به بهانه بازگشایی دانشگاهها

تناسب میان کار سیاسی و فعالیت علمی

دانشگاه باید در هر دو حوزه علمی و فرهنگی پیشتاز جامعه باشد، پیشتازی در این حوزه زمانی محقق خواهد شد که دانشگاه از غوطه ور شدن در افراط و تفریط رهایی یابد و بر مدار گفتمان انقلاب قرار گیرد.

دانشگاه تهراننماینده؛ آسیب شناسی مسائل مرتبط با دانشگاه امری تحقیقی و گسترده است. موضوعی که سال هاست مورد بحث و بررسی در محافل مختلف است و همچنان ادامه دارد. حوزه آسیب شناسی مسئله دانشگاه به بخش های مختلفی مربوط می شود. در حوزه علمی، بررسی تناسب جایگاه و همخوانی دانشگاه با نقشه جامع علمی کشور یک چالش جدی محسوب می شود. در حوزه امور سیاسی و فرهنگی نیز دغدغه های اساسی و تعیین کننده ای وجود دارد که همواره از حساسیت های بالایی برخوردار است.

 

آنچه که از تعریف و خروجی دانشگاه مورد انتظار است آماده سازی نیروهای متخصص و متعهد برای پیشبرد اهداف کلان جامعه اسلامی است. اختلاف مهمی که در زمینه کارکرد دانشگاه وجود دارد به این عرصه متمرکز می شود که آیا خروجی دانشگاه فارغ التحصیلانی هستند که تنها باید در بعد تخصصی خودشان به مهارت لازم دست یابند؟ در دنیای امروز با سرعت و گستردگی موجود در حرکت، به سختی می توان با یک نگاه یک بعدی به ادای تکلیف و یک زندگی فعال و هدفمند پرداخت. سر بلند کردن در میان تمامی این تغییرات پر سرعت و پیچیده جهانی نیاز به یک رشد همه جانبه دارد. رشدی که از سنین کودکی و نوجوانی آغاز شود و در دوره جوانی به اوج و پختگی لازم خود دست یابد.

 

دانشگاه هم به لحاظ دوره سنی ارزشمند دانشجویان و نیز از نظر محیط مناسب و مستعد شکل گیری توانایی های لازم یک نسل، وظیفه حساسی در این حوزه دارد. تجلی بارز تاثیر دوره دانشگاه بر دانشجویان در بعد فرهنگی و سیاسی در حوزه های فعالیتی فارغ التحصیلانی که وارد بدنه اجرایی کشور می شوند نمایان است.

 

بی شک تاثیرگذاری این نیروی ورودی بر تصمیمات کلان کشور موضوعی انکارناپذیر است. رویکرد و چالش مطرح در مورد این عرصه دانشگاه که به شکل یک دغدغه اساسی تبدیل شده است نسبت دانشجویان با عوامل و نیروهای دخیل در مناسبات سیاسی و حزبی کشور را شکل می دهد. در فضای سیاسی و حزبی کشور به ویژه در میان جریان های افراطی به دانشگاه و جنبش دانشجویی به عنوان یک طعمه و کالا نگریسته می شود. کالایی که در مقاطع حساس می تواند تامین کننده منافع آنها باشد و بعد از آن کارکرد دیگری به جز رانده شدن به پارکینگ ندارند.

 

این آفت مسئله اساسی امروز دانشگاه های ماست. به عبارت دیگر برخی جریانات حزبی چندان تمایلی به حفظ و ارتقای جنبه آکادمیک و علمی دانشگاه ندارند. شعارهای مبتنی بر توسعه و تخصص نیز در واقع یک پز رنگی و هدفمند برای سوءاستفاده بیشتر از دانشگاه است. این روش نادرست در برخورد با دانشگاه و جنبش دانشجویی تا سطحی تنزل می کند که در مقاطعی دانشگاه به یک بنگاه حزبی و سیاسی تبدیل می شود. اینکه دانشگاه و دانشجو بتواند سطح تعادل بین سیاسی بودن و علمی بودن را به صورت بهینه حفظ نماید یک اولویت محسوب می شود. اولویتی که در جریان بسیاری از بازی های سیاسی آنچنان به سخره گرفته می شود که کلاس های درس و امتحانات دانشجویی تحت فضاهای سیاست زده لغو می شوند.

 

مسلما دانشجو در فضای سیاسی کشور دارای نقطه نظرات جدی و ابتکاری است و مناسب ترین زمینه برای ابراز این نظرات تریبون های مختلف دانشگاه هستند. تریبون هایی که در صورت کمترین تعلل از جانب صاحبان اصلی آنها، به سرعت توسط بنگاه های سیاسی مصادره می شود و در ادامه کلیت جنبش دانشجویی تبدیل به یک سرباز بدون جیره و مواجب برای این دسته از کاسبان سیاسی تبدیل می شوند.

 

اتفاقی که هم در سال ۷۸ و هم در سال ۸۸ رخ داد. در واقع در نظام توسعه مدار و مبتنی بر تفکرات مادی و لیبرالی آنچه مهم است رسیدن به اهداف تعیین شده است. اهدافی که به عنوان براندازی نظام مقدس جمهوری اسلامی در سال ۸۸ برنامه ریزی شد در یک وجه خود به دانشگاه متصل بود. جریان فتنه زمانی که در فضای متوهم خویش تصور کرد که امکان رسیدن به اهداف خیانت بار خویش وجود دارد با تمام توان بر روی دانشگاه و جنبش دانشجویی خیمه زد. سال ۱۳۸۸ نیز همانند سال ۱۳۷۸ برای این عناصر افراطی طعمه های بزرگی در دانشگاه ها فراهم شده بود.

 

در شرایطی که در اواخر بهار ۸۸ و اویل تابستان همان سال دانشجویان به حکم دانشجو بودن خود می بایست دغدغه امتحانات و برنامه های علمی پایان ترم خویش را می داشتند توسط رسانه های افراطی چنان فضای غبارآلودی در دانشگاه حاکم شد که دیگر کمترین شباهتی به یک محیط آکادمیک نداشت. جریانی که بر موج فتنه قصد تخریب ارکان نظام را داشت یکی از مراکزی را که به اشغال خویش در آورد دانشگاه بود. القای توهم قانون شکنی، کشیدن آشوب های شهری به داخل دانشگاه و تهییج دانشجویان برای رها کردن وظیفه اصلی خویش و پیوستن به جریان فتنه سبب شد تا روزهای سخت و نگران کننده ای بر دانشگاه بگذرد.

 

به نظر می رسد برای ایجاد یک تعامل سازنده میان دانشگاه با امور سیاسی و آکادمیک نیاز به یک بازنگری جدی در کارکردهای دانشگاه باشد. با آزمون و خطا و تجربه موقعیت های مختلف نمی توان به نتیجه رسید. دانشگاه می بایست در هر دو حوزه علمی و فرهنگی پیشتاز جامعه باشد. پیشتازی در این حوزه زمانی محقق خواهد شد که دانشگاه از غوطه ور شدن در افراط و تفریط رهایی یابد و بر مدار گفتمان انقلاب قرار گیرد.