نماینده – ۲۴ خرداد که تمام شد و معلوم شد ۵۰. ۷ درصد از مردم خواستهاند شما رئیسجمهور باشید، متمدنانه به خواسته هموطنان خویش گردن نهادیم. کاندیداهای منتخب ما در اولین ساعات پس از اعلام نتایج به دیدار شما آمدند و تبریک گفتند که توانستید اعتماد نیمی از ملت را به خود جلب کنید و… خلاصه دموکراسی را به آنهایی آموختیم که ادعای پدرخواندگی آن را داشتند، دموکراسی را به آنهایی آموختیم که ادعای دموکراسی داشتند، بیآنکه به اقتضائاتش گردن بنهند!

آقای روحانی ما به شما رأی ندادیم، اما نتیجه حماسه ۲۴ خرداد را چیزی جز پیروزی ملت ایران و روسیاهی و سرافکندگی دشمنان و بدخواهانش نمیدانیم، ما به شما رأی ندادیم، اما از ۲۵ خرداد شما را رئیسجمهور خود میدانیم؛ باور کنید برای شما آرزوی موفقیت کردیم، و حتی به دوستان خود گفتیم خوشحالتر میشویم شما به گونهای عمل کنید که دور بعد ما هم به شما رأی بدهیم، گمان میکردیم به لطف اعتدالی که شما وعده دادهاید آرامش و عقلانیت بر فضای کشور سایه خواهد گسترد، و دیگر شاهد آن نخواهیم بود که دعواهای بیحاصل سیاسی بخش اعظمی از امکانات و پتانسیلهای کشور را هدر بدهد، و عدهای بخواهند با دستاویز قرار دادن رأیی که آوردهاند در صدد حذف رقیب برآیند!
در همین خیالات به سر میبردیم که میدیدیم ۲۴ خرداد مصادره میشود آنهم از جانب کسانی که پس از آگاهی از عدم پایگاه مردمیشان عرصه رقابتهای انتخابات را با دلخوری و اکراه ترک کرده بودند! به مرور دیدیم نزدیکان شما «روحانی» را بدل به معیار و میزان «اعتدال» کردهاند و هر نگاه و نظری را که همراستا با آنچه خود میپسندند نیست، به چماق «افراط» میرانند و آنان را به دریافتن پیام انتخابات فرامیخوانند- در این مجال بنای آن نداریم که به چند و چون پیام انتخابات بپردازیم، و اینکه لازم است چه کسانی بیش از همه این پیام را دریابند!
میبینیم انگها و بهانههای گوناگون عَلَم میشود تا منتقدان از عرصه کنار گذاشته شوند، تا آنجا که با طرح بحث «انحلال مجلس» دم خروس مدعیان بیرون زد و معلوم شد اساساً چه سنخ مخالف و منتقدی مطلوب آقایان است!
دل خوش داشته بودیم که در دولت «حقوقدان»ها حقوق ما به عنوان منتقد محفوظ و محترم است، که شنیدیم جناب مشاور آنانی را که به کسی غیر از فرد منتخب رأی دادهاند، قانونگریز خوانده است، و رئیس-جمهور حقوقدانمان هیچ نگفت! و هیچ تبصره و بندی از منشور حقوق شهروندی ایشان جریحهدار نشد!
توافق ژنو پیش آمد، مخالفان ژنو را «دلالان تحریم» نامیدند، باز رئیسجمهور محترم هیچ نگفت! البته گفت، منتقدان ژنو را «عده معدودی کمسواد» خواند که پول گرفتهاند تا زیر آب این دستاورد شگرف را بزنند! و معاون ایشان افاضه فرمود که این مخالفتها از سر حسادت است!
از اینکه چه تعداد از مراجع عظام و اساتید دانشگاه و مسئولان پیشین سازمان انرژی اتمی و دانشمندان بالفعل هستهای و حقوقدانها و سیاسیون و دانشجویان و… منتقد این توافقاند، فعلاً سخنی نمیگوئیم، باشد به وقت مقتضی!
در پاسخ به معاون اول محترم هم میگوئیم حاضریم در تمام دفاتر اسناد حاضر شویم و افتخارات رشک-برانگیز!!! ژنو را شش دانگ به نام شما سند بزنیم، که سند افتخار ما نه «۳۰ دی»، که «۲۰ فروردین» و «۹ دی» است، شما به «سوم آذر» مباهات میکنید، مبارک شما، فتحالفتوح ما «سوم خرداد» است!
اما حداقل انتظار ما این بود که دولتی که دولتمردان شیطان بزرگ را «مؤدب و باهوش» میخواند، با دلسوزان زخم خوره این سرزمین که دلدادگیاشان را به این آب و خاک ثابت کردهاند، مهربانتر باشد!
حداقل انتظار ما این بود دولتی که رئیس آن به نام و کسوت «روحانی» است و از فرزندان حوزه، و نیک میداند که حق تعالی به «أشداء علی الکفار، رحماء بینهم» امر فرموده بر خودیها رو ترش نکند و قهقههای مستانه به دشمن تقدیم نکند، تقدیم نکند تا روز به روز او را گستاختر و بیپرواتر ننماید!!!
آقای رئیسجمهور خاطرتان هست که این رویکرد در گذشتهای نهچندان دور امتحان خود را پس داده است! آنجا که به نام آزادی و تحمل مخالف، هر مخالفتی سرکوب میشد و هر قرائتی غیر از آنچه مرسوم بود به اتهام مقابله با آزادی از میدان به در میشد!ای کاش لااقل پیش از ۲۴ خرداد معنایی از «اعتدال» را که در نظر داشتید روشنتر بیان کرده بودید!
اینها بماند…
گلایه کردید که چرا دانشگاهیان در چند و چون این توافق سخنی نگفتهاند؟
نخست آنکه وقتی هنوز اطلاعات این «سند افتخار»! را از همه پوشیده میدارید، و وزیر شما فرموده که حاضر است تا پای استیضاح برود، اما اسناد را منتشر نکند، چه توقعی هست که از اهل علم بخواهید له یا علیه آن نظری ابراز کنند؟
اما نظر به همین اطلاعات قطرهچکانی و بعضاً مطالب منتشر شده توسط طرفهای دیگر توافق، بازهم آنان که به سرنوشت این نظام حساساند و خود را در برابر آرمانها و دستاوردهای انقلاب مسئول میدانند خاموش نبودهاند، لیکن از فحوای کلام شما برمیآید که ظاهراً تنها آنچه را خود میپسندید شنیدهاید! و یا تنها آنان را که خود میخواهید با سواد و دانشمند میدانید! ورنه اتفاقاً از همان نخستین روزهای شکلگیری این توافق و انتشار متن آن بسیاری از اساتید- در رشتههای مختلف- به اظهار نظر و نقد این توافق پرداختهاند، و پس از آنکه کاشف به عمل آمد حتی ترجمه منتشر شده از سوی وزارت خارجه ترجمه قابل اعتمادی نبوده، ضمن قبول زحمت ترجمه دوبارهٔ آن، سطر به سطر آن را شرح و نقد کردهاند و بر مبنای کالبدشکافی نکات نهفته در آن نتایجی گرفتهاند که فاصله زیادی با ادعاهایی دارد که مذاکره کنندگان در دفاع از توافق عنوان میکنند! نام و نشان ایشان بر ملت پوشیده نیست، شما هم اگر بخواهید به راحتی میتوانید صدای ایشان را بشنوید!
برخی دیگر از ایشان نیز اذعان کردهاند پس از اینهمه مدت هنوز در ضرورت دستیابی به چنین فناوریای تردید دارند، و اساساً از آنجا که هیچ منفعت و ثمری در آن نیافتهاند، بر آن شدهاند که صرفنظر و تعلیق و بسا تعطیلی فناوری هستهای به مراتب سودمندتر از حفظ آن است، و یک حساب سرانگشتی میان هزینههایی که تا کنون بابت آن پرداختهایم و عوایدی که نصیبمان شده است هر عاقلی را در مواجهه با این صنعت به این نتیجه میرساند که ما را به خیر تو امیدی نیست، شر مرسان! از اینرو شاید ناصواب نباشد پیشنهاد اینکه از خبرگان فن بخواهید این اساتید «صادق» را نسبت به محاسن و مزایای بیاندازه دانش هستهای در عرصههای پزشکی و کشاورزی و صنعتی و انرژی و محیط زیست و… توجیه بفرمایند، سپس از ایشان بخواهید در این خصوص اعلام نظر نمایند!
گروهی دیگر هم که در چند سال اخیر دائم زبان به نقد و نکوهش گشودهاند که: استقبالهای مردمی در سفرهای استانی امری نمایشی و اجباری است، و جز توهین به شعور ملت هیچ مقصود دیگری ندارد، که پرداختن پول ملت به خود ایشان در قالبی به نام «یارانههای نقدی» بهمثابه صدقه دادن به نیازمندان است، و جز توهین به کرامت و عزتنفس ملت نبوده است، که عزل و به کارگیری اتوبوسی مدیران در تعارض آشکار با شایستهسالاری است، که خاموش کردن صدای مخالفان تنها از دولتهای اقتدارگرا برمیآید! که… و اینک در پیشگاه دیدگان پرسشگر ملت در برابر استقبال مردمی از سفر استانی دولت جدید سکوت کردهاند، و در برابر صحنههای تأسفآور اعطای سبد کالا لب از لب نگشودهاند، و در برابر تغییر فرا اتوبوسی مدیران اعتراضی نکردهاند، و در برابر خاموش کردن صدای مخالفان با عناوین و ادعاهای گونهگون دهان به شکوه باز نکردهاند، و… ایشان، که به جماعت روشنفکر شهرهاند به جهت این توافق به وجد آمده و جشن گرفته و پیام تبریک هم صادر کردهاند! اما خدا میداند اگر جای دولتهای تثبیتکننده و تعلیقکننده فناوری هستهای عوض میشد چه مرثیهها که در سوگ ذبح علم و اندیشه به پای نیازهای روزمره میسرود، و چه آسمان و ریسمانی به هم میبافت و چه داد و وااسفا سر میداد که در مملکتی که با پژوهشهای علمی و ثمرۀ تلاش دانشمندان و پژوهشگرانش چنین رفتاری میشود، باید هم نخبگانش عطای در این سرزمین ماندن را به لقای آن ببخشند و بگذارند و بروند و پدیدهای به نام «فرار مغزها» و «مهاجرت نخبگان» در این کشور مسأله باشد! و صد البته که تاریخ و آیندگان قاضی عادلی برای این قبیله خواهند بود!
گروهی دیگر از اساتید هم البته سخنی نگفتهاند؛ جماعت دانشگاهی و اهل علم کاری ندارد که به لحاظ سیاسی امروز نظام مجبور بود به چنین توافقی تن بدهد، یا نبود! کاری ندارد که میشد بیشتر از این هم دستاورد داشت و کمتر امتیاز داد، یا نمیشد! کاری ندارد که این بهترین گزینه و تنها راه باقیمانده بود، یا نبود! جماعت دانشگاهی به این میاندیشد که فعلاً و نقداً حاصل تلاشهای جهادگونه و خستگیناپذیر بخشی از همکاران خویش، ضمن این توافق به تعلیق درآمده! و حتی بنا بر برخی تحلیلها بیم تعطیلی آن میرود، پس چه تضمینی هست که فردا با ثمره کوششهای شبانهروزی دیگران هم چنین معاملهای نشود؟!
ما، و شما بهتر از ما، میدانیم که دلیل اصلی بهانهجوئیهای نظام سلطه چیست، شما تضمین میدهید پس از اتمام هیاهوی هستهای، این قائله در حوزههای دیگری از دانش به راه نیافتد؟ فردا هوا- فضا و ماهواره و ارسال موجود زنده به فضا، پس فردا سلولهای بنیادین، روز دیگر فناوری نانو، روزی دیگر بیوتکنولوژی، روزی دیگر صنایع دفاعی و…!
آقای رئیسجمهور جماعت دانشگاهی در این سرزمین میزید و به حکم سوار بودن بر این کشتی واحد، قوانین همجواری را رعایت میکند، اما به اقتضاء اشتغالش به دانش، از مسئولینی که همواره از او مطالبه تحقیقاتی راهبردی و البته عملیاتی و کاربردی دارند، انتظار حمایتی جدیتر دارد. پس حال که اهل علم به حکم مصلحت این روزها دم فروبسته و گلایه نمیکند، از ایشان دستمریزاد هم نخواهید!!!
نویسنده: سیده آزاده امامی









