برگ هایی از تاریخ معاصر ؛

از تذکرات مشفقانه ای که شنیده نشد تا دفاعیات خنده داری که اثر نداشت !

۱۸ فروردین ماه سال ۵۸ یعنی نزدیک به دو ماه پس از پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی امیرعباس هویدا شخصیتی که ۱۵ سال در رژیم ستمشاهی نخست وزیر و ...بود محاکمه و اعدام شد .

نماینده – امیرعباس هویدا به دلیل ارتکاب جرایمی چون افساد فی‌الارض، خیانت به ملت، شرکت مستقیم در فعالیت‌های جاسوسی به نفع غرب و صهیونیسم، قیام علیه امنیت و استقلال کشور با تشکیل کابینه‌های دست‌نشانده آمریکا و انگلیس، پرداخت درآمدهای ملی حاصله از نفت به شاه سابق، فرح و ممالک وابسته به غرب و شرکت مستقیم در قاچاق هروئین در فرانسه ساعت ۷:۲۵ دقیقه دیروز اعدام شد.

از این نکته می گذریم و به سال ها قبل از روز اعدام هویدا باز می گردیم …!

۲۶ فروردین ماه سال ۱۳۴۶ امام خمینی در نامه ای سرگشاده به هویدا که آن روزها نخست وزیر بود نکاتی را متذکر شدند که اگر هویدا به آن ها گوش می کرد آن نمی شد که در سال ۱۳۵۸ شاهدش بود.

اهم نکات مطرح در این نامه تاریخی عبارت است از ؛

۱- موجب کمال تأسف است که نغمه ناموزون اصلاحات شماها تقریباً از حدود تبلیغات رادیو و روزنامه‌های غیر آزاد و بعضی نوشته‌های مشحون به گزافه تجاوز ننموده و هر روز بر فقر و بیچارگی ملت افزوده می‌شود و ورشکستگی بازار و بازرگانان محترم روزافزون است.

۲-نتیجه این همه هیاهو و تبلیغات سرتاپا گزاف، بازار سیاه برای اجانب است و ملت را به حال فقر و عقب افتادگی به اسم ملت مترقی نگه داشتن است. حکومت پلیسی غیر قانونی شما و اسلاف شما به خواست آنان که می‌خواهند ملل شرق به حال عقب افتادگی باقی باشند، حکومت قرون وسطایی، حکومت سرنیزه و زجر و حبس، حکومت اختناق و سلب آزادی، حکومت وحشت و قلدری است. با اسم مشروطیت،

۳- جشنهای غیر ملی که به نفع شخصی در هر سال چندین مرتبه تشکیل می‌شود و در هر مرتبه مصیبتهای جانگداز برای اسلام و مسلمین و ملت فقیر پا برهنه ایران به بار می‌آورد، یکی از آنهاست. با سرنیزه پلیس از مردم بیچاره بی‌پناه، خرجهای گزاف آنها گرفته می‌شود. در یکی از جشنها که من نمی‌توانم اسم روی آن بگذارم جز هوس و شهوت و بازی با احساسات ملت، گفته می‌شود چهارهزار میلیون ریال خرج شده است که نصف آن از خزانه ملت و نصف دیگر بی‌واسطه از بازار و غیره با زور و ارعاب اخاذی شده.

۴-شماها می‌دانید اگر ملت سرنوشت خود را در دست بگیرد، وضع شماها این نحو نیست و باید تا آخر کنار بروید. و اگر ده روز آزادی به گویندگان و نویسندگان بدهید، جرایم شما برملا خواهد شد؛ قدرت آزادی دادن ندارید «و الخائن خائف».

۵-تسلیم به خواسته‌های دولت پوشالی اسرائیل و به خطر انداختن اقتصاد مملکت، سند ضعف و نوکری است و سند خیانت به اسلام و مسلمین است. اعطای مصونیت به اجانب، سند بزرگ عقب افتادگی و بی‌حیثیتی و تسلیم بی‌قید و شرط است. شما می‌دانید با تصویب این طرح چه خیانتی به این مملکت و به اسلام کرده اید و چه ضربه‌ای به استقلال این مملکت زده اید؟ البته مخالف این طرح، خائن و مستحق تبعید است!!

۶-آقای هویدا، من وظیفه دارم شماها را نصیحت کنم. شماها از این ملت و در این آب و خاک پرورش پیدا کرده و صاحب عناوین شده اید. اینقدر با حیثیت این ملت بازی نکنید به جای این همه گزافه و جنجال، خدمتی به این سر و پا برهنه‌ها کنید یا لااقل اینقدر با بهانه‌های مختلف آنها را رنج ندهید.رک صحیفه امام، جلد ۲، صفحه ۱۲۳

از این تذکرات مشفقانه می گذریم و به سال 1358 پلی می زنیم ، امیر عباس هویدا در آخرین روز زندگی و در پاسخ به سوالات دادگاه که از جرائم او سخن می گوید اظهار می دارد : ما در سیستمی بودیم که همه‌کس در آن سیستم در خدمت رژیم بودند. هر برنامه‌ای که دولت مجری آن بود به وسیله گروهی که به عنوان کار‌شناس در وزارتخانه‌ها بودند طرح‌ریزی می‌شد و به وسیله وزیر آن وزارتخانه به دولت پیشنهاد می‌شد. دولت هم آن را یا تصویب می‌کرد و یا تصویب آن را به مجلسین واگذار می‌نمود. در آن سیستم به عقیده من، مجلس سنا و شورای ملی بودند که نمی‌بایست قوانین ضد مردمی را تصویب می‌کردند. اگر دولت، خلاف قانون عمل می‌کرد این وظیفه رییس دیوانعالی کشور بود که به دولت بگوید فلان عمل، خلاف قانون است.

هویدا در پاسخ به رئیس دادگاه با بیان اینکه من به وجود آورنده سیستم نبودم می گوید  : اگر من این کارها را نمی کردم دیگری انجام می داد . نماینده دادستان در پاسخ به این بخش از اظهارات هویدا گفت : پاسخ شما شبیه این است که بگوئیم شمر گناهی نداشت چرا که اگر امام حسین را او شهید نمی کرد کس دیگری این کار را می کرد !

هویدا در پایان دفاعیات خود با بیان این که دیگر حرفی برای گفتن ندارم می افزاید : اگر عمری کفاف دهد، کتابی خواهم نوشت که در آن ماجراهای از شهریور ۱۳۲۰ تا آخرین روز صدارتم را تشریح خواهم کرد.