در گفتگوی سیروس ناصری با روزنامه اعتماد مشخص شد؛

توافق ژنو، یک عقب نشینی مقطعی است

سیروس ناصری، از اعضای تیم مذاکره کننده هسته ای ایران در سال های ابتدایی دهه ۸۰، اگر چه در طول هشت سال گذشته، فعالیت رسانه ای نداشته است، اما بعد از رویت او در مراسم ختم محمدجواد ظریف، مجددا به عرصه رسانه ای بازگشته است.

نماینده: سیروس ناصری، از اعضای تیم مذاکره کننده هسته ای ایران در سال های ابتدایی دهه ۸۰، اگر چه در طول هشت سال گذشته، فعالیت رسانه ای نداشته است، اما بعد از رویت او در مراسم ختم محمدجواد ظریف، مجددا به عرصه رسانه ای بازگشته است.سیروس ناصری

به گزارش نماینده، در طول این سال ها اگر چه گفته می شد که او ایران نبوده است اما وی خود این موضوع را رد کرده و گفته است که در ایران بوده و برای برخی سفرها و فعالیت های اقتصادی به خارج از کشور آمد و شد داشته است.

اما هر چقدر که در هشت سال گذشته از او خبری نبود، در همین چند هفته گذشته حجم زیادی از خبرها و گفتگوها با او منتشر شده است. امروز نیز سیروس ناصری با روزنامه اعتماد در مورد موضوع پرونده هسته ای ایران گفتگو کرد. بخش هایی از این گفتگو به گزینش «نماینده» تقدیم شما می شود:

 

*بیانیه سعدآباد صرفا یک حرکت تاکتیکی بود. در آن مقطع لازم بود قطعنامه شورای حکام بی اثر و از ارجاع پرونده به شورای امنیت جلوگیری شود که شد. ما آن موقع به زمان نیاز داشتیم تا نواقص و کمبودهای برنامه تولید سوخت را یک به یک کامل کنیم. سعدآباد و توافق های بعدی این فرصت را فراهم کرد و برنامه بدون هزینه سیاسی کامل شد. لذا براساس اهداف تعریف شده در آن مقطع کاملابجا و موفق بود. اما توافق ژنو شالوده یک توافق درازمدت را پی ریزی کرده است. دستیابی به این توافق بسیار دشوار بوده و نتیجه آن بسیار مهم و تعیین کننده است. با توافق ژنو زمینه برای حل نهایی این بحران با تداوم غنی سازی و تولید سوخت فراهم شده و این دستاورد بزرگی است.

 

*جشن و عزا حرکاتی تبلیغاتی اند و تاثیرشان محدود و مقطعی است. مساله هسته یی موضوعی پیچیده و چند وجهی است که فقط با برنامه ریزی حساب شده و درایت ومهارت سیاسی مهار و سپس حل خواهد شد. تدبیر و توکل چاره کار است نه تکفیر وتعصب.

   

*توافق نوامبر حکم یک آتش بس و عقب نشینی مقطعی از جانب طرفین را دارد. به همین میزان هم می توان انتظار گشایش سیاسی و اقتصادی محدودی از آن را داشت. گرچه این مقایسه بجا نیست ولی می توان گفت وضعیت فعلی تا حدودی شبیه دوران آتش بس در پایان جنگ تحمیلی است. اگرچه در آن مقطع یک آرامش نسبی حاکم شده بود ولی ماه ها طول کشید تا شرایط ایران پذیرفته شده و وضعیت کاملاعادی شود. الان هم ما در دوران موقت و انتقالی هستیم وفضای مانور برایمان باز تر شده ولی تحول اساسی بعد از توافق نهایی خواهد بود.

 

*دولت قبلی در ابتدای کار قدری بی محاسبه و بی محابا عمل کرد که عمدتا انگیزه های سیاسی داخلی داشت ولی به تدریج به موضوع مسلط شد و تلاش کرد ضمن پیش بردن برنامه هزینه های سیاسی و اقتصادی تحمیل شده را کاهش دهد. تا حدی هم موفق بود از جمله در آلماتی که زمینه اولیه را برای توافق های بعدی فراهم کرد.

   

*قطعا موفقیت بزرگی است چون امریکا بالاخره به خواست مردم ایران یعنی ادامه غنی سازی و تولید سوخت هسته یی تن داد. این توافق زمانی که نهایی و قطعی شود به منزله پذیرش ایران در جمع بسیار کوچک کشورهایی است که توانایی و تجهیزات تولید سوخت هسته یی دارند. اگر مردم ما از رقابت ها و دعوا های پشت پرده کشور های بزرگ برای به انحصار درآوردن سوخت هسته یی آگاه شوند قدر و ارزش این توافق اصولی برایشان آشکار خواهد شد. هیچ یک از قدرت های سیاسی امروز میل ندارند که کشور های در حال توسعه وارد عرصه سوخت هسته یی شوند. ایران با مقاومت و درایت بالاخره این سد آهنین را شکست و راه را برای بقیه کشور های در حال توسعه نیز هموار کرد.

 

*ایران زمانی برنامه غنی سازی بومی را شروع کرد که غربی ها همه امکانات صلح آمیز را ممنوع کردند. غنی سازی ۲۰ درصد هم، زمانی شروع شد که امکان تامین آن فراهم نشد و بهانه جویی کردند. اینکه ایران نشان داد اگر اراده کند هر آنچه در زمینه کاربرد صلح آمیز لازم باشد خودش تولید خواهد کرد درتغییر نگاه غرب اثر محسوس داشت ولی اینکه بگوییم این توافق منحصرا به این دلیل حاصل شد صحیح نیست. زمانی که غنی سازی تا پنج درصد بود تحریم ها هم کمتر بود و با تولید ۲۰ درصد تحریم ها هم شدید شد. بنا بر این از نظر تناسب مواضع مذاکراتی تغییر عمده یی رخ نداد. ولی اصولا بنده این تناسب را موضوع اصلی نمی دانم. اساس مساله این است که ایران به غنی سازی ادامه بدهد که این در توافق اولیه آمده و ان شاء الله در توافق نهایی هم منظور خواهد شد.

 

*به جز مذاکرات دوره اول که همه چیز کاملاشفاف و علنی و در معرض نقد مسوولان و رسانه ها بود در دوره های بعدی همیشه مطالب به صورت محدود و گزینشی در عرصه عمومی مطرح شده اند. باید پذیرفت که این موضوع یک مساله مهم ملی است و آحاد مردم حق دارند از روند حل و فصل آن مطلع باشند. در عین حال حل این بحران دشمنان سرسختی در منطقه و جهان دارد و آگاهی آنها از جزییات مثل آن است که به دست خودمان دشمن را مسلح کنیم. بنابراین باید راه حلی بینابین پیدا کرد که هم مردم و نمایندگان آنها راضی باشند و هم امکان سوءاستفاده برای دشمنان فراهم نشود و این کار آسانی نیست.

 

*دکتر روحانی در هر میدانی که وارد می شوند با برنامه ریزی و طراحی و حوصله و طمانینه کار می کنند. لذا ضریب موفقیت شان در کارها بسیار بالاست. دکتر روحانی جزو نخستین تدوین کنندگان برنامه هسته یی صلح آمیز ایران بود – در مقطع ۲۰۰۳ زمانی که دشمنان ایران قصد از بین بردن نطفه صنعت هسته یی را داشتند با تدبیر برنامه را جلو برد و همه زیرساخت ها را کامل کرد – و در مقطع جدید ورود ایران به باشگاه اختصاصی و انحصاری صنعت مداران هسته یی را پایه ریزی کرده است. در هیچ یک از این دوره ها هم از سرزنش سرزنشگران خسته و دلسرد نشد و همه اعتبار خود را در این مسیر فدا کرد. تاثیر ایشان بر این پرونده غیرقابل انکار است.

   

*تروییکا و ۳+۳ تاثیر چندانی در این پرونده ندارند. این معرکه را امریکا راه انداخت- امریکا هدایت کرد- و دست آخر هم امریکا باید حل کند. نقش بقیه کشورها در این ماجرا محدود و بعضا ایذایی یا حمایتی است. امریکایی ها از دو سال پیش فهمیدند که به هیچ وسیله یی نمی توانند جلوی پیشرفت برنامه هسته یی ایران را بگیرند و ناچار شدند خودشان مستقیما وارد صحنه مذاکرات سیاسی شوند. از موضع اصلی شان هم که حذف کامل غنی سازی در ایران بود ذره ذره عقب نشینی کردند. این دو عامل زمینه را برای گشایش سیاسی و توافق ژنو مهیا کرد.

 

*فقط دیکته نوشته نشده است که غلط ندارد. در هر دوره یی مذاکره کنندگان تلاش کردند ضمن پیش بردن برنامه گره های سیاسی را هم باز کنند. می دانم شما خبرنگاران به واسطه حرفه تان دوست دارید حرف های جنجالی بشنوید. ولی فراموش نکنیم که پرونده هسته یی یک مساله ملی و بلکه فراملی است. همه افراد و شخصیت هایی که در این مساله نقش داشته و دارند باید با همدلی و همکاری تلاش کنند این بار سنگین به مقصد برسد. انگشت اتهام و انتقاد را به سمت افراد قبلی و فعلی نشانه رفتن بیهوده و مضر است.

 

*به نظر من الان دیگر وقت این بحث ها نیست. برنامه هسته یی صلح آمیز ایران با مقاومت مردم در مقابل تحریم های تحمیلی به ثمر نشسته و جهان غرب در آستانه پذیرش این حقیقت است که برای آنها سخت و تلخ و برای مردم ما با ارزش و شیرین است. نگاه ما دیگر باید مثبت و رو به جلو باشد.

 

*فعلانباید توقعات را بالابرد. در این دوران موقت بهتر است روابط اقتصادی خود را با کشور هایی که با ما همراهی کردند تقویت کنیم و نباید دنبال برگرداندن غربی ها باشیم. آنها خودشان در شرایط سخت به ما پشت کردند و خودشان هم وقتی تحریم ها برداشته شود با التماس برمی گردند. البته خوب است از این فرصت استفاده شود و بین آنها شکاف ایجاد شود که تا حدی شده ولی بیشتر از این، جای کار دارد.