محورهای مهم مصاحبه مشاور رئیس جمهور:

برای «اتمام حجت» پای میز مذاکره رفته ایم

مشاور رئیس جمهور میگوید: آن چیزی که ایرانیها را پای مذاکره آورده، اتمام حجت است، نه ضعف؛ این اتمام حجت برای اجماع ملی بسیار لازم است.

حسام آشنابه گزارش «نماینده»، حسام الدین آشنا مشاور رئیس جمهور و عضو هیئت ایرانی اعزامی به نیویورک با حضور در برنامه گفت‌و‌گوی ویژه خبری به تشریح اهداف و برنامه‌های رئیس جمهور در سفر به آمریکا پرداخت.

 

 

محورهای مهم صحبت های مشاور رئیس جمهور در ادامه می آید:

 

 

آقای روحانی زمانی تصمیم به انجام سفر آمریکا گرفتند که مطمئن شدند، حداقلی از موفقیت تضمین شده است.

 

پیام ایران به جهان در این سفر این بود که جمهوری اسلامی ایران طالب و منادی صلح، قربانی خشونت و خواستار جهان عاری از سلاح هسته‌ای است و برای این پیام طراحی‌هایی صورت گرفته و گفتمان‌های مناسبی در نظر گرفته شده بود و تلاش شد تا به شیوه مناسبی بیان شود.

 

ما باید مطمئن می‌شدیم زمینه‌های لازم برای تحقق دیپلماسی ایرانی وجود دارد و این دو مسئله در کنار یکدیگر سفر هیئت ایرانی به نیویورک را ترجمه می‌کند.

 

تیم محتوایی که همراه رئیس جمهور به نیورک رفتند، هشت نفر بود و این تیم کوچک تقسیم کاری کرده بود که بنا بر این تقسیم کار این تیم کاری کوچک در چهار حیطه دیپلماسی عمومی، دیپلماسی سنتی، دیپلماسی پنهان و دیپلماسی رسانه‌ای تلاش زیادی انجام داد.

 

حتی اگر جامعه جهانی نپذیرد و «اتحاد علیه خشونت و افراطی گری» به عنوان یک حرکت در جهان جا نیفتد، اینکه کشوری این مباحث را مطرح می‌کند که خوش متهم به این مسئله است، بسیار در بهبود وجهه‌اش کمک می‌کند. اینکه موضوعی در جهان جا بیفتد ساده نیست.

 

حداقل از یک سال قبل آن در سازمان ملل بر روی طرح گفت‌و‌گوی تمدن‌های آقای خاتمی کار شده بود و زمانی که در سال ۲۰۰۱ مطرح شد، به عنوان یک امر جهانی پذیرفته شد. طرح آقای روحانی در نیورک پیشینه بسیار سنگینی نداشته، اما شروع آن می‌تواند از نیویورک باشد.

 

تصویری که در طول ۳۵ سال علیه ایران در افکار عمومی جهان شکل گرفته، در یک شب یا سه شب پاک نمی‌شود، اما مهم این است که آیا مسیری که ایران می‌رود، غلظت سیاهی این تصویر را کاهش می‌دهد یا تلاش‌ها بی‌تفاوت به این تصویر است یا اینکه تلاش‌ها به افزایش آن سیاه‌نمایی منجر می‌شود. حرکت ما در جهت این است که این سیاه‌نمایی یا کاهش پیدا کند یا بی‌فایده شود.

 

بحث ارتقای سطح مذاکرات هسته ای بسیار جدی است و تا وقتی که ما با معاونین و مدیران کل وزارت امور خارجه کشور‌ها صحبت می‌کنیم، ساختار بروکراسی وزارت خارجه‌ها مذاکره را دفن می‌کند و تا وقتی که از یک رئیس اداره به مدیرکل و از مدیر کل به مقامات بالا‌تر برسد، در هر مرحله‌ای از این مراحل انتقال پیام، اگر انگیزه‌ای وجود نداشته باشد تا این انتقال مثبت انجام شود، این پیام مذاکره دفن می‌شود.

 

انتقال پرونده هسته‌ای از شورای عالی امنیت ملی به وزارت امور خارجه پیام خیلی روشنی به طرف مقابل منعکس کرد که سطح مذاکرات، در سطح وزیر خارجه خواهد بود.

 

بحث دیگری که در زمان مذاکرات آقای جلیلی وآقای لاریجانی نیز مورد توجه بوده، این است که ما به صورت خیلی روشن برای طرف مقابل روشن کنیم که ما بهانه‌ها را نمی‌پذیریم، اما اعتماد سازی می‌کنیم.

 

لحن مثبت به معنی غش و ضعف رفتن که نیست، مثبت به تعبیر ما منفی نبودن و خنثی است، نه مثبت به این معنا که آن‌ها بگویند اشتباه کردیم و فورا باید تحریم‌ها را بردارید و اینگونه نیست.

 

این یک بازی رو دور رو و در عین حال آگاهانه نسبت به توانایی طرفین است و اگر بازی را اینگونه ببینیم، برای ما تغییر لحن آنقدر مهم نیست که تغییر رفتار مهم است. همانطور که برای غربی‌ها نیز تغییر در لحن ما آنقدر مهم نیست که تغییر در رفتار مهم است.

 

بحث بر سر این است که آیا ما در مسیر اعتماد سازی متقابل هستیم یا اینکه فقط یک طرف باید اعتماد سازی کند. به نظر می‌رسد اساس فشارهای غرب از گذشته تاکنون بر اساس این بوده است که ایران متهم است و باید اعتماد سازی انجام دهد.

 

تلاش‌های ایران از گذشته تاکنون این بوده که ما به غربی‌ها اعتماد نداریم و آن‌ها باید اعتماد سازی کنند. کلید این قفل باید جایی پیدا شود و از این دور بسته عدم اعتماد باید خارج شویم. برای اینکه از این حالت بی‌اعتمادی دو طرفه خارج شویم باید منافع مشترک داشته باشیم.

 

کسی می‌تواند مذاکره کند یا لبخند بزند که دست پر باشد. اگر کسی دستش خالی باشد، نمی‌تواند با قدرت مذاکره کند. لذا تیم ایرانی با روی باز به آمریکا رفت نه با دست دراز.

 

اگر بخواهیم واژه نرمش قهرمانانه را خوب بفهمیم، معنای آن این است که شما نرمش نمی‌کنی که ببازی، بلکه نرمش می‌کنی تا ببری.

 

فردی که می‌خواهد تسلیم شود، نیازی به نرمش ندارد. اما اگر بتوانید بگویید من استراتژی‌ها را حفظ می‌کنم و تاکتیک‌ها عوض می‌شود، این رویکرد جدیدی خواهد بود. البته ممکن است که این رویکرد جواب دهد یا جواب ندهد.

 

ما با طرفهایی مواجه نیستیم که با قصد قربت با ما مذاکره کنند، بلکه آن‌ها همانی هستند که ۱۰۰ سال است آن‌ها را می‌شناسیم. مسئله این است که ما آن‌ها را می‌شناسیم و آن‌ها نیز ما را می‌شناسند. آیا می‌توانیم چشم در چشم با هم کار کنیم به گونه‌ای که نبازیم؟ یا می‌گوییم زمین بازی برای شما و ما به جای دیگری می‌رویم؟

 

فکر می‌کنم آقای اوباما باید در ایران درک شود، چرا که او تحت فشار شدید کنگره است و مشکل بودجه دارد. بلافاصله بعد از اینکه با آقای روحانی تماس تلفنی گرفت، اعلام کرد و گفت قبل از اینکه برای بودجه به کنگره برود، می‌خواهد موضوع گفت‌و‌گوی تلفنی با رئیس جمهور ایران را اعلام کند، لذا فشار به روی اوباما در مسائل داخلی آمریکا زیاد است.

 

آقای اوباما هم درست می‌گوید و در عین حال غلط می‌گوید. او درست می‌گوید برای اینکه اگر تحریم‌ها اتفاق نیفتاده بود، ما با یکدیگر کاری نداشتیم. تحریم‌ها اتفاق افتاد و ایران برای حل مسئله تحریم‌ها شروع به مذاکره کرد.

 

مشاور رئیس جمهور، خاطرنشان کرد: ایران باید نشان دهد این تحریم‌های غیر انسانی، غیر قانونی و غیرمتمدنانه نه تنها در برنامه هسته‌ای ایران، بلکه در برنامه موشکی ایران نیز هیچ تاثیری نداشته است.

 

ایران باید نشان دهد آیا برنامه بزرگ آمریکایی‌ها که مسئله اصلی را جدا کردن ملت از دولت قرار داده بودند، اتفاق افتاده یا خیر؟ همه تحریم‌ها در واقع برای فشار بر ملت ایران و فشار ملت ایران بر دولت طراحی شده بود و این ایده اصلی پشت پرده همه تحریم‌ها بود.

 

رهبر معظم انقلاب اسلامی از شرکت مردم در انتخابات به عنوان حماسه سیاسی یاد می‌کنند و زمانی که آن مرد بزرگ از شرکت مردم در انتخابات به حماسه سیاسی یاد می‌کند، منظورش این است که کمر دشمن شکست و پایه اصلی تحریم‌ها و نظریه اصلی آن شکست.

 

مردم در این انتخابات کسی را انتخاب کردند که به روشنی در برنامه‌های انتخاباتی از دو چیز سخن گفته بود. آقای روحانی اعلام کرده بود سانتریفیوژ‌ها باید بچرخد و چرخ کارخانه‌ها هم باید بچرخد، یعنی ما این دو را با هم می‌خواهیم.

 

پاسخ برخی در ایران این بود که سانتریفیوژ‌ها باید بچرخد و کارخانه‌ها مهم نیست. پاسخ برخی این بود و متاسفانه هست که چرخه کارخانه‌ها فقط بچرخد و سانتریفیوژ‌ها مهم نیست، اما در این میان فردی آمد و گفت که هر دو باید بچرخد و مردم به او رای دادند.

 

سوال این است که آیا جمهوری اسلامی ایران برای این مذاکره کرده که بگوید ببخشید و اشتباه کردم؟ آیا در مذاکره آقای ظریف و صحبت تلفنی آقای روحانی ذره‌ای کوتاهی از مواضع وجود دارد؟ ما که در آنجا حاضر بودیم نه تنها ذره‌ای کوتاهی وجود نداشته بلکه می‌گوییم هر لحظه آن افتخار بوده است.

 

مشاور رئیس جمهور تاکید کرد: گاهی ما می‌گوییم اساسا رئیس جمهور ایران حق ندارد که با رئیس جمهورآمریکا مذاکره کند. چه کسی باید بگوید این حق را دارد یا ندارد؟ مجلس می‌گوید که نگفته است. رهبری می‌گوید که نگفته است. ملت ایران هم نگفته است.

 

رئیس جمهور ایران غیر از رژیم صهیونیستی مرزی برای دفاع عزتمندانه از منافع مردم و منافع دینی و مصلحت عمومی ملت ایران نمی‌شناسد. او حاضر است برای رفع تحریم‌ها، ناکارآمد کردن تحریم‌ها و از یک سو حفظ موقعیت هسته‌ای ایران با رئیس جمهور آمریکا مذاکره کند. از چه چیزی در این میان می‌ترسیم؟ از چه چیزی نگران هستیم؟ آیا کسی که مذاکره می‌کند، از او نگرانی داریم یا از اصل مذاکره و محتوای مذاکره نگرانیم؟

 

اسرائیل نا‌به کار از طرف ایران حرف بزند و نیت ایرانی را بگوید بدون اینکه ایرانی‌ها حق داشته باشند حرفی بزنند که در دنیا شنیده شود. رئیس جمهور ایران در بالا‌ترین سطح حرفی را مطرح کرد که زبان گویای ملت ایران بود. در اینجا نتانیاهو از هر سه این موارد ناراحت است. او از اصل، محتوا و نتایج مذاکرات نیز ناراحت است. در چنین شرایطی که اسرائیل بسیار نگران مذاکره ایران و آمریکا است، ما در داخل به کجا می‌رویم؟

 

حرف وزیر امور خارجه در مجلس شورای اسلامی هنگام دفاع این بود که یا اعتماد ندارید که انتخاب نکنید و اگر رای دادید، پشتیبانی کنید. معنای رای نمایندگان مجلس نیز پشتیبانی از آقای ظریف بود.

 

آن مردی که در نیویورک نشسته و در مقابل شش دیپلمات بسیار کارکشته قرار دارد، دلش به دعای مردم، حمایت نمایندگان مجلس، حمایت سپاه پاسداران، همه بسیجی‌ها و بالاتر از همه دلش به پشتیبانی مقام معظم رهبری گرم باید باشد.

 

اگر تصور آقای اوباما این است که ایرانی‌ها ذلیل شده‌اند و به همین دلیل آماده مذاکره شده‌اند، این تصور اشتباه است. آن چیزی که ایرانی‌ها را پای مذاکره آورده، اتمام حجت است، نه ضعف. اتمام حجت یعنی اینکه ما حسن نیت خود را نشان داده‌ایم و اگر بعد از این حسن نیت باز هم از طرف آنها بهانه‌جویی شود دیگر نباید از ما توقع همکاری داشته باشند.

 

برای آمریکایی‌ها گزینه نظامی برای همه موضوعات روابط خارجی به‌طور بالقوه روی میز است، چرا که خیلی به زور عادت کرده‌اند و برخی در آمریکا تصورشان این است که می‌توان با نظامی‌گری مشکلات دنیا را حل کرد. تا وقتی که گزینه نظامی از نظر آقای اوباما روی میز است، مذاکرات به پیش نمی‌رود و این خیلی روشن است.

 

ممکن است راه کوتاهی داشته باشیم تا آقای اوباما متوجه شود که وجود گزینه نظامی روی میز در تعارض با مذاکره است و ممکن است که این راه خیلی ساده و سریع نباشد. ما برای هر دوی این موضوعات آماده هستیم.

 

برای تیم ایرانی حصول اطمینان از نیت صلح‌جویانه آمریکا چیز ساده‌ای نیست. ما حصول چنین حسن‌نیتی را به این زودی‌ها انتظار نداریم و برای ما مهم این است که آیا ریاست جمهوری آمریکا این آمادگی را دارد که وارد مذاکره جدی و معطوف به نتیجه با ایران شود. ما حس کردیم که این آمادگی وجود دارد.

 

اینکه آژانس بتواند اثبات کند ایران به دنبال فعالیت‌های نظامی نیست، به‌طور مثال در مورد ژاپن ۲۰ سال طول کشیده است و ما نمی‌توانیم بپذیریم که یک کشور ۲۰ سال تحریم باشد تا آژانس بتواند چیزی را اثبات کند.

 

بحث اصلی این است که در منطق گفت‌وگو آیا می‌توانیم طرف مقابل خود را قانع کنیم که غیر از تحریم راه‌های مختلفی برای راستی‌آزمایی وجود دارد، یا خیر. اگر نتوانیم این کار را انجام دهیم، مساله به شکل فعلی باقی می‌ماند.

 

در خصوص گفت‌وگوی تلفنی روحانی و اوباما لازم است تذکری به صداوسیما بدهم، چرا که در اخبار آن شب ابتدا سخنان خانم سوزان رایس و سپس صحبت‌های آقای روحانی پخش شد. به نظر من صداوسیما باید از این حرکت زشت خود عذرخواهی کند.

اگر بخواهیم به جنبه‌های شکلی بپردازیم، موضوع دیپلماسی پنهان یک دنیا است. ممکن است خیلی اتفاق‌ها روی دهد، اما مهم این است که ندیدم هیچ  رسانه‌ ایرانی به صورت جدی به بیانیه‌ای که دو طرف بعد از گفت‌وگوی تلفنی اعلام کردند بپردازد.

 

ما با آمریکایی‌ها اتمام حجت کردیم و این اتمام حجت برای اجماع ملی بسیار لازم است. در حال حاضر توپ در طرف آمریکایی است، چرا که طرف ایرانی می‌گوید ما مساله هسته‌ای ایران را روی میز مذاکره می‌گذاریم، تا ببینیم شما چگونه با آن برخورد می‌کنید تا بشود درباره بقیه مسائل صحبت کرد.

 

آمریکا گرفتاری‌های بسیار جدی در منطقه دارد و بدون نظر ایران، این گرفتاری‌ها تا سال‌های سال قابل حل نیست. اگر آمریکا به مشورت ایران در این موارد نیاز دارد، باید در مورد مساله هسته‌ای تکلیف خود را معلوم کند.

 

تجربه گذشته ما نشان می‌دهد گروه ۱+۵ برای ما منهای آمریکا چیز جدی نیست و ما باید تکلیف خود را در مساله هسته‌ای با آمریکا روشن کنیم، بحث این است که در موضوع هسته‌ای باید فرار کنیم یا روبه جلو برویم. ما معتقد به حرکت روبه‌جلو هستیم. ما فکر می‌کنیم می‌توانیم در جاهایی که نگرانی طرف مقابل منطقی است می‌توانیم اعتماد او را جلب کنیم.

 

ایران این بار اجازه نمی‌دهد مذاکرات به صورت ناقص، ناتمام و ناگهانی به اتمام برسد. ما ایستاده‌ایم تا تکلیف مشخص شود. رویکرد اتمام حجت در کاری که ایران انجام می‌دهد بسیار مهم است. این اتمام حجت برای طرف‌های آمریکایی و اروپایی و دیگر کشورهایی که به صورت نگران صحنه را نگاه می‌کنند و جهان اسلام و از همه مهم‌تر مردم کشور خودمان مهم است. مردم باید بدانند دولت صادقانه پای مذاکره رفته است و چون جواب نگرفته ایستادگی می‌کند و به همین دلیل است که آقای روحانی به طرف‌های آمریکایی و اروپایی می‌گوید وقت زیادی ندارید.

 

ایران معتقد است اگر آمریکا همین الان نیز یک بمب هسته‌ای کادوپیچ شده به ما تحویل دهد، آن را پس می‌دهیم و این حرف بزرگ ایران است.

 

آقای اوباما اعلام کرده است نمی‌خواهیم شاهد رقابت تسلیحات هسته‌ای در شکننده‌ترین  منطقه جهان باشیم. یکی از مهم‌ترین پایه‌های استدلال ایران برای اینکه سلاح هسته‌ای در دکترین دفاعی ایران وجود ندارد نیز همین است ما با این حرف موافق هستیم و این منطقه بسیار شکننده است. لذا نصف حرف‌های آقای اوباما درست است و ایران به دنبال سلاح هسته‌ای نیست چرا که اگر رقابت تسلیحات هسته‌ای در منطقه اتفاق بیفتد، همه حکومت‌های منطقه آنقدر عاقل و باثبات نیستند و باید نگران بود.

 

 

اگر آمریکایی‌ها به مواضع قبلی خود بازگردند، جواب جدیدی دریافت نخواهند کرد. شرایط و موقعیت جدید، پیشنهادات جدید می‌طلبد و معتقدم آنها جور دیگری با ما صحبت خواهند کرد و باید صبر کنیم.