گفت و گوی اختصاصی با دکتر فواد ایزدی:

کاری که اوباما برای اولین بار انجام داد/ سه درسی که باید از غربیها بگیریم

استاد گروه مطالعات آمریکای دانشگاه تهران گفت: قطعا حمله آخرین قدم نخواهد بود و احتمالا برنامه هایی هم برای ایران خواهند داشت؛ ممکن است زمانی که موشکها شروع به پرواز میکنند اسرائیل تصمیم بگیرد چند موشک نیز به سمت ایران یا حزب الله بفرستد.

فواد ایزدیسوریه کشور هم پیمان ایران در مقاومت، این روزها علاوه بر طعم جنگ داخلی، با دلهره تهدید آمریکا به بهانه ایجاد امنیت و دموکراسی روبرو است. بهانه استفاده دولت سوریه از سلاح های شیمیایی برای حمله به این کشور نه تنها نتوانسته مردم آمریکا را راضی کند بلکه تفکر یک جنگ دیگر در منطقه موجب واکنش مردمی در بسیاری از کشورها نیز شده است. پایگاه اطلاع رسانی «نماینده» با دکتر فواد ایزدی استاد گروه مطالعات آمریکای دانشگاه تهران درباره احتمال وقوع این جنگ گفت و گو کرده است:

 

نماینده – چقدر حمله آمریکا به سوریه را محتمل می دانید؟

اوباما سال پیش اعلام کرده بود که اگر در سوریه سلاح شیمیایی استفاده شود آمریکا ورود پیدا می کند. در این چند ماه گذشته دولت سوریه موفق شد بسیاری از بخش هایی که در دست معارضین سوری بود را پس بگیرد. یعنی دولت سوریه در موضعی قوی تر نسبت به معارضان قرار گرفت.

 

این اتفاق که در سوریه افتاد و معارضین مشغول عقب نشینی شدند آمریکایی ها ترس این را پیداکردند که ممکن است اسد کشور را به ثبات پیش از این اتفاقات برگرداند. از این جهت بحث ژنو ۲ را معطل کردند. قرار بود ژنو ۲ در خرداد برگزار شود، در حالی که الان که در شهریور هستیم هنوز برگزار نشده است.

 

مشکل دیگر آمریکایی ها این بود که ارتش آزاد سوریه در داشتن سرزمین دستش خالی است؛ قسمتی از سوریه که دست معارضین است در دست القاعده و النصره است که این موضوع در درازمدت به نفع آمریکایی ها نیست. تحلیلشان این بود که دولت سوریه درحال پیشروی است و این برایشان خوب نیست. ارتش آزاد هم کاری از دستش برنمی آید و معارضینی هم که سرزمین دارند القاعده والنصره هستند که چندان برایشان مطلوب نیست. بنابراین نیاز داشتند تحولی در وضع سوریه ایجاد کنند.

 

نماینده – یعنی استفاده از سلاح شیمیایی توسط خود آمریکا برنامه ریزی شده بود؟

این موضوع که خود آمریکایی ها بحث حمله شیمیایی را طراحی کرده اند یا مثلا عربستان و نهادهای اطلاعاتی عربستان سلاح هایی داده که شیمیایی بوده را نمی توان به طور قطع گفت. اما این موضوع بهانه ای برای حمله آمریکاست. دولت سوریه نیازی به استفاده از سلاح شیمیایی در حالتی که توانسته بود تعداد زیادی از مناطق را از دست معارضین بیرون بکشد نداشت. خصوصا در زمانی که ناظران بین المللی در دمشق بودند. چرا که یکبار در حلب حمله شیمیایی توسط معارضین اتفاق افتاده بود و دولت سوریه اصرار داشت که بازرسان سازمان ملل بیایند و ببینند در حلب چه اتفاقی افتاده است. با اصرار سوریه ناظران بین المللی بعد از مدتی آمدند و روز بعد از آن، چنین اتفاقی در حومه سوریه افتاد که ناظران هم به جای اینکه بروند حلب را بررسی کنند آنجا را بررسی کردند. البته سوریه نیز به آنها چنین اجازه ای را داد. به نظر این اتفاق یک طراحی برنامه ریزی شده است.

 

نماینده – آمریکا در این مدت تبلیغات زیادی برای حمله کرده است ولی تاکنون حمله نکرده است؛ آیا این فقط یک بازی تبلیغاتی از طرف سیاستمداران آمریکاست؟

الان دولت اوباما خودش را در شرایطی قرار داده است که اگر حمله نکند با توجه به تمام تبلیغاتی که برای استفاده از سلاح شیمیایی انجام داده است یک آبروریزی بزرگی برای دولت آمریکاست پس ناچار است حمله کند. اما با مشکلاتی مواجه است؛ یعنی مردم و دیگر کشورها موافق این کار نیستند حتی انگلیس که همیشه هم پیمان آمریکاست اعلام کرده فعلا موافق نیست.

 

به همین دلیل اوباما کاری را انجام داد که معمولا روسای جمهور آمریکا انجام نمی دهند. یعنی از جنگ جهانی دوم تا به امروز که آمریکا ۱۸۸ مورد حمله نظامی داشته است هیچ وقت این اتفاق نیفتاده که رئیس جمهور برای حمله از کنگره اجازه بگیرد. اینکه اوباما برای حمله به سوریه می خواهد از کنگره اجازه بگیرد به این علت است که در حوزه افکار عمومی مردم خودش مشکل دارد. یعنی حدود ۱۰ درصد از مردم آمریکا موافق حمله به سوریه هستند. بنابراین برای توجیه افکار عمومی اوباما تصمیم گرفته از نمایندگان مردم در کنگره اجازه حمله بگیرد.

 

نماینده – آمریکا در حمله به سوریه دقیقا چه اهدافی را دنبال می کند؟

هدف آمریکا این است که این توازنی که به نفع دولت سوریه است به هم بخورد و قدرت معارضین بیشتر شود و اگر توانستند دولت سوریه را هم ساقط کنند. در واقع امریکا به دنبال این است که معارضین را قدرتمند کند.

 

نماینده – پیش بینی شما این است که آمریکا حمله می کند؟

اگر در کنگره آمریکا رای گیری شود و رای بیاورد حمله اتفاق می افتد. رسانه های ایران باید خودشان را برای چنین اتفاقی آماده کنند.

 

نماینده – در صورت حمله امریکا به سوریه شدت حمله تا چه اندازه است؟ یعنی احتمال دارد مثل عراق با ارتش زمینی هم وارد شوند؟

ارتش زمینی فعلا مطرح نیست. الان عربستان به آمریکا می گوید شما اگر به سوریه حمله کنید و اسد در حکومت باقی بماند در واقع اسد پیروز شده است. چرا که امریکا حمله کرده است و او هنوز در حکومت باقیست. همانگونه که در بعد از جنگ سی و سه روزه لبنان، حزب الله پیروز شد.

 

دولت عربستان توصیه می کند یا امریکا حمله نکند و یا اگر حمله می کند کامل حمله کند. معلوم نیست اوباما چقدر به این توصیه گوش می دهد. این طور که می گوید اینگونه است که به صورت محدود می خواهد حمله کند و به دنبال تغییر رژیم نیست. البته نمی توان خیلی به ادعاهای امریکا اعتماد داشت.

 

نماینده – آیا تهدید ایران برای حمله به اسرائیل موجب می شود که امریکا در حمله به سوریه تردید کند؟

اسرائیل حتما برنامه خاصی دارد. شما می بینید نهادهای خاص وابسته به اسرائیل برای حمله به دولت آمریکا فشار می آورند. قطعا حمله آخرین قدم نخواهد بود و احتمالا برنامه هایی هم برای ایران خواهند داشت. یعنی این امکان را باید داد زمانی که موشک ها شروع به پرواز می کنند اسرائیل تصمیم بگیرد چند موشک نیز به سمت ایران یا حزب الله بفرستد. البته احتمالش کم است ولی نمی توان به طور کامل این احتمال را رد کرد. 

 

نهادهای نظامی کشور باید آمادگی داشته باشند. احتمال آن خیلی کم است چون تبعات بسیاری برایشان دارد. ولی نکته مهم همانطور که مقام معظم رهبری اشاره کردند این است که این محیط مثل انبار باروت است که منتظر یک جرقه است و شروع جنگ به معنی این نیست که بشود جنگ را متوقف کرد و ممکن است بسیار گسترده شود و به همین دلیل نباید شروع بشود.

 

نماینده – تاثیری که جنگ سوریه بر روی ایران دارد چیست؟

اتفاقات سوریه چند پیام مهم برای ما دارد: درس اول این است که زمانی که آمریکایی ها می خواهند به کشوری حمله کنند حرف و حدیث و بحث و جدل درباره آن زیاد می شود. اینگونه نیست که به یکباره تصمیم بگیرند. در رابطه با سوریه الان چند هفته است که بحث می کنند که حمله می شود یا نمی شود در مورد عراق هم این اتفاق افتاد. ما باید متوجه باشیم چه زمانی خطر حمله واقعی است. چون هر از چندگاهی آمریکایی ها ایران را تهدید به حمله می کنند ما باید متوجه باشیم چه زمانی تهدید واقعی است و چه زمانی فقط تهدید الکی است.

 

در زمان انتخابات کاندیداهایی بودند که می گفتند اگر ما نبودیم آمریکایی ها به ایران حمله می کردند یعنی زمانی که ازشان می پرسیدند چرا زمان مدیریتت امتیاز دادی؟ آن کاندیدا در پاسخ می گفت اگر امتیاز نمی دادم به ما حمله می کردند. خب سوال اینجاست که آیا در آن زمان آمریکایی ها واقعا می خواستند به ما حمله کنند؟ پاسخ به این سوال منفی است؛ چرا که این اتفاقاتی که در سوریه می بینیم و در عراق و افغانستان هم قبلا دیده ایم در مورد ایران نیفتاد، از این جهت به راحتی می توان گفت حمله آمریکایی ها به ایران جدی نبود.

 

در مصاحبه ای که ایهود باراک دو هفته قبل با سی ان ان داشت گفت می دانید چگونه می توان ایران را با خودمان هماهنگ کنیم که به ما امتیاز بدهد؟ باید ایران را تهدید به حمله کرد و این تهدید هم جدی باشد. چرا باراک چنین حرفی را می زند چون اگر آمریکا به حرف او گوش کند این در نهایت برای اسرائیل یک برد – برد می شود.

 

در حالت اول اگر آمریکا تهدید نظامی اش را نسبت به ایران افزایش دهد و ایران کوتاه بیاید برای آنها برد حساب می شود. در حالت دوم اگر ایران کوتاه نیاید ناخود آگاه مجبور می شود بعد از این همه سال تهدید، حمله هرچند مختصر انجام دهد که باز هم برایش برد است چون الان سال هاست آمریکا تهدید می کند ولی عمل نمی کند و از این جهت بی آبرو شده است.

 

الان که دیگر انتخابات تمام شده نباید مباحثی از قبیل اینکه ما بودیم که جلوی حمله آمریکا را گرفتیم مطرح شود چرا که به دشمن این پیام را می دهد که اگر می خواهید از ایران امتیاز بگیرید تهدید نظامی کنید که این برای یک کشور بسیار خطرناک خواهد بود.

 

درس دوم این است که درون انگلیس و آمریکا اختلاف نظر وجود دارد. مشکلی که ما در تحلیل در داخل کشور داریم این است که غرب را یک پارچه می بینیم اما الان متوجه شدیم که طرف مقابل یک دست نیست اختلاف نظر دارند.

 

نماینده – اما این اختلاف نظر همیشه با پیروزی گروه جنگ طلب همراه است به همین دلیل این برداشت می شود که این اختلافات فقط یک بازی روانی است!

لزوما در دعواهای سیاسی گروه جنگ طلب پیروز نمی شود. به عنوان نمونه در پارلمان انگلیس اگر کامرون ۱۳ رای بیشتر داشت پارلمان انگلیس هم جنگ را تایید می کرد. اگر دقت کنیم می بینیم ۳۰ نفر از کسانی که به جنگ رای ندادند عضو حزب کامرون بودند. اگر هم حزبی های انگلیس به جنگ رای داده بودند پارلمان هم به جنگ رای داده بود.

 

درسی که ما می توانیم بگیریم این است که بدانیم زمین بازی سیاسی در این کشورها پیچیده است و اختلاف نظر وجود دارد و باید از این اختلاف نظر استفاده شود؛ یعنی مشکلی که ما در کشور داریم این است که چون طرف مقابل را یک دست دیده ایم نیامده ایم از این اختلاف نظرها درست استفاده کنیم. طرف مقابل این کار را نمی کند؛ یعنی اگر بین نخبگان و سیاسیون اختلاف نظر ببیند به شدت از آن استفاده می کند مثل فتنه ۸۸.

 

بنابراین ما باید در جمهوری اسلامی نهادهایی را داشته باشیم که رصد کنند و دقت کنند چه کسانی به جنگ سوریه رای مثبت ندادند و برایشان پروژه داشت و برنامه ریزی کرد. یعنی ببینند در کنگره آمریکا چه کسانی هستند که بسیار مخالف جنگ سوریه هستند این افراد شناسایی شوند و از ظرفیت آنها استفاده کنیم. در حال حاضر ما چنین نهادهایی نداریم.

 

نماینده – فکر می کنید چنین وظیفه ای برعهده چه نهادی است؟

به نظر می رسد که مجلس شورای اسلامی و نمایندگان باید متولی آن باشند و این ضعف تسلط بر غرب را برطرف کنند. یک نگاه ملی برای جبران این ضعف اشراف بر غرب نیاز است. مجلس باید بودجه خوبی برای احداث چنین مرکز پژهشی اختصاص دهد چراکه دولت ها درگیر کار اجرایی می شوند و فرصت ورود به کارهای بنیادی و ریشه ای ندارند.

 

شناخت غرب در ایران نیاز به یک عزم ملی دارد و یک دانشکده یا یک مرکز کوچک نمی تواند چنین کاری را انجام دهد. البته غرب شناسی در پژوهشکده های مختلف وجود دارد اما معمولا به فلسفه قرون گذشته می پردازد. در حالی که ما نیازمند شناخت غرب معاصر هم هستیم. یا بعضی اندیشکده ها اتاق های فکر غرب را ترجمه می کنند. البته کاربسیار خوبی است. بنده در چنین جلساتی که می روم می بینم که طرف ادعا می کند که آمریکا می خواهد فلان کار را انجام دهد وقتی از او دلیل می خواهیم می گوید شخصی مثلا در امریکن اینترپرایز چنین گفته است. درست است چنین حرفی گفته شده ولی وزنه این فرد در دولت اوباما چقدر است؟ یعنی تحلیل درست نسبت به غرب نداریم. همانگونه که کشور احساس نیاز به انرژی هسته ای کرد باید این احساس نیاز به شناخت غرب نیز به وجود بیاید.

 

درس سوم هم این است افکار عمومی اهمیت زیادی دارند.

 

نماینده – افکار عمومی مردم می تواند جلوی جنگ را بگیرند؟

افکار عمومی مردم انگلیس نمی پذیرفت که دوباره کشورشان وارد یک جنگ سومی در خاورمیانه با همان شعارهای قبلی شود. یعنی با همان بهانه سلاح های کشتار جمعی که ده سال پیش مطرح بود می خواهند وارد جنگ شوند که مردم نپذیرفتند.

 

دولت انگلیس و امریکا کاری که کردند این بود؛ ابتدا گفتند دولت سوریه سلاح های کشتار جمعی استفاده کرده و اجازه نمی دهد بازرسان سازمان ملل برای بررسی وارد شوند که درست نبود و روزی که سازمان ملل درخواست رسمی داد با فاصله ۲۴ ساعت دولت سوریه پذیرفت و استقبال کرد. الان هم بازرسان سازمان ملل در سوریه هستند ولی آمریکا مدعی شده و می خواهد حمله کند این نشان می دهد که به دنبال بهانه بودند نه به دنبال اینکه چه کسی از بمب شیمیایی استفاده کرده است.

 

دیپلماسی عمومی اهمیت زیادی دارد که نمایندگان مجلس باید برای بهبود آن تلاش کنند. البته در بعضی وزارت خانه ها بخشی با عنوان دیپلماسی عمومی وجود دارد که متاسفانه کار جدی انجام نداده اند. اگر ما چنین درس هایی از سوریه نگیریم ضرر کرده ایم چون سوریه احتمالا هزینه هایی خواهد پرداخت و ما باید از این موضوعات تجربه به دست آوریم.