نماینده– کافی است تا سری به فضای رسانه ای کشور (اعم از مکتوب و مجازی) بزنید تا مشاهده کنید چه میزان از حجم اخبار و مطالب مخابره شده توسط این رسانه ها، پیرامون انتخابات مجلس دهم است، آن هم در شرایطی که تا انتخابات مجلس دهم بیش از دو سال دیگر زمان باقی مانده است.
این موضوع البته شاید تا اندازه زیادی به خاصیت "رسانه" بر می گردد. رسانه بیش از هر چیز دیگری دوام خود را محتاج "جنجال" و "غوغا" است. برای همین هم هست که می گویند "دروغ هر چقدر بزرگ تر، باورپذیریش هم بیشتر". کافی است تا برای یک بار هم که شده، سر کلاس های آموزش خبرنگاری حاضر شوید. اولین مثالی که استاد خبرنگاری برایتان می زند این است که "اگر سگی پای مردی را گاز گرفت" این خبر اهمیت ندارد اما اگر "یک مرد پای سگی را گاز گرفت"، این یعنی یک خبر خوب و جنجالی! بدان علت که در این خبر، اصولی چون بزرگنمایی، اغراق، نو بودن و… رعایت شده است و همه اینها می تواند یک "جنجال رسانه ای" درست و حسابی به پا کند.
اینکه حالا این موضوع تا چه اندازه با "قواعد فقهی" یا به اصطلاح امروزی، با قواعد "فقه رسانه ای" سازگاری دارد، موضوعی است که می بایست در جای خود مورد بررسی قرار بگیرد اما حداقلش این است که در عالم حرفه ای ژورنالیسم نیز، نُرم ها و قواعدی وجود دارد که متأسفانه "ژورنالیسم ایرانی" از آنها هم بی نصیب است.
برای مثال ژورنالیسم حرفه ای از نوع غربی، هیچگاه حاضر نیست "منافع استراتژیک" و "بلند مدت" خود را فدای "منافع گروهی" و "کوتاه مدت" کند در حالی که این موضوع گویا در ژورنالیسم ایرانی محلی از اعراب ندارد. یک نمونه دم دستی آن، همین "توافقنامه ژنو" است که همگان مشاهده کردند با اینکه مطابق مفاد توافقنامه، این ایران است که ضرر کرده و میز مذاکره را باخته است، اما رسانه های اصلاح طلب، به آن دلیل که منافع گروهی شان آنگونه اقتضاء می کند که این توافق را خوب جلوه دهند، از آن به مثابه "فتح الفتوح هسته ای و دیپلماتیک" یاد کرده و می کنند!
در مثالی دیگر، در ژورنالیسم حرفه ای، هر "خبر" و هر "سوژه" دارای "ضریب"ی است که کار رسانه و ژورنالیست آن است که ضریب واقعی آن خبر و سوژه را کشف کرده و اجازه ندهد با "بزرگ نمایی" یا "کوچک نمایی"، حق مطلب را آنگونه که هست ادا نشود. وظیفه رسانه آن است که ضریب درست آن خبر را مبتنی بر منافع ملی تشخیص داده و از آن خبر در راستای تقویت منافع ملی استفاده کند. در حالی که این موضوع نیز متأسفانه توسط ژورنالیست های ایرانی رعایت نمی شود.
برای مثال می توان به اخبار یکی دو هفته اخیر رسانه های کشور اشاره کرد که در صدر همین مطلب پیش رو نیز به آن اشاره ای شده بود. هنوز دو سال تا انتخابات مجلس زمان باقی است و هنوز کارهای بر زمین مانده و با اهمیت بیشتری در کشور وجود دارد که می بایست مسئولین سه قوه به آن بپردازند، اما در کمال ناباوری، ژورنالیسم غیرحرفه ای ایرانی، چنان ضریب و چنان اهمیتی به این موضوع می دهد که گویا آینده کشور از همین حالا گره خورده با موضوع انتخابات مجلس است!
به راستی آیا در حال حاضر مهم تر از موضوع انتخابات مجلس، موضوع دیگری وجود ندارد که رسانه های کشور اینچنین به این مسأله ضریب می دهند؟! در شرایطی که کشور با مشکلات اقتصادی داخلی و خارجی روبرو است و هنوز از عمر دولت جدید نیز بیشتر از چند ماه نمی گذرد، آیا پرداختن به انتخابات دو سال دیگر به مثابه چشم پوشی از منافع بلند مدت ملی نیست؟ درگیر کردن ذهن و فکر مردم و سیاسیون به موضوعی که در حال حاضر از اهمیت خاصی برخوردار نیست، آیا نمی تواند در حکم خیانت برخی رسانه ها تلقی شود؟
در این میان البته اظهارنظرهای عجولانه برخی از مقامات دولتی نیز در بر پا کردن این جنجال رسانه ای بی تأثیر نبوده است. برای مثال جناب یونسی، دستیار ویژه رئیس جمهور در امور اقوام و اقلیتهای مذهبی، در دیدار با اعضای ستاد انتخاباتی رئیس جمهور در استان سیستان و بلوچستان گفت: "باید برای انتخابات مجلس از هم اکنون فعالیت تان را آغاز کنید!"
چنین اظهارنظرهای نسنجیده و نابجایی، عملا راه را برای جنجال های بیشتر رسانه ای فراهم می کند که مهم ترین ضرر و آسیب آن نیز برای دولت محترم است و دود آن در وهله اول به چشم خود دولت خواهد رفت. چرا که دولت را به جای آنکه متوجه "مسائل اصلی" کند، درگیر "مسائل فرعی" و کم اهمیت می کند. و خدا نیاورد روزی را که دولت محترم، "مسائل فرعی"را بر "مسائل اصلی" ترجیح دهد و به همان دردی مبتلا شود که دولت پیش مبتلا شد و حدث ما حدث!









