نماینده: صبح امروز تیتر اکثر روزنامه ها اختصاص داشت به ماجرای دستگیری بابک زنجانی و در کنار آن، البته در رسانه های مجازی و شبکه های اجتماعی نیز این موضوع با واکنش های مختلفی روبرو بوده است.
به گزارش نماینده، در کنار اظهارنظرهای بعضا یکسان رسانه های مختلف، یکی از کاربران شبکه اجتماعی گوگل پلاس نیز مطلبی پیرامون این موضوع منتشر کرده که از جنبه هایی قابل تأمل است.
"هرمس ایرانی" که نام اکانت این کاربر در گوگل پلاس است در مطلبی با عنوان "انحصار گرایی بورژوازی سرمایه داری بازار و شوی تبلیغاتی دستگیری بابک زنجانی" چنین نوشته است:
از لحاظ طبقاتی, دولت جدید وابسته به بورژوازی بازار است و عملا دولت جدید عمله اجرایی اتاق بازرگانی است. نشانه بارزش را نیز حضور رییس اتاق بازرگانی به عنوان رییس دفتر رییس جمهور و یکی از اعضای اصلی اتاق بازرگانی به عنوان وزیر صنعت و معدن برشمرده بودم. وزیری که همان روزهای آغازین فعالیتش طرح شبنم و ایران کد را که نظارت بر واردات را افزایش داده بود حذف کرد و البته خیلی نیاز به توضیح ندارد که منافع بورژوازی بازاری ایرانی به علت تک محصولی و وابستگی اقتصاد ایران بر نفت تنها متکی بر واردات است. از سوی دیگر تمرکز دولت بر سیاست خارجه را حاوی رابطه معناداری با منافع طبقه "وارد کننده" دانسته بودم.
با دستگیری بابک زنجانی البته انحصار طلبی اتاق بازرگانی نیز عیان شد. بابک زنجانی که گویا بواسطه فعالیتهایش در کمک به دولت قبل در دور زدن تحریم ها از جمله فروش نفت در لیست تحریم های آمریکا نیز قرار گرفته بود پس از دستور رسانه ای شده رییس جمهور دستگیر شد. در ادامه سعی خواهم کرد نشان بدهم که این دستور و دستگیری نوعی شوی تبلیغاتی و نشان انحصارگرایی بورژوازی بازار است.
زنجانی به عنوان یک سرمایه دار باید در وهله اول به فکر امنیت بین المللی سرمایه خود می بود و بلافاصله بعد از تحریم باید خود را کنار می کشید ولی در یک ریسک بزرگ باز همکاری خود با دولت را ادامه داد. البته در این شکی نیست که دولت هم برای استفاده از موقعیت زنجانی امتیازات ویژه ای را در اختیار وی قرار داده است ولی ادامه حضور زنجانی در کشور و تعهد بر بازگرداندن طلبهای دولتی نشان می دهد که اخلاقیات زنجانی قدری با دیگر سرمایه داران متفاوت است.
اما مساله اینجاست که در دولتی که منافع عینی آن با طبقه سرمایه دار گره خورده است و دائما از امنیت سرمایه و سرمایه دار دفاع می شود دستگیری یک سرمایه دار چه معنایی می تواند؟
به نظر می رسد می رسد مهمترین عامل را باید در "خودی نبودن" بابک زنجانی نسبت به دو گروه عمده اعضای اتاق بازرگانی و سرمایه داران کارگزارانی دانست. این دو گروه عمده که بواسطه در اختیار داشتن چندین بانک خصوصی و حضور موثرشان در مقام عالی بانک مرکزی و وزارت نفت و نیز وزارت صنعت و معدن و تجارت اینک تقریبا شریانهای اصلی اقتصادی جامعه ایرانی را در دست گرفته اند از حضور رقیبی مانند زنجانی که رابطه ارگانیکی با آنها ندارد بسیار ناخرسند خواهند بود.
البته اتهام فساد مالی و کاسبی از تحریم اگر چه به نظر اتهام درستی می آید ولی با توجه به نشانه های قبلی و پایگاه ایدئولوژیک دولت نباید اتهام درشتی باشد. در واقع فرهنگ اقتصادی دولت یازدهم حکم می کند که اگر مدیری یا سرمایه داری به کشور خدماتی انجام داد و تخلفاتی نیز داشته است از تخلفاتش چشم پوشی کرد. دفاعیات هاشمی رفسنجانی از تخلفات مالی گسترده کرباسچی در شهرداری تهران به یاد ماندنی است؛ آنجا که هاشمی تلویحا تخلفات اقتصادی یک مدیر زحمتکش! را ناچیز و در حمایت از سازندگی می دانست. و یا دفاعیات رییس جمهور محترم از وزیر نفتی که در دوران وزارت اسبق وی فساد #کرسنت اتفاق افتاده است و وزیر مربوطه بلافاصله بعد از رای اعتماد عامل امضای قرار داد کرسنت که شائبه دریافت رشوه سنگین برای امضا قرار داد در موردش وجود دارد را به ریاست شرکت ملی نفت ایران منصوب می کند و تا مدتها حتی از ارائه لایحه دفاعیه در مقابل شکایت طرف خارجی که طلب خسارت ۳۰ میلیارد دلاری کرده است طفره می رفته است. از این رو نامه رسانه ای رییس جمهور برای برخورد با کاسبکاران تحریم بیشتر نوعی شوی تبلیغاتی مبارزه با فساد می نماید.
به هر حال همانگونه که اشاره شد به نظر می رسد اتهام بابک زنجانی بیشتر از اینکه فساد مالی باشد تنگ کردن جای بورژوازی بازاری انحصار طلبی است که البته پیوند ارگانیک محکمی با طبقه کارگزاران سازندگی دارند وگرنه با سوابقی که از کارگزاران این دولت در خاطر داریم باید امثال زنجانی را طلا گرفت.









