ضمن افزایش واکنش نمایندگان مجلس؛

اهداف دولت از طرح مجدد «دانشجویان ستاره دار» چیست؟ / آیا استیضاح وزیر علوم نزدیک است؟

نماینده: ماجرای «دانشجویان ستاره دار» از آن دست ماجراهای کش و قوس داری است که هر روز قسمتی از آن رونمایی شده و البته همچنان هم ادامه دارد تا جایی که طبق اخبار منتشرشده، قرار است هفته آینده پای وزیر علوم هم به مجلس برای پاسخ به نمایندگان پیرامون این موضوع باز شود. ماجرا اما…

نماینده: ماجرای «دانشجویان ستاره دار» از آن دست ماجراهای کش و قوس داری است که هر روز قسمتی از آن رونمایی شده و البته همچنان هم ادامه دارد تا جایی که طبق اخبار منتشرشده، قرار است هفته آینده پای وزیر علوم هم به مجلس برای پاسخ به نمایندگان پیرامون این موضوع باز شود.

ماجرا اما نه آنقدرها "بزرگ" است و نه آنقدرها هم "مهم". اما به آن علت که فضای رسانه ای کشورمان عادت دارد همه چیز را به سرعت "سیاسی" کرده و به آن رنگ "امنیتی" هم بدهد، این موضوع فعلا بازارش داغ است.

اما فارغ از این جوزدگی مزمن رسانه ها و البته برخی از سیاسیون، دانشجوی ستاره دار امر متداول و مرسومی است که در همه آکادمی های آموزشی جهان مسبوق به سابقه است. نه تنها این موضوع در مورد دانشجویان بلکه در مورد اساتید دانشگاهی نیز این مورد صدق دارد و در کشورهای غربی "اساتید ستاره دار" هم به چشم می خورد تا جایی که مستندهای زیادی پیرامون این مسأله توسط فیلم سازان غربی ساخته شده است.

برای مثال چند سال پیش مستندی با عنوان expelled توسط Nathan Frankowski، مستندساز آمریکایی ساخته و تولید شده که در آن به بحث اخراج برخی از اساتید مهم آمریکایی از دانشگاه های این کشور اشاره دارد. جالب آنکه جرم این اساتید تنها و تنها آن بود که تئوری داروینیسیم مخالف بوده و آن را قبول نداشتند. اما بدان علت که عدول از این نظریه، به نوعی بیانگر عدول از "خط قرمز"های سیاسی- فرهنگی غرب محسوب می شود، این اساتید از کار برکنار شده و خانه نشین شدند.

غرض از بیان این مطالب آن است که بدانیم دانشجوی ستاره دار، موضوع عجیب و غریبی نیست که فقط در ایران سابقه داشته باشند. واضح است که همه کشورها و همه نظام های سیاسی دارای چارچوب معین و خاص خود هستند که عدول از آن را از سوی هر کسی که باشد، بر نمی تابند. لازمه "زندگی سیاسی" و "جامعه انسانی" نیز آن است که هر کسی که در سرزمین خاصی زندگی می کند، ملزم به پذیرش و اجرای نُرم ها، هنجارها، قوانین و قواعد آن کشور است.

اما از سویی دیگر جالب است کسانی این روزها سخن از حمایت از دانشجوی ستاره دار می کنند که اتفاقا از زمان آنها و همفکران شان بوده که چنین مسأله ای در کشور باب شده است! طبق اطلاعات منتشرشده، این موضوع اولین بار در زمان ریاست دکتر معین بر وزارت علوم اتفاق افتاد و اسناد آن نیز چندی پیش توسط خبرگزاری ها منتشر شد. جعفر توفیقی نیز در گفتگو با یکی از روزنامه های زنجیره ای در پاسخ به این پرسش که آیا در زمان دولت اصلاحات نیز دانشجوی ستاره دار وجود داشته یا خیر گفت: "نفی نمی‌کنم که این مساله در دوره اصلاحات وجود داشته است. ممکن بود در آزمون‌های ورودی برخی دانشجویان ستاره‌دار باشند. منتها مفهوم ستاره‌دار به معنی منع از تحصیل یا منع از فعالیت نبود بلکه مفهوم ستاره‌دار به معنی بازبینی مجدد پرونده بود."

حسین شمسیان، مدیر کل حقوقی سازمان امور دانشجویان وزارت علوم نیز در گفت‌وگو با یکی از خبرگزاری‌ها، در این باره به مصوبه‌ای در سال ۷۷ اشاره کرده و می‌گوید: "در زمان اصلاحات مصوبه‌ای در شورای عالی انقلاب فرهنگی با امضای رئیس جمهور وقت به تصویب رسید که بر اساس آن اگر علیه دانشجویی در هر کمیته انضباطی حکمی صادر شود هیچ مرجع دیگری حتی دیوان عدالت اداری که تنها مرجع تظلم خواهی است، حق ورود به این پرونده را ندارد!"

از این زاویه، معمولا جریان ها و گروه های سیاسی سعی کرده و می کنند که از چنین مسأله ای، بهره برداری های سیاسی خاص کنند تا جایی که در انتخابات ریاست جمهوری امسال، برخی از نامزدها شعار حذف قوانین مربوط به دانشجویان ستاره دار را مطرح کردند.

از زمان روی کار آمدن دولت یازدهم نیز این مسأله بارها توسط برخی از وزرای کابینه (مخصوصا سرپرست و وزیر کنونی وزارت علوم) مطرح شده است به طوری که طبق اخبار منتشرشده، حتی برخی از دانشجویانی که موارد سیاسی و امنیتی در کارنامه خود دارند نیز به یمن نگاه تسامح و تساهل انگارانه دولت یازدهم به دانشگاه ها برگشته اند!

بازگشت دانشجویان مورددار به دانشگاه اما با واکنش های تند برخی از نمایندگان مجلس همراه شد تا جایی که زمزمه استیضاح وزیر علوم نیز از مجلس شنیده می شود. اما از طرفی دیگر رضا فرجی دانا وزیر علوم، تحقیقات و فناوری آب پاکی را روی دست نمایندگان ریخت و گفت: "قضاوت در رابطه با بازگشت دانشجویان ستاره‌دار به حکم قانون به هیئت مرکزی گزینش واگذار شده است و وظایف این هیئت نیز از سوی شورای عالی انقلاب فرهنگی تعیین می‌شود که در مصوبات این شورا آمده است نه قوه مقننه و نه قوه قضائیه وارد احکام هیئت مرکزی گزینش نشوند."

اینکه چرا دولت محترم و شخص وزیر علوم تا بدین حد تمایل به بازگرداندن دانشجویان ستاره دار به دانشگاه ها دارند خود موضوع مهمی است که می بایست مورد بحث و فحص قرار گیرد. آن هم در شرایطی که طبق آمار منتشرشده، مقدار دانشجویان ستاره دار به کل دانشجویان، آنقدر ناچیز است که اصلا به حساب نمی آید.

به عنوان مثال، چندی پیش دکتر ابراهیم خدایی رییس سازمان سنجش، رییس سازمان سنجش گفته بود: از تعداد ۱۱ هزار پذیرفته شده دوره دکتری ۹۱ حدود ۳۲ تن به عنوان دانشجوی ستاره‌دار معرفی شدند که آنان نیز درخواست تجدیدنظر کرده‌اند بنابراین روند تعداد دانشجویان ستاره‌دار افزایشی نداشته است.

دکتر ناصر اقبالی رئیس مرکز آزمون دانشگاه آزاد اسلامی نیز در خصوص دانشجویان ستاره‌دار گفت: تعداد کل دانشجویان ستاره‌داری که به ما مراجعه کردند، کمتر از ۱۰۰ نفر بودند.

با این حساب باید پرسید چرا دولت محترم حاضر است جو روانی جامعه و فضای سیاسی- اجتماعی کشور را به خاطر این جمعیت محدود، مخدوش و مغشوش کند؟ آیا ممکن است دولت جدید از این کار، اهداف و اغراض سیاسی خاصی را دنبال کند؟