میان «۲۰ فروردین ۹۳»، و «۲۰ فروردین ۸۵» تفاوت از زمین تا آسمان است!!!

ما با این روز‌ها بیگانه نیستیم، دست‌پخت «مردان توافق سعدآباد» را پیش از این هم چشیده‌ایم، چیزی عوض نشده است، مردان که‌‌ همان مردان‌اند و ماهیت توافق‌‌ همان است که بود، طرف‌های توافق هم همان‌ها که بودند، فقط به جای «سعدآباد» اینبار در «ژنو» قرارداد بسته‌اند.

نماینده / سیده آزاده امامی – آن روز من هنوز به دنیا نیامده بودم، سوم خرداد ۶۱ را می‌گویم،‌‌ همان روز که «ممّد» هم نبود تا ببیند «شهر آزاد گشته» و «خون یارانش پر ثمر گشته»! آن روز نبودم، صحنه‌های آن را اما بار‌ها و بار‌ها از تلویزیون نظاره کرده‌ام؛ وقتی «خرمشهر را خدا آزاد کرد» رزمنده‌ها با چه شور و اشتیاقی به سمت شهر می‌دویدند، و با چه حس و حالی در آستانه دروازه‌های شهر در برابر خدائی که خرمشهر را آزاد کرد پیشانی به خاک می‌-سائیدند و سجده شکر به جای می‌آوردند…
این‌ها را ندیدم، اما بودم و دیدم و خوب یادم هست وقتی که بعد از دو سال و اندی «تعلیق» ناجوانمردانه، دست توانمند قدرت الهی از آستین مجاهدان عرصه علم و دانش بیرون آمد و پلمپ‌های روسیاهِ بسته بر سایت‌های هسته‌ای را می‌شکست، شور و اشتیاق دانشمندان جوان هسته‌ای که به آغوش «خرمشهر» خویش باز می‌گشتند، کم از سرمستی بازگشت بسیجیان به دامان «خونین‌شهر» نبود،‌‌ همان اشک‌های شوق و سجده-های شکر… انگار تاریخ تکرار می‌شد، اگرچه جغرافیای جبهه نبرد عوض شده بود، اما ماهیت «جهاد»‌‌ همان بود که بود، و اصلاً مگر نگفته‌اند که «مداد العلماء افضل من دماء الشهداء»، پس گزافه نیست ادعای این‌که ارزش مجاهدت «شهریاری» ‌ها و «علی‌محمدی‌»‌ها و «احمدی‌روشن» ‌ها و «رضائی‌نژاد»‌ها اگر بیش از دلاوری چمران و خرازی و همت و باکری نباشد، به یقین کم از آنان نخواهد بود، و نه تنها این، که سعادت یار آنان بود که هم بهره از «مداد علماء» داشته باشند و هم از «دماء شهداء».
خداوکیلی می‌بینی چه وقتی طبع حماسی من گل کرده است؟!
و چرا نکند؟
مگر امروز سالروز عروج روایت‌گر قدسی‌ترین حماسه‌های این سرزمین نیست؟
مگر امروز سالروز فتح رفیع‌ترین قلل دانش به همت جوانان غیور این سرزمین نمی‌باشد؟
مگر امروز سالروز به زانو درآمدن دشمنان ملت در برابر عزم بلند و غیرت دانشمندان این سرزمین نیست؟
مگر امروز سالروز به رخ کشیدن غرور و عزت ایرانی نیست؟
مگر امروز…
پس می‌شود به افتخار امروز هزاران بار سرود «مرز پرگهر» را همسرایی کنیم.
می‌شود به افتخار امروز همه مردم را به صرف «کیک زرد» می‌ه‌مان کنیم و کام ملت را شیرین نمائیم.
این حماسه‌ها را مرور می‌کنم، اما نمی‌دانم چرا به جای شکوفه‌های لبخند، مروارید اشک است که پهنای صورتم را فرامی‌گیرد؟
نمی‌دانم به جای غریوی که سزاوار است از غرور و شادی و مستی سر دهم، چرا زنجیر بغضی گلویم را می‌-فشارد، چونان زنجیرهای سربی سردی که راه نفس سانتریفیوژ‌ها را بسته است…
نه این‌که ندانم، خوب می‌دانم چرا!
امروز «۲۰ فروردین» است، و روز ملی فناوری هسته‌ای.
سوم خرداد ۶۱ را ندیدم، اما خوب یادم هست روز تکمیل شدن چرخه سوخت هسته‌ای را، روز تثبیت فناوری هسته‌ای را، روزی که دست در دست بچه‌های دانشگاه دور UCF اصفهان حلقه زده بودیم، روزی که صدایی از پایتخت معنوی ایران‌زمین، از جوار امام مهربانی‌ها تحقق دوباره این حدیث شریف را در گوش دنیا فریاد می‌کرد که: «اگر علم و دانش در ثریا باشد، مردانی از سرزمین پارس آن را به چنگ خواهند آورد».
امروز «۲۰ فروردین» است، و روز ملی فناوری هسته‌ای.
راستی بچه‌های دانشگاه امروز کجا می‌روند؟
نمی‌دانم، شاید برخی از آن‌ها «سرپرست خانوار» شده‌اند و این‌روز‌ها آن‌قدر در معرض بمباران تبلیغاتی «انصراف داوطلبانه از دریافت یارانه» ‌ها هستند، که مجال اندیشیدن به «اسم» و «رسم» امروز برایشان باقی نمانده است! برخی هم احتمالاً آن‌قدر درگیر پر کردن این فرم کذایی هستند، که اگر هم بخواهند یادشان نمی‌آید چند سال پیش چنین روزی کجا بوده‌اند!
گرفتی چه شد؟ به این می‌گویند «تدبیر»!!!
دولتی که فتح‌الفتوحش «سوم آذر» است و «توافق ژنو» ش دستاورد قرن، باید هم با «۲۰ فروردین» چنین معامله‌ای بکند!
دولتی که برای گرفتن تأییدیه شاهکار ژنو چندبار به خواهش و التماس دست به دامان اهل علم می‌شود و صدایی نمی‌شنود، باید هم با «۲۰ فروردین» چنین معامله‌ای بکند!
دولتی که تنها و تنها دغدغه رفع «تحریم» دارد و به رفع «تحقیر» و رفع «تهدید» نمی‌اندیشد، باید هم با «۲۰ فروردین» چنین معامله‌ای بکند!
دولتی که وزیرخارجه‌اش را نشسته بر صندلی چرخ‌دار به پشت میز مذاکره می‌فرستد و بعد هم با‌‌ همان هیأت و با لبی خندان در برابر چشمان نامحرم رسانه‌های بیگانه ظاهر می‌کند تا پیام تأثیر تحریم‌های «فلج‌کننده» آمریکائی‌ها را مخابره نماید، باید هم با ۲۰ «فروردین» چنین معامله‌ای بکند!
دولتی که به اعتراف رسانه‌های هم‌سو با خودش با نشان دادن صحنه‌های توزیع سبد کالا به طرف‌های «باهوش و مؤدب» مذاکره پیامی مشابه نشاندن وزیر خارجه بر صندلی چرخ‌دار می‌فرستد، باید هم با «۲۰ فروردین» چنین معامله‌ای بکند!
به‌ویژه با تعریفی که از یارانه و یارانه‌بگیران ارائه کرده‌اند؛ نماینده دولت صاف در چشم ملت نگاه می‌کند و دریافت یارانه را «دون شأن و منزلت اجتماعی» افراد متمول می‌داند، انگار آنان که یارانه می‌گیرند «شأن و منزلت اجتماعی» ندارند، یا مثلاً درآمد کم داشتن امری خجالت‌آور و سزاوار سرزنش است، با چنین تعریفی از یارانه و یارانه‌بگیران، چنین دولتی با چنین کارنامه‌ و چنان دستاوردهایی، قابل درک است که چنین معامله-ای با «۲۰ فروردین» بکند!
آخر «۲۰ فروردین» نماد غرور و عزت نفس ایرانی است، دولتی که سند افتخارش توافق ژنو است، قابل درک است که چنین معامله‌ای با «۲۰ فروردین» بکند!
دولتی که سند افتخارش توافق ژنو است، باید هم چنین نمایشی در چنین روزی به راه بیاندازد تا مبادا مردم از قرارداد نامعقولی بپرسند که عدم توازن امتیازهای نقدی که داده شده و وعده‌های نسیه‌ای که دریافت هم نشده، حتی بر یک «لبو فروش» معمولی و یک «راننده تاکسی» ساده هم بدیهی و روشن است!
دولتی که سند افتخارش توافق ژنو است، باید هم چنین نمایشی در چنین روزی به راه بیاندازد تا مبادا مردم بپرسند این توافق کذایی را شکل دادید که اگر هیچ نداشت، قرار بود لااقل دهان دشمن گزافه‌گو را ببندد و او را وادار کند نه با زبان «تحریم» که با زبان «تکریم» با این ملت تمدن‌ساز سخن بگوید؛ اما هر چه بیشتر از زمان توافق می‌گذرد، زبان دراز آن‌ها کوتاه که نشده هیچ، گستاختر و وقیح‌تر هم شده است!
دولتی که سند افتخارش توافق ژنو است، باید هم چنین نمایشی در چنین روزی به راه بیاندازد تا مبادا مردم با استناد به توهین‌ها و تحقیرهای بیانیه‌ها و قطعنامه‌ها و اظهارنظرهای اخیر طرف‌های مذاکره بگویند خدا پدر‌‌ همان ۸ سال را بیامرزد که اگر «تحریم» می‌کردند، اگر دشمنی می‌کردند، به خود اما جرأت نمی‌دادند این ملت را «تحقیر» کنند، که به لطف «تدبیر» اعمال شده این راه هم از این پس برایشان باز شد.
دولتی که به «۳۰ دی» مباهات می‌کند، باید هم چنین نمایشی در چنین روزی به راه بیاندازد تا مبادا رئیسش بخواهد به سنت هر ساله رئیس‌جمهور در مراسم گرامی‌داشت روز ملی فناوری هسته‌ای حضور یابد و خبری جدید از دستاوردی تازه در این عرصه اعلام کند!
دولتی که به «۳۰ دی» مباهات می‌کند، باید هم چنین نمایشی در چنین روزی به راه بیاندازد تا مبادا یکی از مقاماتش بخواهند در مراسمی از شهدای هسته‌ای تجلیل کنند!
دولتی که به «۳۰ دی» مباهات می‌کند، باید هم چنین نمایشی در چنین روزی به راه بیاندازد تا مبادا….
امروز «۲۰ فروردین» است که چنین نمایشی به راه می‌اندازند، خدا خودش «سوم خرداد» را بخیر کند! سوم خرداد که درست تاریخ انقضاء توافق ۶ماهه ژنو است!
امروز «۲۰ فروردین» است، اما افسوس که غباری از یک روز شوم «پائیزی» چهره «بهاری» آن را مشوه نموده است!
امروز «۲۰ فروردین» است و «۲۰ فروردین» سند افتخار ماست، در برابر آنان که به «۳۰ دی» مباهات می‌-کنند، و دلیل غرور ماست در برابر آنان که به «سوم آذر» می‌بالند!
 «۲۰ فروردین» به علاوه یک لبخند گزینه ماست در پاسخ به آنان که توافق ژنو را سبب رشک و حسادت منتقدان ژنو می‌خوانند!!!
عمر دولت‌ها که همیشه کوتاه بوده و هست، اما «هر کس چیزی که لایق اوست کند»!
ما به ۲۰ فروردین افتخار می‌کنیم، هر چه می‌خواهد بشود، و هر غباری که می‌خواهند بر این روز بپاشند، اما ما هم‌چنان این روز را بزرگ می‌داریم، چرا که سزاوار بزرگ داشتن است، این روز را بزرگ می‌داریم، البته نه به اعتبار امروز، که به اعتبار آن‌چه ۸ سال پیش در آن رقم خورده است!
ما با این روز‌ها بیگانه نیستیم، دست‌پخت «مردان توافق سعدآباد» را پیش از این هم چشیده‌ایم، چیزی عوض نشده است، مردان که‌‌ همان مردان‌اند و ماهیت توافق‌‌ همان است که بود، طرف‌های توافق هم همان‌ها که بودند، فقط به جای «سعدآباد» اینبار در «ژنو» قرارداد بسته‌اند، وقتی صحنه‌‌ همان است که بود، پس یقین بدانید تکرار دوباره صحنه‌های سوم خرداد دور از انتظار نیست!
ما به «۲۰ فروردین» افتخار می‌کنیم، در برابر آنان که به «سوم آذر» می‌بالند!
که «چیزی از بهار کم نمی‌شود، اگر خزان‌باوران باورش نکنند»!