لاریجانی در دانشگاه مطالعات خارجی پکن مطرح کرد؛

تبدیل آمریکا از «قدرت برتر» به یک «بازیگر» صحنه جهانی

رئیس مجلس در دانشگاه مطالعات خارجی پکن گفت: در یک آینده نگری کلی آمریکا از نظر اقتصادی و چه قابلیت مدیریت امنیتی و سیاسی دچار بهم ریختگی شده و تنها میتوان آن را یکی از بازیگران صحنه جهانی پنداشت نه ابر قدرت.

لاریجانی در جمع ایرانیان مقیم صربستانبه گزارش «نماینده» به نقل از خانه ملت، دکتر علی لاریجانی در جمع استادان و دانشجویان دانشگاه مطالعات خارجی پکن، ضمن پرداختن به پیشینه طولانی رابطه ایران و چین، از نقش تاثیر گذار رابطه ایران، چین و روسیه در مناسبات اخیر بین المللی و لزوم همگرایی میان این سه کشور گفت و اشاره داشت: تا کنون آن طور که باید و شاید از این توان بهره گیری نشده است.

 

محورهای مهم سخنان رئیس مجلس شورای اسلامی در ادامه آمده است:

 

روابط شکننده یک یا سستی و بی ریشگی دولتها در تصمیمات، مانع ایجاد روابط طولانی مدت کشورهای دیگر با آن دولت است.

 

وی اظهار داشت: منافع ملی یک کشور صرفا منافع مادی و اقتصادی نیست.

 

رییس مجلس شورای اسلامی گفت: ایران و چین به دوره فرمانروایی خاندان «هان» در چین و «اشکانیان» در ایران باز می گردد.

 

تثبیت منافع ملی دو کشور ایجاب می کند به قلمروهایی توجه کنند که ریشه های تاریخی مستمری از نظر ارتباطات دوستانه و تجاری داشته اند و ایران و چین از این مزیت برخوردارند.

 

 

به دلیل تحریمهای غرب پس از انقلاب اسلامی وجنگ صدام علیه ایران در اکثر رشته های صنعتی، بهداشتی، کشاورزی و … گامهای اساسی برداشته شد.

 

ملت ایران با ایستادگی در مقابل آمریکا نقش موثری در از بین بردن نظریه بیمارگونه مدیریت تک قطبی برجهان داشت.

 

چین که امروزه بعنوان یکی از قطب های تاثیرگذار جهان است، برای رشد آینده خود به انرژی نفت و گاز پایدار نیازمند است و همچنین برای نقش آفرینی در آسیا نیازمند دوستانی همفکر در سیاست خارجی است.

 

ایران یکی از ستونهای موثر در تامین این دو خواسته بوده است.

 

ایران کشورهایی که می توانند نیاز چین به سوخت را مرتفع کنند در سیاستهای خود پایدار و تحت بادهای موسمی سیاسی قرار نمی گیرد.

 

در یک آینده نگری کلی آمریکا از نظر اقتصادی و چه قابلیت مدیریت امنیتی و سیاسی دچار بهم ریختگی شده و تنها می توان آن را یکی از بازیگران صحنه جهانی پنداشت نه ابر قدرت.

 

همگرایی کشورهای اروپایی گرچه شکننده اما روی هم رفته از ظرفیت یک قطب بازیگر برخورد است.

 

روسیه در دو دهه اخیر توانسته خود را تا حدودی بیابد و نقش سیاسی و امنیتی خود را در صحنه جهانی بازسازی کند.

 

در دهه های اخیر آسیا تنها قاره ای است که از رشد اقتصادی شتابان برخوردار بوده و چین یکی از ستونهای مهم آن است.

 

شاید مهمترین ضعف آسیا عدم همگرایی کشورهای این قاره با یکدیگر بوده است.

 

اما ایران و چین و روسیه در دوسوی آسیا از درک مشترک بهتری در زمینه مختلف برخوردارند و می توانند پایه این جایگاه بازیگری منطقه ای و بین المللی باشند.

 

اگر همگرایی ایران، چین و روسیه نبود شاهد جنگ وسیع و کشتار زیاد مردم و گسترش انفجارآمیز جریانهای تروریستی در منطقه بودیم .

 

در خصوص در انقلابهای منطقه شمال افریقا و خاورمیانه نیز به مانند قضیه سوریه، همگرایی ایران، چین و روسیه می توانست نقش بی بدیلی ایفا کند.

 

ملتهایی که در این کشورها علیه دیکتاتورهای وابسته قیام کردند عموماً نسبت به دخالت غرب بدگمان هستند و به عکس نسبت به کشورهای مهم آسیایی با حسن نیت برخورد می کنند. اما از این مزیت بهره جسته نشد.

 

در دخالت نظامی امریکا درعراق، گرچه در یک فضای ملتهب و احساسی صورت گرفت و گرچه دیکتاتوری صدام سرنگون شد اما به چه قیمتی ؟!

 

آیا شر صدام با یک همگرایی منطقه ای و بین المللی به نحوساده تری از بین نمی رفت ؟

 

در بحران سازی غرب درموضوع هسته ای ایران آیا امکان نداشت که موضوع از مسیر معقول تری حل و فصل شود؟

 

یا در ماجرای جنگ ۳۳ روزه آیا با نقش آفرینی بیشتر سایر قطب ها نمی شد جلوی این ستم بین المللی راگرفت؟

 

شرایط جهانی از نظر جانمایی قدرتهای تأثیرگذار، امروز وضعیت سیال یافته و در حالت شکل گیری جدید است.

 

از وضعیت یکجانبه گرایی که می خواستند بر دنیا تحمیل کنند فاصله گرفته ایم و شرایط ژله ای سیاسی فعلی به سوی یافتن شکل جدید است.

 

مدیران اتراتژیست زمان را به نفع منافع ملی وصلح پایدار مصادره می کنند تا در شرایط سیال جهانی، جایگاه تأثیر گذاری را برای آینده رقم بزنند.