به گزارش «نماینده»، رئیس مجلس شورای اسلامی صبح امروز در دومین کنگره بین المللی علوم انسانی اسلامی با بیان اینکه تحول در علوم انسانی یک موضوع شعاری و زمانی نیست، اظهار داشت: ما مدام با این مسئله تحول در علوم انسانی مواجه هستیم و باید آن را شکافته و تنقیح کرده و با کمک افراد فاضل سیاستگذاری در این حوزه را انجام دهیم.
لاریجانی ادامه داد: در جهت اهمیت علوم انسانی بحث های زیادی در بین متفکرین انجام شده و در سال های اخیر رهبری توجه تام به این موضوع داشته اند و ذهن ها را به این موضوع ترغیب نموده اند.
وی علوم انسانی را به عنوان مشکل ترین علوم معرفی کرد و گفت: ما در علوم انسانی با موضوعی مواجه هستیم که دارای اراده و اختیار در ابعاد مختلف است و همین مسئله کار را سخت و متمایز می کند. مثلا در مطالعات ریاضی و فیزیک موضوع مورد مطالعه ما صاحب اراده نیست ولی در علوم تربیتی رفتار انسان را مورد بررسی قرار می دهیم که از فهم کلیات برخوردار است و بررسی رفتار او کار مشکل تری نسبت به سایر علوم است.
رئیس مجلس شورای اسلامی تصریح کرد: نظریه پردازی و ساماندهی مبانی کار در علوم انسانی کار بسیار مشکلی است که داشتن یک نگاه عمیق به جایگاه انسان را می طلبد و نباید از بررسی آن خسته شویم.
وی بیان داشت: در ذات این علوم به دلیل ارتباط با انسان جهان بینی و ارزش ها مداخله پیدا می کند و شاید برخی علوم که در طول تاریخ رشد کرده اند ،مبانی آن ها منقح نشده ولی متاثر از همین موضوع است. ما باید در موضوع علوم انسانی یک تامل در مقوله انسان داشته باشیم و با توجه به جهان بینی اسلامی و قرآنی موضوع را بشکافیم که امری ستوده و لازم است.
لاریجانی با بیان اینکه موضوع علوم انسانی از دیرباز در طول تاریخ وجود داشته و حساسیت متفکرین را برانگیخته است، افزود: متفکرین در طول سالیان متمادی، نسبت به ابن موضوع حساسیت داشته و آن را به علم نظری، علم عملی، علم فن و هنر طبقه بندی کردند و کانت یکی از این متفکرین است که مقصودش از این طبقه بندی پررنگ کردن علوم عملی بود تا این علوم وجه متمایزی داشته باشد. در آثار ارسطو هم توجه تام به بخش اخلاقیات را ملاحظه می کنید.
وی گفت: در سنت کانت آزادی و عقلانیت لازم و ملزوم یکدیگر هستند؛ چون به خوبی به استقلال انسان اهمیت می دهد و استدلال کانت برای انسان با تعریف ما در خصوص انسان در مکتب اسلام متفاوت است.
رئیس مجلس شورای اسلامی تاکید کرد: در بین متفکرینی که در دوران جدید به موضوع تغییر در علوم انسانی پرداختند برخی نظرات تقریبا سامان یافته ای پیدا کردند ؛مثلا وضعیت علوم انسانی را از سایر علوم جدا کردند و معتقد بودند که روش و هدف علوم انسانی با علوم دقیقه متفاوت است و پایه آن به ویژگی زیستی انسان بر می گردد.
لاریجانی با بیان اینکه برخی متفکرین که منتقد مدرنیته بودند در قرن جدید آرای آن ها نظم بیشتری داشت، اظهار کرد: توجه به علوم انسانی و دغدغه های متفکران منحصر به ما نیست و ممکن است که مبانی فکری آنها متفاوت باشد ولی آن ها نیز دغدغه تغییر در این حوزه را دارند.
وی افزود: تغییر در علوم انسانی برای ما باید از حساسیت بیشتری برخوردار باشد؛ چراکه ما از لفظ اسلامیت استفاده می کنیم که بر یک امر وحیانی دلالت می کند و خیلی باید بدان توجه کنیم.
رئیس مجلس شورای اسلامی به بیان نکاتی در خصوص تغییر در علوم انسانی پرداخت و تصریح کرد: مواجه ما با علوم مختلف مثل علوم دقیقه باید به سمت و سویی پیش رود که این علوم را که متاثر از مدرنتیه هستند را کنار نگذاشته و نگاه افراطی به آن ها نداشته باشیم.
وی ادامه داد: نکته دیگر این است که ما می توانیم از برخی تجربیات کشورهای دیگر استفاده کنیم و برخی علوم را از انها اخذ کنیم و فکر نکنیم با این کار از خلوص اسلامیت کاسته می شود.
لاریجانی اظهار داشت: ما مسلمانان همواره باید به دنبال پیشرفت و ترقی باشیم و از روش های علمایی چون ابن سینا در این خصوص استفاده کرده و در اخذ علوم از دیگران مثل این فیلسوفان رفتار کنیم.
رییس مجلس شورای اسلامی با بیان اینکه دو موضو ع مهم در علوم انسانی وجود دارد که در رشد مسائل اجتماعی اسلامی باید مورد توجه باشد، گفت: فطریات در انسان از موضوعاتی است که شهید مطهری نیز به عنوان مساله ای اصلی برای انسان شناسی به آن اشاره داشت، متأسفانه موضوع فطریات در میان جامعه ما چه بین فیلسوفان و چه جامعه شناسان خوب باز نشده است.
علی لاریجانی رییس مجلس شورای اسلامی طی سخنانی با بیان اینکه مبنایی که در فکر و سنت اسلامی ما وجود دارد آن است که ما علوم نافع را باید اخذ کنیم، اظهار کرد: مقصود از این مولفه آن است که باید از علومی که برای جامعه اسلامی نفع داشته باشد استفاده شود.
وی گفت: نکته ای که در مورد استفاده از کلمه اسلامی وجود دارد این است که ما به طور طبیعی وقتی موضوع بحث اسلامی را طرح می کنیم نوعی کمال را در آن می بینیم و تلقی اولیه آن است که مکتب اسلام این تئوری را بیان می کند، اما در زمینه فلسفه که بیشتر از سایر زمینه های علوم انسانی در آن ممارست داشته ایم کمتر کلمه اسلامی به کار برده شده است، ما مکتب مشایی، اشراقی را داریم اما کمتر قدمای ما لفظ اسلامی را به کارمی بردند، باید توجه داشت که این مسأله به علت وجود ملاحظه ای و مربوط به علوم آکسیوماتیک است، شاید اگر در گذشته می گفنتد اگر نظامی اکسیوماتیک چون اقلیدس را داشتیم موفق بود بعدها مشخص شد که کمال در این تئوری نیست.
وی تصریح کرد: باید تلاش کنیم که نظام فلسفی مان بیشترین حقایق را توضیح دهد، با این وصف نمی توانیم بگوییم که نظام فلسفی را طراحی کرده ایم که تمامی حقایق و فکر بشر را شکل داده باشد لذا استخدام کلمه اسلامی در فلسفه را باید با مساحمه بپذیریم. یعنی با بهره گیری از مبانی دینی نظام فلسفی را شکل دهیم، داعیه نداریم که می تواند همه حقایق را تبیین کند اما می گوییم مثلا می توان نظام های فلسفی متاثر از فکر اسلامی وجود داشته باشد لذا باید در باقی علوم انسانی نیز این سیر مورد توجه باشد.
لاریجانی ادامه داد: شاید سنت قدمای ما که علوم مختلف را اخذ می کردند و براساس مبانی دینی آنها را بهینه می کردند و تکامل می بخشیدند مسیر خوبی برای آینده ماست، بنابراین تلقی بیرونی نباید این باشد که صرفا استفاده از پسوند اسلامی یعنی خاتمه کار و مکتب اسلام نیز همین مولفه را مدنظر داشته است.
وی با بیان اینکه دو موضو ع مهم در علوم انسانی وجود دارد که در رشد مسائل اجتماعی اسلامی باید مورد تو جه باشد ادامه داد: فطریات در انسان از موضوعاتی است که شهید مطهری نیز به عنوان مساله ای اصلی برای انسان شناسی به آن اشاره داشت، متأسفانه موضوع فطریات در میان جامعه ما چه بین فیلسوفان و چه جامعه شناسان خوب باز نشده است که از تفکر قرآنی موضوع فطرت که انسان دارای سرشت الهی است و اگر روشن شود در علوم اجتماعی، سیاست و دیگر علوم می توانند از آن متاثر شوند.
رئیس مجلس شورای اسلامی در ادامه خاطرنشان کرد: حتی در بحث های علم سیاست توجه به فطریت رکن مهمی است، تلقی از انسان و اداره اجتماع چگونه می تواند باشد که در شاکله موضوع فطرت قرار گرفته و بتواند تحول بنیادین در تلقی ما در علوم انسانی داشته باشد این موضوع را باید بیش از گذشته کار کنیم.
وی افزود: مساله دیگری که اهمیت دارد بحث عدالت است، موضوع اصلی کتب اکثر قدمای ما در فلسفه سیاست عدالت است در حالی که اکثر نحله هایی که در زمینه فلسفه اقتصاد کار می کنند دغدغه اصلی شان عدالت نیست هرچند که از آزادی و برابری سخن می گویند در حالی که در میان فلاسفه مسلمان عدالت وجود دارد. و در تفکر دینی ما نیز این مولفه جایگاه دارد، در واقع اگر ریشه عدالت را بشکافیم با توجه به تلقی از مساله فطرت به آزادی می رسیم اما اگر این مولفه ها در دست نباشد چرا رقابت و آزادی را معتقد می شویم؟ مثلا کانت آزادی را ملاک قرار می دهد.
لاریجانی با اشار به اینکه عدالت در تفکر اسلامی حتی درمقام تشریع هم اعم از حوزه اقتصاد است گفت: اگر مبنای عدالت بسترسازی برای به فعلیت رسیدن فطرت انسان ها باشد قطعا رقابت نیز ایجاد می شود چراکه انسان باالقوه معنویت گراست لذا وقتی همه این مولفه ها به شکلی متوازن رشدکند عدالت نیز رشد می یابد؛ ضمن آن که موضوع عدالت که در فلسفه سیاست در اسلام مورد توجه قرار گرفته به علت تلقی متفاوت از اقتصاد است، مثلا جان راز که تئوری اش نظریه برتر اقتصادی در دوره معاصر است، بنابراین فطرت و عدالت از جلمه اصلی ترین موضوعات در اثربخشی در گستره علوم انسانی است.
وی باطرح این سوال که از نظر مکانیزم حرکت در جامعه، اگر همه این تفاوت ها را می بینیم چگونه باید این روند را در جامعه سامان دهیم گفت: دو روش در این کار اهمیت دارد، اول اینکه بتوانیم نظام سازی کنیم که کار ساده ای نیست و نظام سازی برای علوم انسانی تاملات فکری عمیقی را نیاز دارد و هرکسی نمی تواند نظام سازی کند و هرکس نمی تواند درباره مبانی فلسفه صحبت کند، یک وقت ابن سینا سخن می گوید و گاهی کسی که تاملات اولیه در مورد فلسفه را می داند و کار عمیق نیاز دارد.
وی گفت: فردی چون شهید مطهری کسی بود که می توانست چنین نظریه پردازی داشته باشد، بنابراین در وهله اول نظام سازی اولویت دارد، برای مثال مرحوم ملاصدرا نظام فلسفی بزرگی ایجاد کرد که از عهده هرکسی بر نمی آمد، بنابراین ما باید بحث های تطبیقی را گسترش دهیم، ایرادی نیست که موضوع کوچک مورد توجه باشد و بعد به لحاظ تطبیقی بررسی شود چراکه سبب نظام مند شدن علم می شود.
لاریجانی ادامه داد: یکی از اشکالات ما آن است که روش هایمان متکی با سیستم های متعارف دنیا نیست و بسیاری از تاملات در سازمان علومی که در حال رشد هستند جانمایی نمی شود لذا مورد نقادی قرار نگرفته و شکل نمی یابد، یعنی ما تحقیقات نسبتا خوبی داریم که باید برود در مجرای مقالات علمی در دنیا تا دیگران متوجه این تاملات شوند و در عین حال باید نقد و بررسی کامل تر شود لذا توصیه من آن است که در بخش مطالعات تطبیقی این مساله را جدی تر بگیریم و با متفکران حاضر در دنیا برای تطبیق تعاملی باشد تا بتوان این گستره را جلوه داد و گفت وگوی علمی در سطح جهانی شکل گیرد.
وی افزود: اینکه تحقیقات در مجرای تاملات علمی در سطح جهان قرار گیرد کمک می کند که دیگران تامل کنند و متوجه شوند متفکرانی هستند که جور دیگری اندیشیده اند؛ در جامعه ما تصور می شود که فقط ما هستیم که به این موضوع می پردازیم، ما با فرهنگ خودمان به مسائل علوم انسانی می پردازیم درحالی که دغدغه بسیاری از متفکران است که علوم انسانی شان با چه رویکردی در حال شکل گیری است. تحول در علوم کار ساده ای نیست و ممکن است منابع دینی ما غنی باشد اما ساختن این نظامات ساده نیست و نباید تصور شود که با برگزاری چند همایش این مشکلات حل می شود.









