نماینده / در سال ۱۳۸۷ همزمان با ورود انقلاب اسلامی به چهارمین دهه از حیات خود، رهبر فرزانه انقلاب گفتمان اصلی این دهه را «پیشرفت و عدالت» معرفی کرده و در طول سالیان بعد به تبیین و پیشبرد این گفتمان پرداختند. طبق این گفتمان عنصر پیشرفت در حوزههای علمی، اقتصادی، اخلاقی و فرهنگی میبایست نگاه ما را به استعدادهای بیشمار پراکنده در میان ملت معطوف ساخته و ظرفیتهای تولید، خلاقیت و درخشش توانائیهای گوناگون را در نگاه ما برجسته کند و عنصر عدالت در کنار مقولهی پیشرفت باید در توزیع فرصتها و امکانات مادی و معنوی فعال باشد.
اصلیترین اقدام مقام معظم رهبری در عرصهی راهبردی جهت تبدیل شدن گفتمان پیشرفت و عدالت به یک گفتمان ملی، نامگذاری هوشمندانه و دقیق سالها در طول این دهه بوده است که بهنوعی تعیین نقشهی کلی راه برای خواص و ایجاد حساسیت مثبت یا منفی در بین عوام جامعه است.
رهبر معظم انقلاب با توجه به تحلیل شرایط موجود، بررسی آسیبها، نقاط قوت و درک فاصله بین وضعیت امروز و اهداف مشخصشده در گفتمان انقلاب، سعی میکند در اقدامی کنشی یا واکنشی و همچنین طبق قاعدهی اهم و مهم، توجه جامعه را نسبت به شعار سال جلب کند تا با کمترین انحراف و بیشترین سرعت، انقلاب در مسیر صحیح به حرکت خود ادامه دهد. [۱]
از ابتدای دههی چهارم تاکنون، به ترتیب سالها با عناوین «۱۳۸۸: حرکت به سمت اصلاح الگوی مصرف»، «۱۳۸۹: همت مضاعف، کار مضاعف»، «۱۳۹۰: جهاد اقتصادی»، «۱۳۹۱: تولید ملى و حمایت از کار و سرمایه ایرانى»، «۱۳۹۲: حماسهی سیاسی و حماسهی اقتصادی»، «۱۳۹۳: اقتصاد و فرهنگ، با عزم ملی و مدیریت جهادی» نامگذاری شد است.
آنچه به عنوان مقدمه ارائه شد در واقع کلیاتی از گفتمان دههی چهارم انقلاب اسلامی بود و در ادامه نسبت آن را با عقلانیت اعتدال که سال گذشته در انتخابات ریاست جمهوری توسط مردم برگزیده شد خواهیم سنجید؛ که در این نسبتسنجی علت نامگذاری سال ۱۳۹۳ با عنوان « اقتصاد و فرهنگ، با عزم ملی و مدیریت جهادی» و نقش نگاه معتدل در برقراری این نسبت روشنتر خواهد شد.
پیشرفت و عدالت در رویکرد دو ساحتی توحیدی و متعالی اسلام لازم و ملزوم و مکمل و همافزا میباشند و به اصطلاح دارای تاثیر و تأثر متقابل، متزاید یا متکاملند اما در کنار این رابطهی متقابل یک رابطهی تقدم و تأخری میان آنها برقرار است که به تعبیر رهبر انقلاب عدالت در دل پیشرفت قرار میگیرد که اگر اینطور نباشد پیشرفت بدون عدالت جامع نبوده و به سبب آن پایدار نیز نخواهد بود لذا زمانیکه در دل گفتمان پیشرفت و عدالت توجه به مسائل اقتصادی و فرهنگی در اولویت قرار میگیرد میبایست جهت توسعه اقتصادی معطوف به تعالی فرهنگی، معنوی و اخلاقی باشد که در غیر این صورت عدالت و پیشرفت توحیدی و متعالی اسلام به عدالت سوسیالیستی و توسعه کاپیتالیستی تقلیل پیدا میکند.
از سوی دیگر نباید در نسبت تقدم و تأخر فرهنگ و اقتصاد خارج از اعتدال رفتار کرد چرا که توسعهی تک ساحتی مادی بسان مدرنیسم، به یوتیلیتاریانیسم (سود و سودگرایی)، هدونیسم (لذت گرایی) و ماتریالیسم (مادی نگری و مادی طلبی) صرف و تک ساحتی کشیده میشود و در طرف مقابل توسعه یا تعالی تک ساحتی فرهنگی یا معنوی بسان بودیسم و یا هندویسم، به رهبانیت و ترک دنیایی میگراید.
تعادل، تنظیم و تناسب میان توسعه اقتصادی به ویژه با توجه به رویکرد اثر بخش اسلام، راهبردی ولایی و امامی و راهبرد جمهوری اسلامی، تعالی فرهنگی، معنوی و اخلاقی است، یعنی توسعهی اقتصادی و تعالی فرهنگی. توسعهی اقتصادی همراه با تعادل سیاسی و تعالی فرهنگی، معنوی و اخلاقی را به همراه خواهد داشت. به تعبیر دیگر، توسعه اقتصادی توأم با تعادل سیاسی و تعالی فرهنگی و اخلاقی، به توسعهی متعالی میانجامد. [۲]









