فاجعه گنبد توطئه ضد انقلاب و عوامل اجانب
رهبر انقلاب ۲۴ فروردین ۱۳۵۸ پاسداران و تعدادی از مردم گنبد را به حضور پذیرفته و در باره حوادث اخیر این بخش از کشور فرمودند : «اینها که در آن محل به شلوغی و به سمپاشی و به شرارت مشغولند، اینها به دلیل اینکه ما برای این ملت میخواهیم یک آزادی، یک استقلال، یک رفاه پیدا بشود و آن جمعیت مُفْسِد میخواهند نباشد و شلوغ بشود و به هم بخورد اوضاع تا اینکه اربابانشان برگردند. از این جهت ما اینها را متهم میکنیم به اینکه اینها، هم ضد انقلابند و هم دستنشاندۀ اغیار و اجانب. اینها اگر هوادار ملت هستند، چرا در موقعی که برای ملت، دولت و ما، کارهایی که رفاه آنها هست میخواهیم انجام بدهیم اینها مانع میشوند؟ چرا از رفراندمی که همۀ ملت با او موافق است اینها مخالفت میکنند؟»(۱)
امام خمینی خطاب به اشرار گنبد نیز فرمودند «من اخطار میکنم به این اشرار که اگر دست از شرارتشان برندارند ما با آنها معاملۀ دیگر خواهیم کرد.»(۲)
رهبر انقلاب امروز با جمعی از خانواده های شهدای گنبد نیز دیدار و گفت و گو کردند .
در این دیدار ابتدا مادر یکی از شهدا خطاب به رهبر انقلاب گفت : ای امام! ما در گنبد هیچ امنیت نداریم، ناموس و مالمان در خطر است. من دختر چهارده سالهام را در آنجا گذاردم تا به حضور شما برسم. وقتی حرکت میکردم دخترم گفت: مرا هم به خدمت امام ببر، مرا به چه کسی میسپاری؟ آیا من از خود و ناموسم چگونه دفاع کنم؟ ای رهبر! من شرم دارم بگویم که مادری با گریه میگفت در جلوی روی من این گروه جنایتکار به دخترم تجاوز کرده و سر از بدن او جدا کردند.
امام خمینی بعد از سخنان این مادر شهید فرمودند : « ای مادر! برای من مرگ بهتر از این است که این مصیبتها را بشنوم. ای مادرها و خواهرهای من! جوانهای شما جوانهای ما بودند. مولا امیرالمؤمنین ـ سلاماللّه علیه ـ برای ربوده شدن یک خلخال از پای یک کسی که یهودیه بود فرمود که اگر انسان بمیرد بهتر از این است که بشنود این را. من اگر بمیرم بهتر از این است که [این مصیبتها را بشنوم]. ای مادرها و خواهرهای من! ای برادرهای من! اسلام از این شهیدها بسیار داشته است.»(۳)
سخنان امام با گریه شدید حضار و خانواده شهدا همراه شد ، تعدادی از حاضران هنگامی که رهبر انقلاب برای خود آرزوی مرگ کردند در حالی که به شدت گریه می کردند خطاب به امام خمینی گفتند : ما پیش مرگ شما هستیم ، این حرف را نزنید … (۴)
منبع :
۱- صحیفه امام ، جلد ۷، صفحه ۸
۲- همان
۳ و ۴ صحیفه امام ، جلد ۷، صفحه ۱۰








