محورهای مهم مصاحبه توکلی با اعتماد

شعار «مرگ بر مسئولان» را نخستین بار اصلاح‌طلبان در حضور خاتمی سر دادند

اينكه مجلس با دولت یازدهم چگونه تعامل میکند، مقدار زيادی به اين بستگی دارد كه آقای روحانی چگونه عمل خواهد كرد و «كابينه» نخستين آزمايش ايشان است.

توکلیبه گزارش «نماینده»، روزنامه اصلاح طلب «اعتماد» طی گفت و گویی تفصیلی با احمد توکلی به بازخوانی انتخابات 88 و 92 پرداخته است، محورهای این گفت و گو در ادامه آمده است:

 

– اگر اصولگرایان نتوانستند رای اکثریت مردم را به دست بیاورند اما نمی توان آن ها را بزنده نامید. زیرا حوادثی که اتفاق افتاد معنای برد و باخت را تغییر داد. به نظر من مردم و نظام برنده بودند.

– اینکه اصولگرایی نیاز به آسیب شناسی دارد درست است و نه تنها الان بلکه حتی اگر در انتخابات پیروز هم می شدیم باید همواره خودمان را آسیب شناسی می کردیم و نواقص را بر طرف می کردیم.

– اینکه جمع عددی آرا را حساب کنیم و بگوییم که اگر اصولگرایان ائتلاف می کردند هم رای نمی آوردند، غلط است. چون خود نفس ائتلاف کردن یک آثاری در جامعه خواهد داشت که تفرق عکس آن اثر را دارد.

– اختلافات درون حزبی که تعجب آور نیست. همانطور که اصلاح طلبان طیف بندی شدند اصولگرایان هم به طیف تبدیل شده اند.

– در سال 88 از از تنش اجتماعی و قانونشکنی احساس خطر کردم و به احمدی نژاد رای دادم که بعد معلوم شد حق داشتم که نگران باشم.

– موسوی برخلاف آنچه اصلاح طلبان تصور می کنند، باز نبود و منتقدان خودش را زیاد تحمل نمی کرد.

– اگر بخواهیم تقسیم بندی کنیم، آقای موسوی در قسمت اصلاح طلبان قرار می گیرد و آقای روحانی در قسمت اصولگرایان. چون آقای روحانی در سابقه اش، عضویت در جامعه روحانیت مبارز هست و به طور سنتی در مقابل اصلاح طلبان قرار می گرفت ولی در مبانی فکری آقای موسوی به اصلاح طلبان نزدیک تر بود.

– علت حمایت از احمدی نژاد در سال 88 و نقد ایشان در دوره دوم ریاست مهوری اش به تفاوت ماهوی دولت نهم و دهم باز میگردد.

– نقد موسوی به احمدی نژاد این بود که وی به قانون احترام نمی گذارد. اما خودش در این آزمون سخت به شدت شکست خورد و نخستین کسی بود که در انتخابات قانون شکنی کرد و مردود شد.

– می پذیرم که اقدامات اصولگرایان «چه موافقت کردن هایشان و چه مخالفت نکردنشان» نسبت به احمدی نژاد در انتخابات سال 88 اثر حمایتی داشت این را هم هست هرچه به روزهای آخر تبلیغات نزدیک می شدیم، موضع گیری های مهندس موسوی نگران کننده تر می شد، تا اینکه در نهایت روز آخر انتخابات کار را خراب کردند.

– اینکه نهادها حامی احمدی نژاد شده بودند را قبول ندارم. مثلامی دانید که بسیج یک نهاد مردمی است که در آن امر و نهی سیاسی فرمانده تعیین کننده نیست.

– برخی اصولگرایان به قدری که وظیفه داشتند، جلوی رفتارهای نادرست دارندگان قدرت را نمگرفتند و مردم هم دلخور شدند. دقیقا مثل جریان رای آمردن خاتمی در سال 76

– آقای موسوی و دوستان شان در تصویر کردن وضعیت اقتصادی سال 88، هیچ نقطه مثبتی را بیان نمی کردند و این حق نبود. ما در این گفت وگو اشاره کردید که در انتخابات امسال صحنه عوض شده بود و امکان به وجود آمدن حوادث سال 88 وجود نداشت.

– قباحت بعضی رفتارهای احمدی نژاد نظیر پخش فیلم در مجلس را قبول دارم اما اینها کجا و لشکرکشی خیابانی و خیانت به امنیت ملی کجا؟

– آقای دکتر عباس آخوندی که نماینده آقای موسوی بود، گفته بود که من شهادت می دهم که در انتخابات تقلب امکان پذیر نیست.

– در یک مسابقه فوتبال وقتی قبول کردیم طبق قوانین فیفا و با حضور داور پذیرفتیم که بازی کنیم، وسط کار نمی توانیم قاعده بازی را عوض کنیم. حتی اگر داور منصفانه قضاوت نکرد ما حق نداریم طرفداران را به وسط زمین بیاوریم

– وقتی بیانیه اول آقای موسوی بعد از اعلام کاندیداتوری اش منتشر شد به دوستان گفتم اگر به این بیانیه بیست ندهم، نوزده یا حداقل هجده خواهم داد

– درباره وقایع بع از انتخابات سال 88 سهم عوامل فرعی را بزرگ تر از آنچه بود نشان ندهید. چون اگر آقای موسوی می خواست، حتی اگر همه مردم عصبانی بودند، می توانست مانع آن فتنه ها شود.   

– قبل از انتخابات 88 فضا امنیتی نبود و نسبتا اخلاقی هم بود. اما شب بعد از انتخابات، دستگاه های امنیتی بر اساس وظیفه شان بازداشت ها را انجام دادند.

– شرایطی که آقای موسوی و آقای کروبی ایجاد کردند باعث شد که در چهارسال دوم آقای احمدی نژاد، نقد کردن سخت شود و همه هزینه دادیم.

– همان طور که در انتهای طیف اصلاح طلبان برخی افراد بی دین هم قرار دارند، در این سر طیف اصولگرایان هم افراد متعصبی هستند و احتمالا از اصولگرایی جدا خواهند شد.

– سابقه امر نشان می دهد که متاسفانه وقتی اصلاح طلبان مسلط شدند، در طرد مخالفان خودشان قوی تر از اصولگرایان عمل کردند. آنها موسوی که از خودشان بود را تحمل نمی کردند.

– متاسفانه خیلی از رفتارهای بدی که از اصولگرایان امروز می بینید، توسط اصلاح طلبان پایه گذاری شده است. مثلا شعار «مرگ بر مسوولان کشور» را نخستین بار اصلاح طلبان در حضور آقای خاتمی دادند. فکر می کنم نخستین سالگرد دوم خرداد بود که وقتی ایشان برای سخنرانی به دانشگاه تهران رفته بود و آقای ابطحی هم آنجا حضور داشت، شعار «مرگ بر یزدی» سر دادند و آقای خاتمی فقط گفت «من از شعار مرگ خوشم نمی آید.» در حالی که باید می ایستاد و می گفت ایشان مسوول رسمی کشور است و آن زمان که شما به دنیا نیامده بودید برای استقلال و آزادی این کشور مبارزه کرده و شما بیخود می کنید که این طور درباره اش شعار بدهید. اما این کار را نکرد و حالااگر می بینید این طرف گاهی درمقابل برخی مسائل سکوت می کنند، ریشه های اینچنینی دارد.

– اینکه مجلس چه می کند، مقدار زیادی به این بستگی دارد که آقای روحانی چگونه عمل خواهد کرد. کابینه نخستین آزمایش ایشان است که الحمدلله ایشان اعلام کرده که در روز تحلیف، کابینه خود را اعلام خواهد کرد.

– علی الاصول ریشه تاریخی و شخصیت آقای روحانی او را برخاسته از اصولگرایان نشان می دهد. اما حالادر این انتخابات مورد حمایت اصلاح طلبان قرار گرفته چون آنها فکر کرده اند که او می تواند تغییرات مورد نظرشان را ایجاد کند. لذا فکر نمی کنم مجلس (اصولگرایان) نسبت به آقای روحانی بی مهری کند.

– درباره منصفانه بودن رای مربوط به پرونده کهریزک محکوم شدن دادستان قدرتمند تهران به بی صلاحیتی مادام العمر از قضاوت کم مجازاتی نیست. اگر اتهام متهمین به معاونت در قتل های کهریزک اثبات شود متهم را بالای دار ببرد و اگر قاضی دلایل را کافی نداند آزاد می شود و می رود خانه اش. باید به قاضی اعتماد کرد و از راه قانونی تخطی نکرد.