به گزارش «نماینده» بخش هایی از آخرین خطبه نمازجمعه آیت الله طالقانی به این شرح است:
ما هنوز هدف اسلام را تشخیص نداده ایم. همه می گوییم انقلاب اسلامی، بپرسید هدف اسلام چیست؟
این گروه، آن گروه، یکفر بعضهم بعضا، این آن را تکفیر می کند، این به آن می گوید مرتجع، این به آن می گوید انحرافی، ولی هنوز مشخص نشده اسلام چه می خواهد، منظور اسلام چیست؟
اگر هدف ها تشخیص داده بشود، اگر راه به طرف هدف باز بشود، بسیاری از این درگیری ها تخفیف پیدا می کند. آن وقت مشخص می شود که این برادر کرد آیا واقعاً ضد انقلاب بوده یا او را با شعارهایی که در زمینه غل ها و اصرهای مادی و فرهنگی نگه داشته اند، شعار می دهد، او را فریب می دهد، به خودش می کشد و به طرف خودش جذب می کند.
راه تبلیغات علیه دولت و رهبری و این شهدای ما و این مردم انقلابی ما که این قدر در اینجا زیر آفتاب جمع شدند از توده مردم، راه انقلاب را به آنها عملاً باید نشان بدهیم، باید از همان قدم اول، روز اولی که رژیم سقوط کرد، ما پرچم رحمت را باز کنیم و با عمل نشان بدهیم و به زندگی مردم، مستضعفین، مسکن، زندگی آنقدری که می توانیم برسیم و از این کاغذ بازی ها دست برداریم، اگر می کردیم بسیاری از مسائل حل می شد، من قول می دادم حل می شد.
صدها بار من گفتم که مسئله شورا از اساسی ترین مسائل اسلامی است حتی به پیغمبرش با آن عظمت می گوید، با این مردم مشورت کن، به این ها شخصیت بده، بدانند که مسئولیت دارند، متکی به شخص رهبر نباشند، ولی نه اینکه نکردند، می دانم که چرا نکردند، هنوز هم در مجلس خبرگان بحث می کنند در این اصل اساسی قرآن که به چه صورت پیاده بشود: باید، شاید، یا اینکه می توانند. نه، این یک اصل اسلامی است. یعنی همه مردم از خانه و زندگی و واحدها باید با هم مشورت کنند در کارشان.
علی می فرمود: من استبد برایه هلک، هر که استبداد کند در کارهای خودش هلاک می شود. من شاور الرجال شارکهم فی عقولهم، وقتی من یک دید دارم، با یک نفر از شما، با ده نفر وقتی مشورت می کنم، ده دید پیدا می کنم، ده عقل به عقل خودم ضمیمه می کنم. چرا نمی شود؟ نمی دانم!
امام دستور می دهد، ما هم فریاد می کشیم، دولت هم تصویب می کند، ولی عملی نمی شود. مگر در سنندج که این شورای نیم بند تشکیل شد، ضرری به جایی رسید. و می بینیم آنجا نسبتاً از همه منطقه کردستان آرامتر است یعنی گروه ها و افراد دست اندرکار این طور تشخیص بدهند که اگر شورا باشد دیگه ما چه کاره هستیم؟ شما هیچ!
بروید دنبال کارتان، بگذارید این مردم مسئولیت پیدا کنند، این مردمند که کشته دادند، این هایی که اینجا خوابیده اند از همین توده های جنوب شهر بوده اند، منطق این ها بود. می گویند در کارخانه ها اخلال می شود، خوب یک مرتبه اخلال بشود، آن اصل مهم تر از این است که در یک کارخانه اخلال بشود. در کارخانه اخلال شد شورا را تعطیل کنید، چرا؟
و امرهم شورا بینهم، در اجرائیات پیغمبر با آن عظمتش می نشست با مسلمان ها در جنگ بدر، جنگ احد، جنگ خندق، شما نظرتان چیست؟
شاید بعضی از دوستان ما بگویند آقا شما چرا این مسائل را در میان توده مردم مطرح می کنید؟
بیائید در مجلس خبرگان! می گویند بین موکلین شما مطرح می کنم، این ها هستند که ما را وکیل کردند. می دانم برای چه وکیل کردند. ما موظف و نسبت به اینها مسئولیت داریم. باید دردها، اندیشه ها، بدبختی ها، ناراحتی ها، عقب ماندگی های این مردم را جبران کنیم. با قوانین نجات بخش و حیات بخش اسلامی.









