در حاشیه تصمیمات خلق الساعه “فراکسیون ورزشکاران” شورای شهر!

آن چه که بهانه ای برای پرداختن به این سوژه در شرایط کنونی کشور شده نه ورود این ورزشکاران به یک نهاد سیاسی که عزم آنان برای خروج از یکی از این نهادها یعنی شورای شهر است !

نماینده ورود ورزشکاران به دنیای سیاست از قدیم مورد انتقاد بسیاری از کارشناسان بوده و این حضور از منظرهای گوناگونی مورد تحلیل و بررسی قرار گرفته و می گیرد ولی آن چه که بهانه ای برای پرداختن به این سوژه در شرایط کنونی کشور شده نه ورود این ورزشکاران به یک نهاد سیاسی که عزم آنان برای خروج از یکی از این نهادها یعنی شورای شهر است !شورای شهر

امروز خبری در برخی رسانه ها منتشر شد که بر اساس آن در جلسه اصلاح طلبان از تلاش ورزشکاران عضو شورای شهر تهران جهت نامزدی ریاست فدراسیون های ورزشی به عنوان یک فرصت طلایی نام برده شده است. حاضران در جلسه تاکید کرده اند استعفای ورزشکاران و خروج آنان از شورای شهر بهترین فرصت برای ورود نیروهای علی البدل اصلاح طلب به شورای شهر تهران و تسخیر شهرداری تهران است.

فارغ از این که چه کسانی با چه گرایشاتی قصد انصراف از شورای شهر را دارند و احتمالا چه کسانی جایگزین آنان خواهند شد و با چه گرایشاتی، سوال اینجا است که در تصمیم گیری های این ورزشکاران مردم چه جایگاهی دارند؟

زمانی که عزم جزم می شود برای ورود به دنیای سیاست، همواره از این سخن می گویند که می خواهیم به مردم خدمت کنیم و خود را در معرض انتخاب ملت قرار دهیم و زمانی که اعتماد مردم را برای ورود به مجلس یا شورای شهر جلب می کنند به محض رسیدن به یک موقعیت بهتر رای مردم را پشیزی شمرده و راه را کج می کنند !

این نوع نگاه به جامعه ، سیاست و مردم نگاه به شدت مخربی است که راه به بیراهه می برد ، برگزاری انتخابات و تبلیغات نامزدهای انتخاباتی هزینه های هنگفتی را بر روی دوش مردم و جامعه گذاشته و نماینده ای که سه ماه نگذشته به دنبال بهانه ای برای رسیدن به منصب دیگری است چگونه می تواند به مردم پاسخ دهد که آن ورودتان به عالم سیاست چه بود و این عزمتان برای خروج از این عرصه چرا؟!

از این نکته که بگذریم حرکت عجیب بعضی از ورزشکاران فوق است که فارغ از چرایی حضورشان در دنیای سیاست و اجتماع دوست دارند عملکردی دوگانه داشته باشند هم باربری کنند و هم پرواز و این شدنی نیست !

به عنوان نمونه مسعود سلطانی‌فر، عضو شورای شهر تهران و قائم‌مقام سابق سازمان تربیت بدنی که گزینه اول دکتر روحانی برای وزارت ورزش و جوانان به شمار می‌رفت می گوید : استنباط من این است که عضویت در شورای شهر شغل نیست کمااینکه در گذشته هم این‌طور عمل می‌شده. با این حال من در مقام تصمیم‌گیری نیستم اما از آنچه در قانون آمده این استنباط را دارم.

ولی سازمان بازرسی کل کشور این گونه نمی اندیشد ، این سازمان با حضور اعضای شورای شهر در فدراسیون‌های ورزشی مخالف است.

سازمان بازرسی کل کشور چندی پیش در نامه‌ای به وزارت ورزش ورزش و جوانان اعلام کرد که اعضای شورای شهر حق حضور در انتخابات فدراسیون‌های ورزشی را ندارند تا بدین ترتیب حضور «دنیامالی»، «ساعی» و «جدیدی» در انتخابات فدراسیون‌های قایقرانی، تکواندو و کشتی منتفی شود مگر اینکه این افراد از شورای شهر استعفا دهند.

از این رو تعدادی از اعضای ورزشکار شورای شهر چون حسین رضا زاده تصمیم به استعفا از شورا می گیرند و عده ای دیگر چون ساعی استعفا را آخرین راهکار می دانند تا شاید گرهی باز شود و نیازی به استعفا نباشد !

به هر حال هم ورود ورزشکاران به دنیای سیاست محل اشکال و انتقاد است، هم عزم آنان برای خروج از این عرصه بعد از کسب رای مردم توهین، به شعور و انتخاب ملت و هم تصمیم آنان برای زیر پا گذاشتن قانون و حضور در هر دو عرصه ریاست فدراسیون ها و عضویت شورای شهر …