حاشیه ای بر اوضاع فعلی اوکراین / نارنجی به توان۲

نماینده/ سیده آزاده امامی - روز شنبه از خبر نیمروزی ساعت ۱۴ شنیدم که رئیس‌جمهور اوکراین در راستای پایان یافتن درگیری‌های داخلی با مخالفانش توافقی امضاء کرده که طی آن به برگزاری انتخابات زودهنگام ریاست‌جمهوری تن داده و متعهد شده تا آن زمان بر مبنای قانون اساسی ۱۰ سال پیش عمل نماید، مخالفان هم قول…

نماینده/ سیده آزاده امامی – روز شنبه از خبر نیمروزی ساعت ۱۴ شنیدم که رئیس‌جمهور اوکراین در راستای پایان یافتن درگیری‌های داخلی با مخالفانش توافقی امضاء کرده که طی آن به برگزاری انتخابات زودهنگام ریاست‌جمهوری تن داده و متعهد شده تا آن زمان بر مبنای قانون اساسی ۱۰ سال پیش عمل نماید، مخالفان هم قول داده بودند خیابان-‌ها را ترک کرده به خانه بازگردند و به این نحو به درگیری‌های خونین چند روز اخیر پایان بدهند.
دو سه ساعت بعد در یکی از سایت‌های خبری تیتری در مورد اوضاع اوکراین به چشمم خورد: «مخالفان اوکراین کاخ ریاست‌جمهوری را تصرف کردند»، با توجه به خبری که چند ساعت پیش شنیده بودم توجهی به این تی‌تر نکردم و از آن گذشتم، اما چند دقیقه بعد زیرنویس‌های شبکه خبر توجهم را جلب کرد که فحوای آن تأیید خبری بود که در سایت دیده بودم؛ ظاهراً توافق مذکور ۱۰ ساعت هم دوام نداشت!
در خصوص اوضاع اخیر اوکراین چند نکته به نظر قابل تأمل می‌آید:
نخست آن‌که یک سوی این توافق کذایی مقاماتی از اتحادیه اروپا بودند، وقایعی که کمتر از ۱۰ ساعت پس از توافق رخ داد به خوبی عیار شایستگی اروپائی‌ها را برای آن‌که مورد اعتماد واقع شوند، عیان کرد. شاید اگر یانوکوویچ به وفای به عهد ایشان اطمینان خاطر نمی‌داشت اوضاع امروز به گونه دیگری می‌بود!
دیگر آن‌که در ناآرامی‌ها و آشوب‌های چند روز گذشته بار‌ها شاهد آن بودیم که خبر حضور وزرا و سفرای کشورهای اروپائی در میان مخالفان منتشر می‌شد!
این یکی از شگفتی‌های روزگار ماست که ارزش‌ها و آرمان‌ها اتفاقاً از سوی کسانی نقض می‌شود که داعیه آن‌ها را دارند و خود را صاحبان بی‌چون و چرای این آرمان‌ها می‌دانند؛ بر کسی پوشیده نیست که «دموکراسی» و
 «انتخابات آزاد» از آرمان‌های مورد تأکید جهان غرب است، اما بار‌ها و بار‌ها این حقیقت ثابت شده که اعتبار و قداست آن‌ها تا آن‌جایی محترم است که متعرض منافع پدرخواندگان خویش نشود، که اگر چنین شود بدون کمترین تردید و درنگی همین آرمان‌ها و ارزش‌ها به پای منافع ایشان ذبح شده و مدعیان بی‌هیچ ابا و اکراهی از روی جنازه آن‌ها رد می‌شوند!
حضور مقامات رسمی کشورهای اروپائی در جمع مخالفان دولت اوکراین و اعلام حمایت صریح از آن‌ها دقیقاً مصداق همین امر است، کسانی که سال‌هاست جانماز دموکراسی آب می‌کشند و از نبود آزادی در فلان کشور و به‌مان دولت ابراز تأسف می‌کنند و برای تزریق دموکراسی مطلوب خود به رگ‌های مردمان سرزمین-های دیگر کیلومتر‌ها لشکرکشی می‌کنند و حتی به‌زعم خود بر سر تحقق آن هزینه‌های گزاف پرداخته و جنگ‌های خونین به راه می‌اندازند، در جدید‌ترین نمونه تعهد عمیقشان به این آرمان، به حمایت از شورشیانی که در برابر حکومتی اتفاقاً برآمده از سازوکارهای مورد تأیید ایشان-یعنی انتخابات آزاد- به پا خاسته‌اند، قد علم کرده و به سادگی نوشیدن یک لیوان آب به ادعا‌ها و شعارهای خود پشت کرده‌، و رأی مردم و خواست اکثریت را در انتخاب دموکراتیک این دولت به هیچ انگاشته و بد‌تر از آن برای ساقط کردن آن‌چه نمی‌پسندند به راه‌کارهایی متوسل شده‌اند که نه تنها کمترین نسبتی با دموکراسی ندارد، که اساساً در تعارض آشکار با آن می‌باشد!
با این حساب دیگر چه استبعادی دارد که رژیم مرتجع عربستان نگران دموکراسی در سوریه باشد و برای نجات شهروندان سوری از جانب خویش مایه گذاشته و نیروی نظامی به این کشور ارسال نماید!!!
اوکراین امروز عرصه رنگ باختن شعارهای دلفریب و جذابی است که دهه‌هاست عده‌ای ساده‌اندیش را در چهارگوشه جهان شیفته خود کرده و آنان را به تصور التزام عملی مدعیان این مفاهیم به آن‌ها، دلداده و شیدای مدعیان آن نیز نموده است!
البته دقیقاً دهه‌هاست که همین شعار‌ها و آرمان‌های به ظاهر جذاب از آزمون‌های حقیقی و متعددی سرافکنده و ناکام بیرون آمده‌اند و بر ژرف‌اندیشان تردیدی باقی نگذاشته‌ که این ادعا‌ها صرفا پوششی است فریبنده و اغواگر تا به نام آن‌ها وحشیانه‌ترین جنایت‌ها و سرکوب‌ها صورت گرفته، و نه منافع ملت‌ها و مردم، که منافع دولت‌ها و معدودی سیاست‌مدار و سرمایه‌دار با این دستمایه مصون و محفوظ بماند. اما همواره بود‌اند جماعتی که در برابر این مصادیق عریان خود را به خواب زده‌ و از کنار آن بی‌هیچ اعتراض و حتی انتقادی گذشته‌اند، ورنه تنها یکی از این موارد بیشمار برای بیدار کردن آنانی که حقیقتاً در خواب بوده‌اند کافی و وافی بوده است.
گذشته از آن اوکراین این روز‌ها عجیب صحنه‌های ۴ سال پیش ایران را در ذهن ما تداعی می‌کند؛ شباهت-های دقیق و ظریف میان آشوب‌گران اوکراینی و فتنه‌گران ایرانی، حمایت‌های هم‌سان آمریکائی‌ها و اروپائی‌ها از نارنجی‌های اوکراینی و سبزهای ایرانی، دلدادگی اپوزیسیون اوکراینی و فتنه‌گران ایرانی به غرب و آمریکا، و… همه و همه گواه از هم‌سنخ بودن دو رویدادی دارد که اگرچه در جغرافیا و تاریخی متفاوت روی داده‌اند، اما با هدفی یکسان و برنامه‌ای مشابه و هدایت‌گرانی واحد سامان یافته‌اند! همراهی و هم‌ذات‌پنداری این روزهای جریان رسانه‌ای «سبز» با وقایع «نارنجی» اوکراین هم مؤید خوبی بر این ادعاست!
اینجاست که بیش از پیش نقش رهبری پیامبرگونه سکاندار انقلاب در عبور دادن کشتی انقلاب از چنین بحران عظیمی به چشم می‌آید، و می‌طلبد که از صمیم جان به شکرانه این موهبت الهی سپاسگزار درگاه احدیت باشیم.