در سی و پنج سالی که از انقلاب اسلامی میگذرد، همواره بخشی از خواستههای فرهنگی قشر انقلابی و ولایی جامعه مورد غفلت دولتها قرار گرفته است. خبرنگار «نماینده» به سراغ دکتر وحید یامینپور استاد دانشگاه و کارشناس حوزه فرهنگ و رسانه رفته، تا علت برآورده نشدن خواستههای قشر انقلابی جامعه را جویا شود:
به نظر شما چرا در طول سال های پس از انقلاب، خواستههای قشر انقلابی جامعه هیچگاه به طور مطلوب برآورده نشده است؟
شاید بگویید جامعه مذهبی و بعد تلقی این باشد که ما در مورد بخشی از جامعه صحبت می کنیم و این را من تلقی درستی نمی دانم. ما در مورد جامعه ایران صحبت می کنیم. ایران، جامعه مذهبی دارد. یعنی مطالبات مذهبی، مطالبات عموم مردم ایران است. و این طور نیست که بخشی از جامعه مطالبات مذهبی داشته باشند و پاره ای دیگر، مطالبات ضد مذهبی یا غیر مذهبی در حوزه فرهنگ داشته باشند. عموماً این هست که مردم ایران توقع رفتار مذهبی چه در حوزه اخلاق اجتماعی و چه در حوزه کنش اجتماعی از دولتمردان دارند.
یک قاعده وجود دارد و آن این که هر وقت حاکمان چه در رفتار شخصی شان و چه در سیاست های حاکمیتی شان از حدود توقعات انقلابی و مذهبی مردم کوتاه تر رفتار کرده اند و در واقع نوعی انحراف نشان داده اند با واکنش مردم مواجه شده اند. گاهی این واکنش ها خودش را در قالب رأی نشان داده است و بعضی وقت ها واکنش ها، واکنش های اجتماعی بوده است. تلقی مردم این است که حاکمان جمهوری اسلامی حاکمان مذهبی و متخلقی هستند.
من به یاد نمی آورم، در هیچ انتخاباتی مردم به یک شخصیتی که رفتار غیر اخلاقی یا غیر مذهبی از خودش صادر کرده، رای داده باشند. اقبال مردم به روحانیت در میان حاکمان هم در واقع همین را نشان می دهد. و این تلقی عام هست و من فکر می کنم نباید از آن عبور کنیم.
به نظر شما دولت آقای روحانی در مورد ساخت فرهنگی و مهندسی فرهنگی چه اقداماتی را باید انجام دهد؟
آقای روحانی باید بر این نکته اشراف داشته باشد که جامعه ایران با دهه ۶۰ و دهه ۷۰ تفاوت های جدی پیدا کرده است. ایرانی که ما الان در آن هستیم، در سال ۱۳۹۲ به لحاظ شعور اجتماعی و سطح تحلیل عموم مردم از مسائل فرهنگی و سیاسی به شدت رشد کرده است. از طرفی انبوه رسانه های همگانی باعث شده است که مردم واکنش های به موقع تر و سریع تری نسبت به رفتارها و سیاست های دولت از خودشان نشان بدهند، چه بسا که مردم در سال های دهه۶۰ یا دهه ۷۰ و یا حتی اوایل دهه ۸۰ مردم از کارهایی که دولت می کرد و جهت گیری هایش مطلع نمی شدند، یا وقتی از طریق رسانه ها مطلع می شدند با یک سطح کلیشه ای و رسمی از مواضع دولت مواجه می شدند.
الان با وجود این رسانه ها همزمان سطح حساسیت مردم نسبت به عملکرد حاکمان و سیاست های دولت و حاکمیت بیشتر شده است. آقای روحانی قطعاً کار دشواری در پیش دارد و باید بداند که رفتارهایش زیر ذره بین است.
از طرفی مردم ایران پیش از آقای روحانی چندین دولت را تجربه کرده اند. این مردم دولت کارگزاران، دولت اصلاحات و دولت آقای احمدی نژاد را دیده اند. اکنون آقای روحانی را با تعدادی زیادی از حاکمان مقایسه می کنند و دولتش را با دولت های قبل مقایسه می کنند، بنابراین تصورم این است که آقای روحانی با قضاوت ها و ارزیابی های شفاف و دقیق مردم مواجه است و از این بابت کار دشواری در پیش دارد.
دولت های پیشین در این سطح، این دشواری را تجربه نکرده بودند، البته در دوره دوم آقای احمدی نژاد شما این را می بینید که دقیقا از سال ۸۸ تا سال ۹۲ کوچکترین رفتارهای آقای احمدی نژاد و کوچکترین اقداماتش و جملاتی که در سخنرانی به کار می برد، رفتارهای سیاسی و غیر سیاسی اطرافیان رئیس جمهور، همه و همه چه از طریق رسانه های رسمی و چه از طریق رسانه های غیر رسمی به اطلاع مردم می رسد و مردم را به واکنش وادار می کند و قضاوت آنها را دامن می زند.
به نظر شما ساختارهای فرهنگی دولت آقای روحانی بر چه مبنا و بر چه اصولی باید پی ریزی شود؟ یعنی اینکه سیاست های کلی فرهنگی دولت آقای روحانی باید بر چه اصولی باشد؟
این طور نیست که آقای روحانی هر جهتی را که اراده کردند بتوانند اتخاذ کنند. آقای روحانی در اتخاذ سیاست های کلان فعال مایشاء نیستند. یکی از دلایلش همان می تواند باشد که عرض کردم، یعنی اولاً چشمان تیزبین و رشد سیاسی، اجتماعی مردم، بعد از سی و پنج سال از انقلاب و هم نگاه های موشکافانه رسانه ها و هم در واقع فضای نخبگانی که امروز ما در کشور داریم.
فضای نخبگانی کشور در حال حاضر هم به لحاظ کمیت یعنی تعداد نخبگان و هم به لحاظ کیفیت یعنی سطح تحلیل و عمق نگاه نخبگان خیلی رشد کرده است. اینها اجازه نمی دهند که در حوزه فرهنگ هر اتفاقی در کشور رخ دهد. شما در حال حاضر می بینید که هنوز مدت زیادی از تنفیذ رئیس جمهور نگذشته با انبوه مصاحبه ها و یادداشت های نخبگان فرهنگی رو به روییم که دارند مطالباتشان را از دولت اعلام می کنند.
آقای علی جنتی یک مصاحبه با یکی از نشریات افراطی جریان اصلاحات انجام داد و این مصاحبه سه صفحه هم بیشتر نبود ولی ناظر به سه صفحه آقای جنتی، تا حالا ده ها صفحه یادداشت و تحلیل و مصاحبه منتشر شده است.
ضمن اینکه آقای روحانی تا الان نشان داده که از ظرفیت غنی در حوزه فرهنگ برخوردار نیست و یا چندان علاقه ندارد که از آنها استفاده کند، کما اینکه در مورد آقای جنتی در میان طرفداران آقای روحانی حرف و حدیث زیاد بود، یعنی طرفداران آقای روحانی در مورد وزیر ارشاد شدن آقای جنتی خیلی سوال داشتند و ابهام داشتند چون آقای جنتی را یک شخصیت سیاسی و دیپلمات می دانستند و هیچوقت هیچکس مصاحبه ای از آقای جنتی در مورد سینما، ادبیات، در نشریات و مطبوعات ندیده بودند.
یک ایرادی که جریان اصلاحات همیشه به آقای صفار هرندی و آقای حسینی می گرفت این بود که چرا مسئولین فرهنگی کشور از اهالی فرهنگ و هنر نیستند، در حالی که آقای صفار هرندی سال ها ژورنالیست بوده و در مطبوعات قلم زده است. آقای روحانی از همان اول اعلام کرد سیاست ما در حوزه فرهنگ و هنر این است که امورات فرهنگ و هنر را به اهالی فرهنگ و هنر بسپاریم، ولی در آغاز با انتخاب آقای جنتی به عنوان وزیر ارشاد، گزاره اصلی را برای اطرافیان زیر سوال برد. البته من معتقدم که نباید از الان در مورد آقای جنتی قضاوت کرد، من الان دارم گزارش می کنم که طرفداران آقای روحانی از چه چیزی ناراحت هستند چه بسا من معتقد باشم آقای جنتی از قابل اعتمادترین وزرای کابینه روحانی باشد.
از اول انقلاب مباحث فرهنگی مغفول مانده و منجر به چالش های اجتماعی شده در صورتی که اگر دولت ها ساختارهای فرهنگی جامعه را اصلاح می کردند نه تنها چالش های اقتصادی حل می شد بلکه با معضلات اجتماعی کنونی روبرو نبودیم، به نظر شما پی ریزی ساختار فرهنگی جامعه از وظایف دولت و حاکمیت است یا از وظایف مراجع؟ متولی این امر کدامیک هستند؟
حضرت امام اول انقلاب فرمودند رشد فرهنگی و توسعه فرهنگی مقدم است بر توسعه سیاسی و توسعه اقتصادی. بعد از جنگ با فراهم شدن فرصت سیاست گذاری، برای هشت سال تمرکز بر توسعه اقتصادی قرار گرفت و بعد برای هشت سال تمرکز بر روی توسعه سیاسی قرار گرفت و آقای احمدی نژاد هم که شعارهای فرهنگی پر رنگ تری نسبت به قبلی ها داشت، عملا تکنوکرات ها در دولتش قرار گرفتند، و ترجیح داد به اقتضائات معیشتی مردم بیشتر اهمیت بدهد. البته من همچنان معتقدم شخص آقای احمدی نژاد و دولتشان خدمات بسیاری به حوزه فرهنگ انجام دادند.
ببینید شما یک وقت از بخش فرهنگ صحبت می کنید که ناظر به حوزه سخت افزار است بعد باید تحلیل بکنید که وظیفه وزارت ارشاد چیست؟ وظیفه وزارت ورزش چیست؟ چه تعداد سالن سینما درست کردیم؟ چه تعداد کتابخانه درست کردیم؟ و امثال این … و یک دفعه هم از فرهنگ عمومی و فرهنگ درونی شده صحبت می کنید که این حوزه از فرهنگ هیچ وقت دستوری نیست و شما هیچ وقت نرماتیو و دستوری نمی توانید این حوزه از فرهنگ را سازمان دهی کنید.
وقتی رهبر معظم انقلاب می فرمایند فرهنگ مظلوم است، ولی برخی فراتر از این نمی روند و به حوزه نرم افزار ورود پیدا نمی کنند و می گویند تعداد فیلم های تولید شده چند تا است یا تعداد کتب منتشر شده چند تا است، بنظرم این نگاه تکنوکرات است.
نوع رفتار مسئولان و منش دولت ها چه تاثیری بر فرهنگ و تربیت جامعه دارد؟ اگر بخواهیم «الناس علی دین ملوکهم» را در اینجا تعبیر کنیم، چه می شود گفت؟
رفتار فرهنگی که یک دولت از خودش نشان می دهد یکی از موثرترین متغیرهاست. مثلا یک دولتی رفتارهای اشرافی از خودش نشان داده و وزرا و حاکمان چه در منش و چه در رفتارهای جمعی، چه به لحاظ پوشش و چه به لحاظ استفاده از رفاهیات و امکانات، رفتارهای اشرافی از خودشان نشان بدهند به طور قطع این رذیله فرهنگی جامعه را فاسد خواهد کرد.
زندگی ساده زیستانه و مردمی مسئولین می تواند این خصلت را در میان مردم تولید بکند، اینکه مردم اهل قناعت و ساده زیستی باشند و یا اهل چشم و هم چشمی و اشرافی گری و اهل کنازی و مال اندوزی باشند این اتفاقاً ربط محکمی به رفتار حاکمان هم دارد. یعنی حاکمان هم در رفتارهای شخصی شان، مسئول نتایجی هستند که به بار می آورند، مسئولین هم باید بیلان کار بدهند و هم بیلان رفتار بدهند، یعنی آنها از لحاظ رفتارهای شخصی و خانوادگی شان مورد ارزش و سنجش قرار می گیرند.
با توجه به شرایطی که در آن قرار داریم و بروز ناهجاری های اجتماعی از جمله بدحجابی، اوضاع فرهنگی جامعه و همچنین عملکرد دستگاه های فرهنگی را چگونه ارزیابی می کنید؟
من فضای موجود را سیاه نمی بینم، ناهنجاری که شما اشاره کردید در مورد پوشش بانوان وجودارد، مسائل اجتماعی از قبیل اعتیاد و طلاق وجود دارد.
دو تا نکته مهم در این حوزه می خواهم اشاره کنم ما در یک جنگ نابرابر فرهنگی قرار داریم، یعنی که شما نمی توانید به این سادگی هماوردی کنید و مبارزه کنید با ده ها شبکه ماهواره ای فارسی زبان و صدها سایت فارسی زبان که ماموریت شان لطمه زدن به فرهنگ ایرانی و اسلامی است. هم آوردی با این مجموعه بسیار دشوار است، یعنی بعضی از کشورها کمر بسته اند که این هجمه را رقم بزنند، ما در یک جنگ نابرابر قرار داریم، این یک بخش ماجراست.
بخش دیگر این است که شما نمی توانید چشم پوشی کنید از رویش ها و رشد فرهنگ بخصوص فرهنگ دینی و معنویت گرایی در ایران، من وقتی مثلاً مراسم مذهبی دهه نود را با دهه هفتاد مقایسه می کنم قابل قیاس نیست. گرایش جوانان به معنویت قابل قیاس نیست، فهم و شعور دینی مردم هم قابل قیاس نیست.
وضعیت ایران به هیچ وجه در حوزه فرهنگ در وضعیت بحرانی نیست، ما در قیاس وضعیتی که بودیم و دشمنانی که داشتیم، وضعیت رو به رشدی داشتیم، من هیچوقت مسئول نبودم بیلان کار ارائه کنم، اما به عنوان یک ناظر رشد و رویش را در جونان دارم مشاهده می کنم.
شما همیشه یکی از منتقدین جدی صدا و سیما و وضعیت سینمایی کشور و برخی از ساختارهای فرهنگی کشور بوده اید. چه مسائلی موجب شده که انتقادهایتان به این سمت و سو متمرکز باشد؟
بنده نسبت به عملکرد وزرات ارشاد در همه دوره های پیشین انتقاد دارم، بخصوص نسبت به معاونت سینمایی و به سازمان صدا و سیما بشدت انتقاد دارم. علیرغم همه تلاش هایشان انتظارت را برآورده نکرده اند. این نکته ای است که رهبرمعظم انقلاب هم به آن اشاره داشتند.
البته صدا و سیما خودش زمینه ساز بعضی انحرافات فرهنگی در جامعه ما بوده است، صدا و سیما نوع نگرش منحرف به دین را یک جاهایی تبلیغ کرده، نگاه های سکولار را تعمیق داده، در بعضی حوزه ها اشرافی گری را ترویج داده، رفتارهای نامناسب زوجین و اعضای خانواده را باز نمایی کرده است. در خیلی از مجموعه های تلویزیونی به بهانه اینکه می خواهد مردم را سرگرم کند، دیگر نگران ترویج نگاه آمریکایی نبوده است. به جای اینکه باری را از دوش مردم بردارد بر غصه های آنها افزوده، یعنی با مجموعه های تلخ و بی سرانجام بر غصه های مردم افزوده است.
اینها بخش هایی از انتقاداتی هست که ما می توانیم به صدا و سیما کنیم، ضمن اینکه که کسی انکار نمی کند مدیران صدا و سیما دفاعیاتی دارند که باید شنید. حتماً آنها بیان می کنند به اندازه کافی نیروی ورزیده و حرفه ای ندارند یا مجبورند برای مبارزه با شبکه های ماهواره ای مردم را به هر نحو سرگرم کنند درواقع دفع افسد به فاسد کنند، آنها هم حق دارند از خودشان دفاع کنند.
می توانیم این سیاهه انتقاد را ادامه بدهیم و بکشانیم به حوزه های دیگر، به سازمان تبلیغات یا توقعی که از حوزه داشتیم و برآورده نشده است، من انتظار داشتم جایگاه مسجد و روحانیت بسیار بالاتر از آنی باشد که الان هست، طلبه های جوانی که می توانند جوانان را جذب کنند و مسجد ها را ازحاشیه به متن بیاورند، نه که الان اینطور نیست، مسجدها شلوغ است، مسجد ها پر است از جوان هایی که به نظر نمی رسید که اگر توجه جدی به این بحث می شد، رفت و آمد طلبه های جوان در فضای فرهنگی کشور می توانست یک معجزه را رقم زند. می شود این فهرست را ادامه داد، می شود گفت ما از چه کسانی توقع داشتیم و توقع برآورده نشد و چه کسانی عامدانه ضربه زدند به انقلاب. این طور نبوده که از اول انقلاب به این سو حاکمیت سیاسی و سیستم فرهنگی منطبق بر آرمان ها و اهداف انقلاب حرکت کرده باشد. بالاخره در یک دوره وزارت ارشادی داشتیم که تصمیم داشت عامدانه انحرافاتی در حوزه فرهنگ ایجاد کند و کرد.
در این نظام و در دوره آقای مهاجرانی، کتاب هایی به اسم دین منتشر شدند که ضد دین بودند و رفتند به مراجع عظام گزارش دادند که ما تیراژ کتاب های دینی مان در این حد رشد کرده، در صورتی که آمده بودند ترانه های سرخ پوستی را ترجمه کرده بودند یا کتاب های عرفان های کاذب را منتشر کرده بودند، در واقع نوعی کلاهبرداری فرهنگی در این کشور انجام شده بود، این خیلی دردناک است. مجموعه حرف های من، خلاصه آن این است که در یک نبرد نابرابر قرار بوده فرهنگ اسلامی را رشد بدهیم.
برآیند فرهنگ اسلامی را در وضعیت کنونی چگونه ملاحظه می کنید؟
من برآیند حرکت اسلامی را رو به رشد می دانم، چه بسا اگر مولفه های دشمن داخلی و خارجی را کنار هم می گذاشتید چیزی از اسلام تا الان باقی نمانده بود. اما دیدیم که نفوذ فرهنگ اصیل تشیع با ایام محرم و ماه مبارک رمضان باز تولید می شود و البته به خاطر شخص مقام معظم رهبری است که در حوزه فرهنگ اسلامی، به دلیل رفتارها و دستورها و رهنمودهای ایشان مشخصاً فرهنگ تشیع باز تولید می شود. تجربه جنگ هشت ساله و دفاع مقدس که یک کانون نشر جدی فرهنگ بود و صدها هزار خانواده شهیدی که دادیم، این مولفه های فرهنگ سازی در کنار هم توانستند جمهوری اسلامی را تا کنون علیرغم همه دشمنی های داخلی و خارجی به پیش ببرد.









