نماینده / حسین شیخ الاسلام؛
کشورهای غربی و پرورش دهندگان تروریسم با این توهم که حکومت سوریه به زودی ساقط خواهد شد، اجلاس ژنو ۱ را حتی بدون حضور حکومت سوریه برگزار کردند و در توهمات خود مصوباتی را نیز حتی تصویب کردند. بعد به خامی خیال خود پی بردند و به این نتیجه رسیدند که این امر شدنی نیست و حکومت سوریه نه تنها مقاوم در جای خود ایستاده است، حتی پیشروی نیز میکند و در عوض گروههای معارض دچار انشقاق، از هم پاشیدگی، درگیری داخلی چه از بعد سیاسی و چه از بعد نظامی هستند. به همین دلیل نمایش اجلاس ژنو ۲ را تشکیل دادند. ولی این بار نیز نشان دادند همچنان در توهمات خود به سر میبرند و میخواهند در قالب کنفرانس، خواست خود را به ملت سوریه تحمیل کنند. طبیعی است عملی نخواهد بود که عدهای از بیرون گود جای ملت سوریه تصمیم بگیرند و تعیین کنند که چه کسی باشد یا نباشد. این اقدامات خلاف منشور ملل متحد و همچنین حقوق بشر است.
در اجلاس ژنو ۲ کسانی مانند کشورهای آسیای جنوب شرقی، آمریکای جنوبی و افریقا دعوت شدهاند که بعضاً کاملا نسبت به سوریه بیارتباط هستند. کما اینکه حضور در این کنفرانس نمایشی در شأن جمهوری اسلامی ایران نبود، عدم حضور جمهوری اسلامی ایران در این اجلاس نشان میدهد که معجونی را پخته و میخواهند به خورد کشورها دهند. بدیهی ست که جمهوری اسلامی ایران نقشه آنها را نمیپذیرفت و در مقابل آنچه آنها در راستای اهداف خود خواهان عملیاتی شدنش هستند، مقاومت و ایستادگی میکرد و نقشهای آنها نقش برآب میشد.
از طرف دیگر همانگونه که ولید معلم هم اشاره کرد کشورهایی به این اجلاس دعوت شدند که به صورت علنی تروریسم را در سوریه ایجاد کرده و پشتیبانی میکنند و دستشان به خون مردم سوریه آلوده است.
ما از ژنو ۲ استقبال کردیم زیرا، یک عدهای که تا به حال بر طبل جنگ و نظامیگری میکوبیدند، اعتراف کردند و به زبان آوردند که تنها راهکار حل بحران سوریه یک راه حل سیاسی است. ولی نوع کشورهای حاضر در اجلاس و سخنانشان، نشان داد که هنوز به دنبال جنگ و تجزیه سوریه و همچنین به دست آوردن منافع خود از طریق جنگ، جنایت، خشونت و تخریب سوریه هستند. البته بدیهی ست که به نتیجه نخواهد رسید.
هرج و مرج حاکم بر این اجلاس و مدیریت ضعیف آقایبان کی مون به وضوح در اجلاس ژنو ۲ مشهود است. اوج آن بیمدیریتی را در دعوت و در نهایت پس گرفتن دعوت از جمهوری اسلامی ایران دیدیم و امروز نیز نوع برخورد ایشان با آقای ولید معلم شاهدی دیگر از هرج و مرج و مدیریت ضعیفبان کی مون است. به همین دلیل ولید معلم گفت: شما در نیویورک نشستهاید و من در سوریه هستم و میفهمم چه میگویم. به نوعی میخواست تأکید کند که بر مبنای خیالات خام خود اظهار نظر مینمایید.
عیان است که آقایبان کی مون و سازمان ملل ملعبه دست امریکاییها شدند. علاوه بر هرج و مرج آشکار حاکم بر این اجلاس، بزرگترین نقطه ضعف ژنو ۲ این است که از طرف معارضین سوری، یک گروه که مورد قبول مردم سوریه باشد، حضور ندارد. کسانی که از طرف ائتلاف معارضین شرکت کردهاند گروههایی هستند که سازمانهای اطلاعاتی منطقه و فرامنطقه به دلیل دستیابی به اهداف خود، دست به خلق این گروهها زدند و در داخل سوریه هیچ پایگاه مردمی ندارند. به دلیل اینکه هریک از این گروههای معارض از طرف کشوری تأمین مالی و پشتیبانی میشوند و این کشورهای مبداء سیاستهای یکسانی در رابطه با آینده سوریه ندارند، طبیعی است که گروههای معارض نیز سیاست یکسانی نداشته و در تعارض با یکدیگر هستند. به همین دلیل شاهد هستیم که از ائتلاف تشکیل شدهٔ معارضین نیز حدود نیمی از این گروهها از ائتلاف جدا شده و در اجلاس شرکت نکردند. علاوهبر این، آنهایی که در صحنه سوریه هستند و نظامیگری و فعالیتهای تروریستی انجام میدهند مانند گروه داعش، لواء التوحید، النصره هم گروههای شرکت کننده در اجلاس را قبول ندارند و خود آنها نیز از طرف دیگر با یکدیگر درگیری دارند. معارضین خوش خیمی هم مانند جبهه التنسیق (جبهه هماهنگی) در سوریه وجود دارند. این گروه افراد باسابقهای هستند که در عین مخالفت با آقای بشار، مخالف دخالت خارجی هستند و راه حل بحران را گفتگو میدانند. حتی این گروه به ژنو ۲ دعوت نشدند.
این کنفرانس زمانی سازنده خواهد بود که آتش بس به عنوان اولین اقدام اعلام شود. با این فرض هیئت منظمی که از طرف حکومت سوریه حاضر در اجلاس هستند، دستور میدهد و ارتش منضبط سوریه نیز آتش بس را اعلام میکند، ولی از طرف گروه-های معارض شرکت کننده در اجلاس اگر دستور آتش بس به آن گروههای معارض داخل سوریه داده شود آیا میپذیرند؟ طبیعی است که آن گروههای معارض داخل سوریه از آنها اطاعت نمیکنند. لذا این اجلاس آب در هاون کوبیدن است.
اگر ژنو ۲ میخواست به نتیجه سازندهای برسد، همه کشورها باید از حکومت سوریه در مقابل پدیده شوم تروریسم دفاع می-کردند و کسانی که تا به حال به تروریسم از هر جهت کمک میکردند باید تعهد میدادند که کمکهای خود را قطع کنند و با پافشاری سایر کشورها باید اقدامات عملی نسبت به این تعهد انجام میشد.
آنچه در سوریه در ابتدای امر وجود داشت تنها درگیری و اعتراضات مدنی بخشی از ملت سوریه علیه دولت سوریه بود. عدهای با پول، اسلحه و مهمات، اعزام تروریسم و غیره این اعتراضات را تبدیل به یک جنگ داخلی خانمان سوز کردند. اقدام نابخردانه آنها جنایت علیه بشریت و نقض آشکار حقوق بشر و منشور ملل متحد است. کشورهای غربی و برخی پادشاهان منطقهای به حدی تروریسم را پرورش دادند که در حال حاضر تبدیل به یک فرهنگ، دین و مذهب شده است. تکفیریها خود را منفجر میکنند بدون اینکه بدانند که چه کسی یا کسانی را با چه سن، جنس و دینی میکشند. خود را بین عدهای از افراد که هیچشناختی نسبت به آنها ندارد، منفجر میکند که به بهشت برود! با سر کشیش مسیحی فوتبال بازی میکنند!
تروریسم و خطر تکفیریها در حال حاضر درد سوریه و منطقه به تنهایی نیست و درد جهان است. همانطور که حتی فرانسواولاند نیز اشاره داشت که چند هزار نفری از اروپا آمدهاند و در سوریه از تروریستها دوره دیدهاند که کشورهای تابعه میخواهند آنها را به دیگر به کشورهای خود راه ندهند و تابعیت آنها را باطل نمایند.
طبیعی ست که دولت سوریه بحث هیئت انتقالی و… که مطرح میکنند را نخواهد پذیرفت. از دمشق عازم سوئیس نشدهاند که کنار بروند. اگر قرار به عقب نشینی بود چرا زحمت آمدن تا سوئیس را به خود دادند؟ راهکار سوریه در ابتدا آتش بس متحدانه است. در وهله دوم رسیدگی و کمک به آسیب دیدگان این بحران است. باید در گفتگوها نوع حکومت را مشخص و بعد نوع حکومت انتخابی به همه پرسی گذاشته شود. با توجه به نوع حکومت انتخابی از طرف مردم، هیئتی تشکیل شود و قانون اساسی جدید نگارش شود و در مرحله بعد قانون اساسی نیز به همه پرسی گذاشته شود. در نهایت ارکان حکومت منتخب نیز به وسیله مردم انتخاب شوند. همچنین تمام کسانی که مرتکب جنایت در سوریه شدند را محاکمه کنند.
امریکا و اسرائیل اهداف سیاسی خاصی را از نمایش ژنو دنبال میکنند. آنها خواهان تضعیف مقاومت هستند زیرا سوریه پشتیبان مقاومت است و همچنین سایر کشورها نیز به دنبال اهداف خود در سوریه بودن. آنها میخواهند سلطه خود را در جهان اثبات نمایند به همین دلیل به جای ملت سوریه تصمیم میگیرند و حقوق ملت سوریه را آشکارا نقض میکنند. بعضی از کشورهای پادشاهی نیز به دلیل ترس از دموکراسی در منطقه مخالف دموکراسی هستند زیرا دودمان خود را در خطر و قدرت خود را در معرض سقوط میبینند، لذا با مردم سالاری دینی در ایران مخالف هستند و تمام تلاش خود را برای از بین بردن مردم سالاری منحصر به فرد جمهوری اسلامی ایران به کار بستهاند.
در همین راستا جنایات گسترده در عراق را نیز انجام میدهند. با راه حل سیاسی در سوریه نیز مخالف هستند زیرا وقتی خواهان راه حل سیاسی هستیم که بپذیریم به خواست مردم احترام بگذاریم.
راه حل ما گفتگوی سوری سوری بدون دخالت خارجی است. قانون اساسی توسط حکومت تغییر یافته و حزب بعث دیگر دیکتاتوری و سلطنت دائم ندارد. در قانون جدید، رییس جمهور مادام العمر نخواهد بود و کاندیداتوری صرف حزب بعث نیست. قانون انتخابات و مطبوعات تغییر یافته است. آنچه مسلم است اینست که سال ۲۰۱۴ برای سوریه در هر صورت، سال انتخابات است.









