به گزارش «نماینده» به نقل از پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری، جمعی از اساتید دانشگاه های کشور شب گذشته میهمان مقام معظم رهبری بودند. محورهای مهم بیانات رهبری در این دیدار در ادامه می آید:
اهمیت علم و دانشگاه براى نظام جمهورى اسلامى و ملت ایران و بخصوص براى برههى کنونى تاریخ ما، بر همه روشن است.
ما زیاد گزارش میگیریم، من زیاد گزارش میخوانم، ملاقات هم کم ندارم – ملاقات خاص با افرادى که با دانشگاه مرتبطند – لیکن مطمئنم که آنچه ما دربارهى مسائل دانشگاه کشور میدانیم، همهى مسائل دانشگاههاى کشور نیست؛ و چه بهتر که بخشى از آنچه را که نمیدانیم، در یک چنین جلسهاى، در یک چنین مجموعهاى، از زبان نخبگان دانشگاهى بیان شود.
ملاحظه کردید که در همین جلسه یکى از دوستان معتقدند به این که جریان ترجمه در داخل کشور باید رصد شود – یعنى در واقع به معناى نوعى اشراف و نظارت بر جریان ترجمه در کشور – آقاى محترم دیگرى بیان میکنند که در مورد ترجمه، دست مترجم و دستگاه ترجمه و نشر ترجمه را باید آزاد گذاشت؛ یعنى در واقع نقطهى مقابل آن حرف اول. هر دو حرف با یک توجیه و تفسیر، درست است؛ یعنى میتوان یک ممشا و سلوکى را انتخاب کرد که هم آن نظر اول برآورده شود، هم آن نظر دوم؛ اما من مطمئن نیستم که آن دو برادر محترمى که این دو نظر را بیان کردند، نظرشان به راه میانه باشد. هر کدام نظر مستقلى دارند، بیان میکنند؛ این براى ما آموزنده است؛ یعنى وجود نگاههاى مختلف، براى من شخصاً حاوى یک موضوع قابل توجه است.
از حدود ده سال، دوازده سال پیش یک حرکت علمىِ جدید و رو به گسترشى در کشور آغاز شد و این حرکت ادامه پیدا کرد و رو به تزاید گذاشت.
من اینجور مىبینم و میفهمم که حرکت تولید علم و نگاه مجاهدتآمیز به کار علمى و تلاش علمى در کشور که از همان حدود ده دوازده سال قبل آغاز شده است تا امروز، نه فقط متوقف نشده است، بلکه رو به عمق و توسعه پیش رفته. تقریباً میشود گفت که در همهى زمینههاى علمى هم این حرکت وجود داشته است – در بعضى کمتر، و در بعضى بیشتر – این همان چیزى است که ما دنبالش بودیم.
حرکت علمىِ رو به گسترش موجب شده که پایگاههاى اطلاعرسانى علمى معتبر دنیا اظهارنظر کنند که رشد پیشرفت علم در ایران سیزده برابر متوسط دنیا است. این واقعیتها را در نظر داشته باشیم، اینها خیلى نکات مهمى است؛ ما چون زیاد میشنویم، زیاد تکرار میکنیم، برایمان عادى شده. این جزو آمارهاى داخلى نیست که حالا یک نفرى آمارى بدهد، یک نفر هم بگوید نخیر، این آمار درست نیست؛ نه، این پایگاههاى اطلاعرسانى رسمى دنیایند که این قضاوت را دارند میکنند؛ با ما هم خوب نیستند.
همین پایگاههاى اطلاعرسانى علمى میگویند – که در دنیا منتشر شده و در اختیار همه هم هست – اگر همین پیشرفت در ایران ادامه پیدا کند، در سال ۲۰۱۸، یعنى پنج سال دیگر، ایران رتبهى چهارم علمى دنیا را خواهد داشت؛ این خیلى چیز مهمى است.
ما هنوز از خط مقدم علم عقبیم، هنوز در بسیارى از دانشهاى مورد نیاز زندگى دچار عقبماندگىهاى مزمن هستیم؛ با همهى این پیشرفتى که در بخشى از دانشها داشتهایم. پس چون دچار عقبماندگى هستیم، باید کار کنیم. وانگهى کاروان علم در دنیا متوقف که نمیشود؛ دارند با سرعت حرکت میکنند. ما نه فقط باید جایگاه فعلىمان را حفظ کنیم، بلکه باید جلو برویم؛ اینها همهاش تلاش لازم دارد، مجاهدت لازم دارد.
اولین حرف ما به دانشگاههاى کشور و دانشمندان کشور و نخبگان کشور این است که نگذارید این حرکت از دوْر بیفتد، نگذارید حرکت علمى کشور متوقف شود؛ هیچ مانعى نتواند دانشگاه کشور را از رشد به سمت پیشرفت علمى باز بدارد.
اسلام براى علم ارزش ذاتى قائل است – لیکن علاوهى بر این ارزش ذاتى، علم قدرت است. یک ملت براى اینکه راحت زندگى کند، عزیز زندگى کند، با کرامت زندگى کند، احتیاج دارد به قدرت. عامل اصلى که به یک ملت اقتدار میبخشد، علم است. علم، هم میتواند اقتدار اقتصادى ایجاد کند، هم میتواند اقتدار سیاسى ایجاد کند، هم میتواند آبرو و کرامت ملى براى یک ملت در چشم جهانیان به وجود بیاورد. یک ملت عالم، دانا، تولید کنندهى علم، در چشم جامعهى بینالمللى و انسانها طبعاً با کرامت است. پس علم علاوه بر کرامت ذاتى و ارزش ذاتى، این ارزشهاى بسیار مهمِ اقتدارآفرین را هم دارد. بنابراین باید این حرکتى که وجود دارد، این شتابى که وجود دارد، بههیچوجه متوقف و کنْد نشود.
یک جبههى دشمن عنودى در مقابل نظام جمهورى اسلامى در میان قدرتهاى دنیا وجود دارد. آیا این جبههى عنود و لجوج در دشمنى با جمهورى اسلامى، مشتمل بر اکثر کشورهاى دنیا است؟ ابداً؛ آیا مشتمل بر اکثر کشورهاى غربى است؟ ابداً؛ این مربوط به چند کشور قدرتمندى است که به خاطر دلائل خاصى با نظام جمهورى اسلامى و با اقتدار نظام جمهورى اسلامى مخالفند و کارشکنى میکنند؛ یکى از کارشکنىها، همین کارشکنى در زمینهى علمى است.
بعضى از دوستان گفتند «دیپلماسى علمى»، «دیپلماسى دانشگاهى»؛ بنده هم اعتقاد به این دارم، تشویق هم کردهام؛ اما توجه داشته باشید که طرف مقابل روى این نکته بخصوص توجه دارد، روى این نکته برنامهریزى میکنند. بر روى همین نقطهى «دیپلماسى علمى» برنامهریزى میکنند و اهداف خودشان را دنبال میکنند. اگر با توجه، با آگاهى، با بصیرت، کار انجام بگیرد، ما کاملاً موافق هستیم.
«گفتمان علم و پیشرفت علمى» و «گفتمان پیشرفت عمومى کشور» – یعنى انگیزه براى سهیم شدن دانشگاه در پیشرفت کشور – در دانشگاه باید حفظ شود؛ که البته امروز وجود دارد، اما باید حفظ و تقویت شود. هیچ چیزى نباید با این گفتمان در دانشگاه مزاحمت کند.
باید اصرار بر نوآورى علمى در دانشگاه وجود داشته باشد؛ اصرار بر قرار گرفتن پیشرفتهاى علمى در خدمت نیازهاى کشور، که یکى از جهتگیرىها و معیارهاى اساسى این است. بالاخره ظرفیتها محدود است – هم ظرفیتهاى انسانى، هم ظرفیتهاى مالى و مادى – حتماً باید توجه شود که کار علمى ما در جهت نیاز کشور باشد. ما نیازهاى گوناگونى داریم که دانشگاه میتواند به این نیازها پاسخ دهد، این خلأها را پر کند. این هم یک تجربهى ما است.
اصرار بر گرهخوردن تحقیقات دانشگاهى با صنعت و تجارت؛ این حرفى است که ما ده دوازده سال آن را تکرار کردیم، به دولتها هم گفتیم، به دانشگاهها هم گفتیم؛ البته تا حدود زیادى هم تحقق پیدا کرده، اما به طور کامل نه. این موضوع، هم براى دانشگاهها مفید است، هم براى صنعت ما، و همچنین براى تجارت ما، و همچنین براى کشاورزى ما.
اصرار بر ایجاد رقابت سازنده در نوآورى. یک رقابت قوى و سازنده و جدى باید در کشور به وجود بیاید براى نوآورىهاى علمى، و بر اثر آن، نوآورىهاى فناورى. رقابت بین دانشگاههاى کشور، رقابت بین اساتید، رقابت بین نخبگان، باید به وجود بیاید. دستگاههاى آموزش عالى برنامهریزى کنند براى ایجاد این رقابت در بین دانشگاههاى برتر.
باید همه مراقبت کنند – هم استادان، هم مدیران، هم مؤثرین و متنفذین در دانشگاهها – که فضاى دانشگاه به سمت مسائل پوچ حرکت نکند؛ فضا، فضاى دنبالهگیرى مسائل اصلى و اساسى باشد؛ گفتمان علم و گفتمان پیشرفت علمى و گفتمان پیشرفت عمومى کشور بر دانشگاهها همچنان حاکم باشد.
اینجا هم دشمنانى هستند که مایلند حتّى مسائل صنفى در دانشگاهها به سمت مسائل سیاسى و جنجالهاى سیاسى گرایش پیدا کند؛ از این باید پرهیز کرد. این براى یک دانشگاه افتخار نیست که مسائل اساسى آن تحتالشعاع مسائل کوچک و کماهمیت و احیاناً تحت تأثیر جریانهاى سیاسى واقع شود. فضاى دانشگاه باید یک فضائى باشد که در آنجا علم و عالِم بتواند زیست مناسب خودش را داشته باشد.
اگر عامل فعال و پیشبرندهى انقلاب و اعتقاد دینى نمیتوانست اوضاع کشور را به طور عموم و از جمله در مسئلهى علم تحت تأثیر قرار دهد، یقیناً شعاع نفوذ قدرتهاى سلطهگر اجازه نمیداد یک کشورى مثل ایران – که آنها چشم طمع به آن دوختهاند – بتواند در زمینهى علم این پیشرفتها را بکند و این خودباورى و اعتمادبهنفس را به دست آورد؛ نمیگذاشتند؛ … بنابراین همه باید خودمان را مدیون بدانیم و متعهد بدانیم به حفظ و پاسدارى آرمانهاى انقلاب و ارزشهاى انقلاب.
من اعتقاد ندارم که گسترش کمیت چیز کمارزشى است؛ نه، گسترش کمیت فىنفسه چیز بسیار باارزشى است. این که تعداد دانشجو زیاد شود، تعداد دانشگاه زیاد شود، مراکز علمى کشور این همه گسترش پیدا کند، … اینها چیز کمى نیست؛ اینها افتخارآمیز است.
این را تأکید کنیم که گسترش کمّى باید با اهتمام به گسترش کیفى باشد – عمق کیفیت – این قبول است. اولاً رتبهى کیفى دانشگاههاى کشور مشخص شود؛ یعنى دستگاه مدیریت دانشگاهى مشخص کند که کدام دانشگاهى یا دانشگاههائى از خط شاخص کیفىِ معتبر پائینترند؛ بعد برنامهریزى کند براى اینکه بتواند کیفیت این دانشگاهها را بالا ببرد.
از پیشرفت علمى در کشور براى گسترش و نفوذ زبان فارسى استفاده شود. اهمیت زبان ملى یک کشور براى خیلىها هنوز دانسته و شناخته نیست. زبان فارسى باید گسترش پیدا کند. باید نفوذ فرهنگىِ زبان فارسى در سطح جهان روزبهروز بیشتر شود. فارسى بنویسید، فارسى واژهسازى کنید و اصطلاح ایجاد کنید. کارى کنیم که در آینده، آن کسانى که از پیشرفتهاى علمى کشور ما استفاده میکنند، ناچار شوند بروند زبان فارسى را یاد بگیرند. این افتخارى نیست که ما بگوئیم حتماً زبان علمى کشور ما فلان زبان خارجى است.
زبان فارسى اینقدر ظرفیت و گنجایش دارد که دقیقترین و ظریفترین علوم و دانشها میتوانند با این زبان بیان شوند. ما زبان پرظرفیتى داریم. کمااینکه بعضى از کشورهاى اروپائى هم نگذاشتند زبان انگلیسى تبدیل شود به زبان علمى آنها – مثل فرانسه، مثل آلمان – اینها زبان خودشان را به عنوان زبان علمى در دانشگاههایشان حفظ کردند.
بنده از پیش از انقلاب، از اینکه واژههاى بیگانه بىدریغ در دست و زبان مردم ما به کار میرفت و به آنها افتخار میکردند … همیشه رنج میبردم؛ متأسفانه تا امروز هم این باقى است! خیلى از سنتهاى غلط پیش از انقلاب، با انقلاب از بین رفت؛ این یکى متأسفانه از بین نرفت!
ما اگر دنبال پیشرفت هستیم و پیشرفت علمى را شرط لازم پیشرفت عمومى کشور میدانیم، توجه داشته باشیم که مراد ما از پیشرفت، پیشرفت با الگوى غربى نیست. دستور کار قطعى نظام جمهورى اسلامى، دنبال کردن الگوى پیشرفت ایرانى – اسلامى است. ما پیشرفت را به شکلى که غرب دنبال کرد و پیش رفت، نمیخواهیم؛ پیشرفت غربى هیچ جاذبهاى براى انسان آگاهِ امروز ندارد.
پیشرفت کشورهاى پیشرفتهى غربى نتوانست فقر را از بین ببرد، نتوانست تبعیض را از بین ببرد، نتوانست عدالت را در جامعه مستقر کند، نتوانست اخلاق انسانى را مستقر کند. آن پیشرفت بر پایهى ظلم و استعمار و غارت کشورهاى دیگر بنا شد.
ما دنبال الگوى مطلوب و آرمانىِ خودمان هستیم، که یک الگوى اسلامى و ایرانى است؛ از هدایت اسلام سرچشمه میگیرد، از نیازها و سنتهاى ایرانى بهره میبرد؛ یک الگوى مستقل.









