نماینده – هاشمی رفسنجانی در دیدار دبیر کل و اعضای هیأت دبیران جامعه اسلامی دانشگاهیان ایران سخنانی بر زبان راند که مقایسه این اظهارات با سوابق وی و سخنان پیشین قابل توجه است .
وی گفت : نباید از طرح بحثهای جدّی در جامعه ترسید و باید فضا برای طرح افکار و حرفهای مختلف براساس آیه شریفه: فبشر عبادی الذین یستمعون القول و یتبعون احسنه، باز باشد.
هاشمی افزود : با اینکه منطقی بهتر از منطق اهل بیت(ع) در جهان وجود ندارد ولی در حال حاضر به رغم وجود حدود ۲۰ کانال تلویزیونی در کشور چون مباحث یکجانبه مطرح میشود مخاطبان زیادی را جذب نمیکند، چرا که فحاشی، توهین و اهانت و هیاهو، هیچگاه پاسخ تفکر و استدلال نبوده و نخواهد بود.
در این فرصت قصد نقد این سخنان را نداریم چرا که بخشی از این سخنان درست و بخشی دیگر نیازمند نقدی جدی است .
ولی هاشمی در ابتدای پیروزی انقلاب چگونه می اندیشید؟
پلی به تاریخ می زنیم تا پاسخ سوال خود را در سخنان رئیس مجلس وقت پیدا کنیم.
هاشمی در یک سخنرانی که متن آن در روزنامه های ۱۶ دی ۱۳۵۹ منتشر شده است می گوید: مردم اجازه نمی دهند در مدارس مسائل مخالف اسلام تدریس شود.
وی ادامه می دهد: نه مردم و نه عدالت و نه آزادی این را می پذیرند که با خرج مردم فکر غیرمقبول ترویج شود.
هاشمی می گوید : ما نمی گوئیم مخالفان حق زندگی در ایران ندارند ولی این رویه کجا معمول است که کسی را آورده خرجش را بدهند و بچه های خود را در اختیار او بگذارند تا بیاید و بگوید انقلابتان دروغ است افکارتان دروغ است آن چه که پدر و مادرتان می گویند دروغ است و همه چیز را نفی کنند .
رئیس وقت مجلس شورای اسلامی ادامه می دهد : جمهوری اسلامی موظف نیست و نمی تواند امکانات در اختیار گروه های مخالف و ضد انقلاب قرار دهد تا آنها افکارشان را ترویج دهند این افراد می توانند با هزینه شخصی و در حدود قوانین جمهوری اسلامی نظرات خود را ترویج دهند.
به هر حال نه می توان فضای فرهنگی جامعه را آنچنان بست که کسی را یارای سخن گفتن نباشد و نه می توان این اجازه را داد که به هزینه بیت المال مسلمین افکار الحادی منتشر شود.
طبیعی است که باید از افراط و تفریط دوری کرد ولی کسانی که امروز از آزادی بی حد و حصر انتشار افکار و آرا به بهانه بازشدن مرزهای فرهنگی سخن می گویند چگونه سخنان دیروزشان را توجیه می کنند؟
بزرگانی که از فلسفه تا سفسطه یک عمر دویده اند و آخر نه به اقرار رسیده اند و نه انکار باید پاسخگوی این سوال باشند …باید با افکار مختلف چگونه برخورد کرد ؟ آنچنان که هاشمی ابتدای انقلاب می گفت باید جلوی انتشار این افکار را بگیریم یا آنچنان که امروز می گوید باید جلوی انتشار افکار گوناگون از هر طیفی را باز بگذاریم؟!









