گزارش تحلیلی/ بررسی دلایل وقوع حملات تروریستی در روسیه

بیوه های سیاه و زمستان سفید روسیه / جای پای “عربستان” در انفجارهای ولگاگراد

نماینده - در فاصله ی شش هفته به برگزاری المپیک زمستانی در «سوچی» روسیه (۷ تا ۲۳ فوریه ۲۰۱۴)، «ولگاگراد» شهری در ۷۰۰ کیلومتری سوچی که در زمان اتحاد جماهیر شوروی «استالین گراد» خوانده می شد، هدف دو عملیات تروریستی قرار گرفت. عملیات هایی قابل تأمل و پشت سر هم که در همه ی آن…

نماینده – در فاصله ی شش هفته به برگزاری المپیک زمستانی در «سوچی» روسیه (۷ تا ۲۳ فوریه ۲۰۱۴)، «ولگاگراد» شهری در ۷۰۰ کیلومتری سوچی که در زمان اتحاد جماهیر شوروی «استالین گراد» خوانده می شد، هدف دو عملیات تروریستی قرار گرفت. عملیات هایی قابل تأمل و پشت سر هم که در همه ی آن ها، انگشت اتهام به سوی گروه «شبکه داغستانی مجاهدین امارت قفقاز» دراز شده است. این انفجارها مردم ولگاگراد را به وحشت انداخته و دولت روسیه را دچار سردرگمی کرده است. بنا به گزارش رسانه های روسی، در ولگاگراد وضعیت اضطراری اعلام شده و بیش از پنج هزار و ۲۰۰ نیروی پلیس در این شهر مستقر شده اند. پیش از این در اکتبر هم یک اتوبوس در این شهر منفجر شد که منجر به کشته شدن ۷ نفر گردید.انفجار روسیه

 

جالب این که دو موضوع، این انفجارها را به هم پیوند داده است. نخست این که این حملات در ولگاگراد رخ داد به شکلی که طی دو ماه گذشته این شهر، آماج سه حمله ی تروریستی قرار گرفت. و دیگر این که در دو انفجار یعنی انفجار اول در ۲۱ اکتبر و انفجار ۲۹ دسامبر، عامل انتحاری یک زن بوده است. زنانی که در ادبیات سیاسی روسیه به آن ها بیوه های سیاه گفته می شود. بیوه های سیاه زنانی هستند که همسرانشان را در درگیری با نظامیان روسیه در جمهوری های چچن، اینگوش و داغستان از دست داده اند.

 

به عنوان مثال در انفجار ۲۱ اکتبر در ولگاگراد، از عامل انتحار با نام «نایدا اسیالووا» نام برده شده است. یا بنا بر گزارش پلیس روسیه، در عملیات تروریستی در ایستگاه قطار که دست‌کم ۱۸ کشته بر جای گذاشت، اوکسانا اصلانوا (Oksana Aslanova) ۲۶ ساله از ترکمنستان عامل انتحاری بوده است. ریانووستی اعلام کرده وی تاکنون به همسری دو تن از افراطیون اسلامگرای جمهوری داغستان درآمده بود و هر دوی این افراد در عملیات‌های تروریستی قفقاز کشته شده‌اند. بیوه های سیاه در مقاطع مختلف، مورد سوء استفاده ی ترورریست ها قرار گرفته اند. همان طوری که حمله انتحاری سال ۲۰۱۰ میلادی به متروی مسکو که مرگ ۳۹ نفر را در پی داشت توسط دو تن از این زنان صورت گرفت. زنانی که یکی ۱۷ و دیگری ۲۸ سال داشت.

 

در این میان، سوال اصلی این که هدف این انفجارها چه بوده و اساساً چه بازی گرانی می توانند در پشت صحنه ی آن ها نقش داشته باشند؟

از آن جایی که هنوز هیچ کشور یا گروهی، مسئولیت این انفجارها را بر عهده نگرفته، طبیعتاً تنها می توان دست به گمانه زنی هایی زد که بتواند در فهم بهتر ماجرا کمک کند. نگارنده معتقد است با نگاهی به وضعیت روسیه در داخل و خارج این کشور و تحلیل شرایط موجود، می توان متهمان ردیف اول این انفجارها که تا کنون دست کم ۳۳ کشته و ۵۶ مجروح بر جای گذاشته را گروه های مخالف دولت و جدایی طلب مستقر در قفقاز شمالی و مشخصاً داغستان دانست. در حالی که رمضان قدیراف رئیس جمهور چچن، این حملات را محکوم کرده، اما برخی تحلیلگران منطقه ای معتقدند که گروه های تحت رهبری «داکو عمراف» (Doku Umarow) از فرماندهان پیشین و از مخالفان دولت «چچن» که می‌خواهد به هر قیمتی طرح تجزیه قفقاز از روسیه را محقق کند، می توانند از انگیزه ی بالایی برای انجام این حملات تروریستی برخوردار باشند. این گروه های اسلامگرا که با نام های مختلف، خوانده می شوند، هدف خود برای جدایی را ایجاد یک «امارت اسلامی» دانسته و عنوان کرده اند که برای تشکیل خلافتی اسلامی در روسیه تلاش می کنند.

 

در این میان، کارشناسان، کشته شدن یکی از معاونان عمراف در گذشته ی نزدیک و هم چنین انتشار پیام ویدئویی وی مبنی بر تهدید برگزارکنندگان المپیک زمستانی برای جلوگیری از برگزاری این مسابقات را یکی از دلایل تأکید بر نقش این گروه در انفجارهای اخیر می دانند. داکو عمراف در این پیام ویدیویی گفته بود: «تمام مجاهدین منطقه را به مبارزه با بازی‌های شیطانی (المپیک) فرا می‌خوانم.»

همچنین نگاهی به وضعیت داخلی روسیه و پراکندگی جمعیت ۲۰ میلیونی این کشور نشان می دهد که در طول سال های گذشته، تلاش های زیادی برای تغییر رویکرد اهل سنت مستقر در جمهوری های خودمختار روسیه انجام شده که تلاش می کند با بسط نگرش وهابی گری در بین آن ها و گسترش تمایلات جدایی طلبانه، مشکلاتی را برای دولت مرکزی ایجاد کند. این مشکلات در وهله ی اول، گسترش تمایلات سلفی گری در مناطق مختلف، در مرحله ی دوم، ایجاد اتحاد بین گروه های تندرو سلفی با جدایی طلبان چچنی و در مرحله ی نهایی، استقلال از روسیه و برپایی خلافت اسلامی خواهد بود.

 

به تعبیر دیگر، مخالفان جدایی خواه دولت در پی گسترش بحران جدایی طلبی به جمهوری های مسلمان نشین کنار رود ولگا هستند. بر خلاف جمهوری های خودمختار مستقر در قفقاز شمالی، مسلمانان ولگا نشین که اکثریت جمهوری های این منطقه نظیر تاتارستان و باشقرستان را تشکیل می دهند، تمایلی برای جدایی طلبی ندارند.

در این میان تمامی تحلیلگران معتقدند که دستیابی به چنین اهدافی جز با حمایت مادی و معنوی کشورهای خارجی نظیر عربستان، قطر و امارات امکان پذیر نخواهد بود. بروز تحولات سه سال اخیر در سوریه که از نوعی جنگ داخلی به سمت جنگی منطقه ای در حال تبدیل شدن است و حمایت های روسیه از این کشور به دلایل متعدد از سویی و اهداف کشورهای نام برده شده در سرنگونی دولت مستقر در سوریه در کنار سرمایه گذاری های گسترده برای جمع کردن سلفی های تندرو از نقاط مختلف جهان و از جمله چچن و قفقاز به میدان درگیری های نظامی در سوریه از سوی دیگر می تواند از علل پشتیبانی شیخ نشینان خلیج فارس از این جدایی طلبان باشد.

 

با این حال، نکته ای مغفول می تواند فهم ما از نقش عربستان در این تحولات را کامل تر کند. نکته ای که دقیقاً به موضوع سوریه مرتبط بوده و هم چنین، پای جدایی طلبان را نیز به ماجرا باز می کند. مرداد ماه امسال بود که بندر بن سلطان رئیس اطلاعات عربستان در سفری به روسیه با مقاملات این کشور دیدار و در مورد موضوعات مشترک به گفتگو نشست. موضوعاتی که شاه بیت همه ی آن ها، درگیری های سوریه بود. بنا به تحلیل کارشناسان، سفر وی به روسیه برای تحریک این کشور برای کم کردن حمایت ها از دولت مستقر در سوریه و مخالفت با هرگونه التهاب در دمشق بود. در همین مذاکرات بود که پوتین، آب پاکی را بر دستان بندر بن سلطان ریخت: «ارتش نظامی سوریه، اکنون پیروزی‌های مهمی را در عرصه میدانی به دست آورده است؛ این در حالی است که معارضان مورد حمایت قطر، عربستان و ترکیه شکست‌های بزرگی را متحمل شده‌اند. نیروهای مسلحی که شما آنان را «مخالفان» می‌نامید، در دیدگاه ما عناصر تروریست هستند و مخالفان، شامل نیروهای مدنی و غیرنظامی هستند. نه ما و نه دولت سوریه، هیچکدام نیاز به اموال سعودی‌ها برای بازسازی سوریه نداریم.»

 

در پایان همین دیدار بود که بنا بر گزارش روزنامه «تودی زمان» چاپ ترکیه، سلطان با لحنی تهدید آمیز و خطاب به پوتین یادآور شد: «من می‌توانم به شما تضمین بدهم که از بازی‌های زمستانی سال آینده محافظت کنیم. گروه‌های چچن که امنیت مسابقات را تهدید کرده‌اند، تحت کنترل ما هستند.»

با این حال، هنوز نمی تواند تحلیل دقیق تری از ابعاد، اهداف و نتایج ماجرا به خوابی یاد کرد زیرا تا زمانی که اطلاعات دقیق تری از مسببان این حملات منتشر نشود، ارائه ی تحلیل همه جانبه و موثر، دور از دست رس است. اما به اجمال می توان گفت که در حال حاضر، گروه های جدایی طلب مستقر در داغستان با حمایت های عربستان، از اولین متهمان این پرونده هستند.

 

در یک جمع بندی اجمالی، می توان اهداف زیر را برای عاملان و حامیان این حملات برشمرد:

الف) ایجاد وحشت در مردم منطقه و سلب آرامش از آن ها؛

ب) ایجاد فضایی ناامن برای برگزاری مسابقات المپیک زمستانی  در نتیجه کاهش حضور ورزشکاران و از همه مهم تر هواداران و توریست ها در روسیه

ج) وارد کردن ضرر مالی به دولت مستقر در مسکو. دولت برای برگزاری این بازی ها میلیاردها روبل سرمایه گذاری کرده است.

د) القای ناامنی در روسیه برای افکار عمومی داخلی و خارجی

ه) ایجاد فشار بیشتر به دولت روسیه برای اثربخشی بر سیاست های اتخاذ شده در قبال سوریه در آستانه مذاکرات ژنو۲ که در بهمن ماه برگزار خواهد شد.

 

نویسنده: مهدی حقیقت خواه