

التذکره فی أحوال الموتى وأمور الآخره،شمس الدین أبی عبد الله محمد بن أحمد بن أبی بکر بن فرح الأنصاری القرطبی، ۶۷۱ هجری، وهو من علماء أهل السنه والکتاب من دار الکتب العلمیه، بیروت لبنان، الطبعه الأولى ۱۹۸۵ م. ص ۴۰۴ و ۴۰۵.

۳ ـ الامام أحمد بن حنبل: حدّثنا عبد الرحمن بن مهدی، حدّثنا حمّاد بن سلمه، عن عمّار بن أبی عمّار عن ابن عباس قال: «رأیت رسول اللّه صلی الله علیه و آله نصف النهار أشعث أغبر، معه قاروره فیها دم یلتقطه ویتتبّعه فیها، قال قلت: یا رسول اللّه صلی الله علیه و آله! ما هذا؟ قال: دم الحسین وأصحابه، لم أزل أتّبعه منذ الیوم». قال عمّار: فحفظنا ذلک الیوم فوجدناه قتل ذلک الیوم.

ابن عبّاس مى‌گوید: هنگام ظهر رسول اللّه را دیدم صورتش از گرد و غبار پوشیده شده بود و شیشه‌اى که خون داخل آن بود در دست داشت، عرض کردم این چیست؟ فرمود: خون حسین و یاران حسین است که همیشه همراه دارم.

التذکره فی أحوال الموتى وأمور الآخره،شمس الدین أبی عبد الله محمد بن أحمد بن أبی بکر بن فرح الأنصاری القرطبی، ۶۷۱ هجری، وهو من علماء أهل السنه والکتاب من دار الکتب العلمیه، بیروت لبنان، الطبعه الأولى ۱۹۸۵ م.، ص ۶۴۶.

د ـ گریه پیامبر صلى الله علیه و آله بر شهادت امام حسین علیه السلام:

تاریخ جز براى امام حسین علیه السلام به یاد ندارد که در لحظه به دنیا آمدن، گریه و عزا جاى تبریک را گرفته باشد، و این هم از عجائب زندگى خاندان رسول اکرم صلى الله علیه و آله است؛ چرا که به نقل از أسماء بنت عمیس آورده‌اند که گفت: در لحظه به دنیا آمدن حسین قابله فاطمه بودم، وقتى که به دنیا آمد او را نزد رسول خدا بردم، آن حضرت پس از اعتراض نسبت به رنگ پارچه‌اى که در آن پیچیده شده بود و تعویض آن و گفتن اذان و اقامه گریست، پرسیدم چرا گریه مى‌کنید؟ فرمود: گروه ستمگران او را خواهند کشت، خداوند شفاعتم را به ایشان نرساند، اى أسماء این مطلب را فاطمه نشنود.

مقتل خوارزمى، ج ۱، ص ۸۸ ـ ذخائر العقبى، ص ۱۱۹.

وقال شرحبیل بن مدرک الجعفی عن عبد اللّه بن نجی عن أبیه: «أنّه سافر مع علیّ بن أبی طالب وکان صاحب مطهرته، فلمّا حاذوا نینوى وهو منطلق إلى صفّین نادى علیّ: صبراً أبا عبد اللّه، صبراً أبا عبد اللّه بشطّ الفرات. قلت: من ذا أبا عبد اللّه؟ قال: دخلت على رسول اللّه صلّى اللّه علیه وسلّم وعیناه تفیضان فقلت: یا نبیّ اللّه! أغضبک أحد؟ قال: بلى، قام من عندی جبریل قبل فحدثنی أنّ الحسین یقتل بشطّ الفرات، وقال: هل لک أن أشمّک من تربته؟ قلت: نعم، فمدّ یده فقبض قبضه من تراب فأعطانیها، فلم أملک عینی أن فاضتا».

عبد اللّه نجى از پدرش که در سفر به صفّین همراه امیر مؤمنان علیه السلام بوده است نقل مى‌کند که: على علیه السلام وقتى که مقابل سرزمین نینوا رسید، صدا زد: اى أبا عبد اللّه در کنار شطّ فرات صبر کن.

گفتم: این أبا عبد اللّه کیست؟ فرمود: محضر پیامبر رسیدم چشمانش پُر از اشک بود، عرض کردم: آیا کسى شما را ناراحت کرده است؟ فرمود: آرى، جبرئیل به من خبر داد که حسین را در کنار شطّ فرات مى کشند، و مقدارى از خاک آن سرزمین را برایم آورد که پس از استشمام آن نتوانستم جلوى گریه‌ام را بگیرم.

 البدایه والنهایه، ج ۸، ص ۲۱۷.

و هم‌چنین وجود ده‌ها روایت در کتب شیعه و سنى از عزادارى و گریه آن حضرت بر شهادت امام حسین علیه السلام، عظمت و بزرگى این حادثه را نزد رسول گرامى ثابت مى‌کند.

نکات مهمّ:

مدافعان و پیروان حکومت ظالمانه و جابرانه یزید مخصوصاً وهّابیان سینه چاک و احیاگران سنّت‌هاى اموى با نادیده گرفتن احادیث و روایات وارده از لسان پاک رسول اعظم اسلام صلى الله علیه و آله در کتب سیره و سنن و تحریف حقایق و واقعیّت‌هاى تاریخى خیانت‌هایى را مرتکب شده‌اند که به اهمّ آن اشاره مى‌کنیم:

۱ ـ ستایش‌ها و گواهی‌ها و تأییدهاى پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله را که در تأیید راه و روش فرزندش سیّد الشهدا بوده است کتمان کرده و نگاهشان به آن حضرت همانند نگاه به افراد عادى زمان پیامبر و دیگر اصحاب است.

۲ ـ بزرگ‌ترین خیانت تاریخى را در حقّ پیامبر و فرزندش امام حسین علیهما السلام با بى‌توجّهى به ده‌ها حدیث صحیح که در آن خبر از شهادت امام حسین و خشم و غضبش نسبت به قاتلان و مسبّبان واقعه کربلا است مرتکب شده‌اند، و عموماً این‌گونه احادیث را بى ارزش و یا غیر صحیح معرّفى کرده‌اند.

۳ ـ آنان اعلام مى‌دارند که محبّ و دوست‌دار عترت و فرزندان على و فاطمه مى‌باشند، ولى در این ادّعایشان صادق نیستند، زیرا بخش اعظمی از سخنان امام حسین علیه السلام را که بیان‌گر اهداف حرکت اعتراضى و انقلابى او است نادیده گرفته‌اند.

۴ ـ با تأثیر پذیرى از اندیشه هاى منحطّ نواصب که دشمنى خاندان پیامبر را سر لوحه زندگى خود قرار داده‌اند، کینه و دشمنى با اهل بیت علیهم السلام مخصوصاً امام حسین علیه‌السلام را در دفاع از یزید به نمایش گذاشته‌اند.

۵ ـ با بى اعتنایى به سخنان گروهى از بزرگان اهل سنّت که هر کدام به گونه‌اى از شخصیّت علمى و معنوى امام حسین علیه السلام سخن گفته‌اند به پاره‌اى از سخنان و نوشته‌هاى بى ارزش استناد جسته و آن حضرت را در ردیف عادى‌ترین افراد زمان قرار داده‌اند.

۶ ـ خلافت و حکومت یزید را خلافتى شرعى و دینى تلقى کرده و اعمال او را از ابعاد گوناگون سیاسى و اجتماعى توجیه کرده‌اند.

۷ ـ حرکت امام حسین علیه السلام را بر خلاف سیر عادى و عامل شهادت را موقعیّت نشناسى آن حضرت معرّفى نموده‌اند.

امام حسین علیه السلام از نگاه صحابه و تابعین و علمای اهل سنّت

با توجّه به جایگاه والاى عترت در قرآن و کلام رسول اللّه صلى الله علیه و آله جایى براى استناد به سخنان دیگران باقى نمى‌ماند، اما براى آشنایى بعضى از خوانندگان ناچاریم تا به فرازهایى از سخنان اصحاب و تابعان و غیر آنان اشاره‌اى داشته باشیم، زیرا خالى از فایده و لطف نیست.

نگاه به سیمای حسین نگاه به سیمای پیامبر است:

 از جابربن عبد اللّه انصارى نقل شده است که هنگام عبور امام حسین علیه السلام از مقابل او و عدّه‌اى دیگر گفت: «من أحبّ أن ینظر إلى سیّد شباب أهل الجنّه فلینظر إلى هذا، سمعته من رسول اللّه صلى الله علیه و آله ».

هر کس دوست دارد به سرور جوانان بهشت بنگرد به این آقا نگاه کند، این سخن را از رسول خدا شنیدم.

البدایه والنهایه، ج ۸، ص ۲۲۵.

سعادت برای ابن عباس:

عبد اللّه بن عبّاس رکاب اسب را براى امام حسن و حسین نگه مى‌داشت تا سوار شوند، گروهى او را سرزنش کردند که تو سنّ و سالت بیشتر از آنها است.

گفت: «إنّ هذین ابنا رسول اللّه صلى الله علیه و آله ، أفلیس من سعادتی أن آخذ برکابهما؟»

این دو فرزندان رسول خدا صلى الله علیه و آله هستند، براى من سعادت است تا رکاب را براى آن دو بگیرم.

 تاریخ ابن عساکر، ج ۴، ص ۳۲۲.

اقرار عمر بن خطاب بر بزرگی و شرافت امام حسین علیه السلام :

قال عمر بن الخطّاب للحسین علیه السلام: «فإنّما أنبت ما ترى فی رؤو سنا اللّه ثمّ أنتم».

عمر به امام حسین علیه السلام عرض کرد: آنچه بالاى سر ماست (و ما زیر سایه عزّتش هستیم یعنى اسلام) از خداست سپس توسط شما خاندان رسول.

 الإصابه، ج ۱، ص ۳۳۳.

ریختن خون حسین علیه السلام‌ و سؤال از ریختن خون پشه:

مردى از عبد اللّه فرزند عمر پرسید: اگر خون پشه در لباس انسان باشد آیا نماز در آن صحیح است؟

گفت: اهل کجایى؟ گفت: از اهالى عراق.

فقال: أنظروا إلى هذا، یسألنی عن دم البعوض وقد قتلوا ابن رسول اللّه صلی الله علیه و آله، وقد سمعت رسول اللّه صلی الله علیه و آله یقول: هما ریحانتاى من الدنیا.

گفت: این مرد را بنگرید که فرزند رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلّم را کشته‌اند حال آمده از ریختن خون پشه ای از من سؤال می‌کند. از رسول خدا شنیدم که فرمود: حسن و حسین دو گل خوشبوى من از دنیا هستند.

تاریخ ابن عساکر، ج ۴، ص ۳۱۴.

ریخته شدن خون حسین علیه السلام‌ و شرم از پیامبر:

ابراهیم نخعى مى‌گوید:

لو کنت فیمن قاتل الحسین ثمّ أُدخلت الجنّه لاستحییت أن أنظر إلى وجه رسول اللّه صلی الله علیه و آله.

اگر من جزء قاتلان امام حسین علیه السلام بودم و وارد بهشت مى‌شدم از نگاه به صورت پیامبر خجالت مى‌کشیدم.

الإصابه، ج ۱، ص ۳۳۵.

معاویه و اعتراف به آقایی و بزرگی امام حسین علیه السلام‌‌:

معاویه با هدف تفرقه و شاید هم به قصد امتحان به عبد اللّه بن جعفر گفت:

أنت سیّد بنی هاشم، أجابه قائلاً: سیّد بنی هاشم حسن وحسین.

تو آقا و بزرگ بنى هاشم هستى، در جواب گفت: حسن و حسین بزرگ بنى هاشم هستند.

الحسن بن علیّ، کامل سلیمان، ص ۱۷۳.

گریه آسمان برای حسین علیه السلام‌:

از ابن سیرین نقل است که گفت:

لم تبک السماء على أحد بعد یحیى بن زکریّا إلاّ على الحسین علیه السلام.

آسمان پس از یحیى بن زکریّا جز بر حسین گریه نکرد.

تاریخ ابن عساکر، ج ۴، ص ۳۳۹.

امام حسین علیه السلام‌ از دید‌گاه ابن حجر:

ابن حجر در باره امام حسین علیه السلام مى‌گوید:

الحسین بن علیّ بن أبی طالب الهاشمیّ أبو عبد اللّه المدنیّ سبط رسول اللّه صلّى اللّه علیه وسلّم وریحانته من الدنیا وأحد سیدی شباب أهل الجنّه.

حسین بن علیّ بن أبی طالب هاشمیّ أبو عبد اللّه مدنیّ نوه رسول خدا صلى الله علیه و آله و ریحانه او در دنیا و یکی از دو آقای جوانان بهشت.

تهذیب التهذیب، ج ۲، ص ۲۹۹.

سپس ابن حجر بعد از نقل این روایت می‌گوید:

رواه الخطیب بسند صحیح إلى یحیى.

این روایت را خطیب بغدادی با سند صحیح برای یحیی نقل کرده است.

تهذیب التهذیب، ج ۲، ص ۲۹۹.

محبوب‌ترین انسان‌ها در آسمان‌:

یونس بن أبی إسحاق عن العیزار بن حریث قال:«بینما عبد اللّه بن عمرو بن العاص جالس فی ظلّ الکعبه إذ رأى الحسین بن علیّ مقبلاً فقال: هذا أحبّ أهل الأرض إلى أهل السماء الیوم».

عبد اللّه بن عمر عاص در سایه کعبه نشسته بود، امام حسین علیه السلام را دید که به طرف کعبه مى‌آید گفت: او امروز محبوب ترین انسان‌ها در بین آسمانیان است.

البدایه والنهایه، ج ۸، ص ۲۲۶.

با این‌که کتب تاریخى صفحات بی‌شمارى را در نقل جنایات یزید نسبت به اهل بیت علیهم السلام به خود اختصاص داده و شهرت داستان کربلا از روزهاى آغازین آن در همه محافل ورد زبان‌ها و نقل مجالس بوده است، اما با این وجود متأسّفانه گروهى براى دفاع از او به هر وسیله‌اى متوسّل شده و از هر روشى استفاده کرده‌اند، که دل هر دردمندى را به درد مى‌آورد.

اکنون با توجه به عناوین این مجموعه، چه توجیهى براى قاتلان امام حسین علیه السلام و نیز مدافعان خلافت یزید باقى مى‌ماند؟

آیا انصاف است امام حسین علیه السلام‌ را با مقام شامخى که نزد پروردگار عالم و پیامبر و امّت اسلامى دارد با یزید مقایسه کنند و یا ـ نعوذ باللّه ـ آن حضرت را مقصّر بدانند؟

آیا در نقل حوادث تاریخى جانب امانتدارى را به درستى رعایت کرده‌اند؟