نماینده – پیش از پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی بعضی از مبارزین مسامحه کار معتقد به سیاست قدم به قدم بودند . آنان تلاش داشتند تا شاه را مجبور سازند تا سلطنت کند نه حکومت و با این روش و با حفظ نظام شاهنشاهی رژیمی با ساختار مشروطه سلطنتی در کشور حاکم شود .
امام خمینی بارها با این روش و منش مخالفت کردند .
به عنوان نمونه در روز ۱۵ اسفند ۱۳۵۷ طی سخنانی اظهار داشتند :
من [از] تهران که میآمدم آقایان آمدند آنجا و من به آنها عرض کردم که باید قضیه اینطور بشود؛ بنا هم دارند البته، اما مثل اینکه قدم قدم میخواهند راه بروند. در این نهضت هم بعضی قدم قدم میگفتند برویم، که حالا قدم اولش را[برداریم] من به آن آقایی که آمد پاریس و این مطلب را گفت گفتم در قدم اول پایتان را میشکنند!.رک صحیفه امام ، جلد ۶ ، صفحه ۳۲۳
و یا در یک سخنرانی دیگر این گونه به درخواست آن افراد اشاره و پاسخ دادند : امام خمینی افزودند : من به آن آقا که آدم صحیحی بود ولیکن فکرش اشتباه بود ـ به آن آقا گفتم شما تضمین میکنید این معنا را که این نهضتی که الآن حاصل شده بعد از خوابیدن دوباره روشنش کنید؟ گفت نه. گفتم شما تضمین میکنید که اگر ما مهلت به شاه دادیم یک قدم به جلو برود، فردا همۀ ما را از بین نبرد؟ گفت نه. گفتم الآن این آتشی که روشن شده است، از این آتش ما باید استفاده کنیم. اگر الآن ما تمام مقاصدمان را حاصل نکنیم، در شکست خواهیم بود بلااشکال. الآن ما باید همان مطلب نهاییمان را عرضه بکنیم. رک صحیفه امام ، جلد ۶، صفحه ۱۸۷
البته بازرگان خود به این موضوع معترف بود که معتقد به سیاست قدم به قدم است .
بازرگان در مصاحبه با اوریانا فالاچی می گوید : اولین مشکل وقتی بروز کرد که برای ملاقات ایشان [امام خمینی] به پاریس رفتم ، و می خواستم استراتژی صحیحی جهت مبارزه با رژیم را مطالعه کنم . همه می دانند که من معتقد به سیاست قدم به قدم بودم ، معتقد بودم که برای رهایی از دست شاه فقط یک راه بود و آن این که آمریکا را مجبورکنیم که کم کم شاه را ول کند و کاری کنیم که او هر چه بیشتر ضعیف شود و ملت روز به روز قوی تر شود و معتقد بودم که چون ایشان [مردم] همیشه تحت سلطه ی یک مستبد بوده اند بنابر این عادت به اطاعت کرده اند و هر دفعه هم که ناگهانی و بی مقدمه قیام کرده اند ، عاقبت بدی داشته اند . و می گفتم : ملت آمادگی مواجه شدن با آزادی را ندارند و می بایست عادت شان داد ، تعلیمشان داد تا این که سیاسی شوند ، با قدم های کوتاه و آهسته باید قدرت را به دست بگیریم …امام خمینی بر عکس این را می گفتند . همه چیز را سریعا می خواستند : « که قدم به قدم یعنی چه ؟ انتظار یعنی چه ؟ حتی نباید یک روز هم فرصت را از دست داد . نه حتی یک دقیقه . ملت انقلاب را می خواهد ، بلافاصله حالا یا هرگز» تقریبا یک بحث و جدلی شد . ولی ایشان چنان مطمئن بودند که پیروزی با ملت است و چنان ایمانشان قوی و چنان محکم که مجبور به قبول شدم و گفتم : « بسیار خوب بفرمائید . انقلاب را انجام دهیم »
بازرگان در پاسخ به سوال فالاچی که از وی عکس العمل امام را می پرسد می گوید : مژه هم نزدند ، به من فرمان دادند که نخست وزیر باشم …با وجود این که مسائل و وقایع همان طور پیش می رفتند که ایشان می گفتند درست نقطه به نقطه ، با دقتی عجیب ، ولی هنوز هم معتقدم که شاید استراتژی من صحیح تر بود . رک گفت و گوها اوریانا فالاچی ، انتخاب و ترجمه غلامرضا امامی ، نشر افق ، چاپ پنجم : ۱۳۸۷، صفحه ۳۳








