نماینده: آنگونه که در خبرها آمده بود، قرار است از چند روز دیگر توافقنامه ژنو وارد مرحله اجرایی شده و دو طرف، موضوعاتی را که به آن متعهد شده اند را عملیاتی کنند.
به گزارش نماینده، بسیاری از کارشناسان و دلسوزان داخلی بر آن عقیده اند که اجرایی کردن مفاد این توافقنامه حتی در کوتاه مدت (و در یک بازه زمانی ۶ ماهه) بر ضرر منافع ملی کشورمان است. اما تیم سیاست خارجه و دیپلماسی دولت یازدهم، و به طور خاص تیم مذاکره کننده هسته ای ایران معتقدند که اجرای آن به نفع ایران است. این افراد برای آنکه ادعای خود را اثبات کنند، به سخنان و مواضع سیاستمداران کشورهای دیگر مخصوصا کشورهای ۱+۵ استناد کرده و از قول آنان می گویند که با اجرایی کردن مفاد این توافقنامه، حقوق ملت ایران استیفا خواهد شد.
از سویی دیگر، تقسیم کار بین دو کشور آمریکا و اسرائیل و اتخاذ استراتژی «پلیس خوب، پلیس بد» به دامن زدن چنین توهمی بیشتر کمک کرد و مسئولین وزارت خارجه با اعلام اینکه در دنیا تنها اسرائیل است که با اجرایی کردن این توافقنامه مخالف است، سعی کردند ادعای خود را بیشتر توجیه کنند.
اما با اندک مطالعه تاریخ، می توان دریافت که همواره سیاست کشورهای استعمارگر و سلطه گر آن بوده که شرایط را طوری بازسازی کنند، که آن مقصودی که مورد نظرشان هست، انجام پذیرد.
برای مثال، می توان به موضوع ملی شدن صنعت نفت ایران اشاره کرد. به ادعای همه سیاستمداران و کارشناسان ایرانی، ملی شدن صنعت نفت، یکی از موضوعاتی بود که در آن ایام می توانست به شدت به نفع منافع ملی ایران و کوتاه کردن دست اغیار از حقوق ملت ایران باشد. اما هنگامی که به تاریخ مراجعه می کنیم، می بینیم که کشوری چون انگلیس که بیشترین استفاده را از استخراج نفت ایران می برد، تمام تلاش خودش را کرد تا به سیاستمداران و مردم ایران چنین وانمود کنند که ملی شدن صنعت نفت به نفع ایران نیست.
البته این موضوع در آن ایام پوشیده بود، تا دو سه سال پیش، «معصومه طرفه» که یکی از عناصر ضدانقلاب مقیم لندن است و به مدت ۱۲ سال با بیبیسی همکاری کرده است، به این موضوع اعتراف کرد. او در مصاحبه ای چنین می گوید:
«دولت انگلیس در مورد ملیشدن صنعت نفت مجادله شدید با دولت ایران داشت و نمیخواست صنعت نفت ملی شود؛ زیرا ضررهای اقتصادی آن متوجه بریتانیا میشد. بنابراین شروع کرد به در افتادن با دولت ایران. در آن دوره هم با وجودی که تعداد زیادی خبرنگارهای بین المللی به ایران رفته بودند تلاش کردند که این موضوع را جا بیاندازند که ملی شدن صنعت نفت به ایران صدمه می زند. براساس مدارک موجود، در همین زمان مطالبی را که در واقع از وزارت خارجه به بیبیسی پیشنهاد میشود، شخصی که نام ندارد به عنوان خبرنگار دیپلماتیک بیبیسی مینویسد و تحلیل میکند. تحلیلها همان تحلیلی است که وزارت خارجه مطرح میکرده است. حتی در داخل بیبیسی هم ایرانهایی که کار میکردند میگفتند که ما تحصن میکنیم و حاضر نیستیم برخلاف نهضت نفت بنویسیم؛ اما این گزارشها از راههای دیگر و استودیوهای دیگری فرستاده میشد. اینها مسائلی است که بسیاری از بریتانیاییها هم راجع به آن نوشتهاند و بسیاری از افراد هم که خودشان در بیبیسی کار میکردهاند، تایید کردهاند.»
طرفه اضافه می کند: «یک شب پیش از آنکه موضوع ملی شدن صنعت نفت در مجلس ایران به رأی گذاشته شود، بیبیسی گزارشی پخش میکند که در آن به شدت از ملیشدن نفت انتقاد میکند و اینکه این موضوع چه ضررهایی برای مردم ایران خواهد داشت و چگونه ایران را منزوی خواهد کرد[!] دولت انگلیس آنچه در توان داشت انجام داد تا ایران را متقاعد کند. این گزارش در واقع حرفهایی بود که دولت به بیبیسی پیشنهاد کرده بود تا در گزارش ها و تحلیلهای خود جا دهد. مدارک وزارت خارجه به روشنی این موضوع را نشان میدهد. موارد دیگری هم هست که وقتی شرایط بین ایران و بریتانیا بحرانی میشود در آن شرایط سفارت انگلیس در تهران کنترل میکرده که چه اخباری پخش بشود و چه چیزهایی گفته شود. در واقع دولت خط میداده که چه گفته شود و چیزهایی که قرار بوده گفته شود از صافی دولت میگذشته است.» (روزنامه کیهان/ ۱۴ دی ۸۹)
به نظر می رسد تیم سیاست خارجه ایران، در موضوع هسته ای نیز باید مراقب باشد که دچار همین توهم نشود و بازی رسانه ای و روانی کشورهای غربی را حمل بر صحت نگذارد…









