نماینده – محمد ذوقی؛ طی یک قرن اخیر و با گسترش روزافزون رسانه ها و دسترسی بشر به وسایل ارتباط جمعی، بهره بری سیاسی و تبلیغاتی از این ابزارها توسط دولت های سلطه گر نیز افزایش یافته است. در این میان، شبکه های تلویزیونی – ماهواره ای و همچنین سینما در صدر سوءاستفاده قرار دارند. به طوری که سینمای امروز غرب و در رأس آن هالیوود، بیش از هر زمان دیگری آرایشی ایدئولوژیک به خود گرفته است. برخلاف تصور غالب نسبت به سینما در کشور ما که از این هنر- صنعت در حد وسیله ای سرگرم کننده و اسبابی برای تفریح مردم استفاده می شود، در مغرب زمین، سینما به عنوان یک ابزار استراتژیک و در کنار تسلیحات نظامی و ترفندهای سیاسی به کار می رود.
خنجر زدن از پشت به مخاطب!
قبل از پرداختن به عملکرد دستگاه های سینمایی غرب در بازنمایی مسئله قدس و فلسطین، بد نیست مروری مختصر هم بر رفتار شبکه های ماهواره ای و خبری غربی در این زمینه داشته باشیم. از بسیاری از این شبکه ها توقع چندانی نیست. کانال هایی همچون فاکس نیوز، صدای آمریکا (voa) و … در خبررسانی یک طرفه و جانب دارانه آن هم به طور آشکار و افراطی شهره آفاق هستند و به همین دلیل هم از سوی اغلب مردم در اقصی نقاط جهان چندان جدی تلقی نمی شوند. اما برخی از رسانه های خبری، همواره مدعی استقلال و بی طرفی بوده اند که نحوه پوشش خبری آنها در مقاطعی چون جنگ ۳۳ روزه لبنان، جنگ ۲۲ روزه غزه و تقابل هایی از این دست قابل تأمل است.
آنچه از سوی این رسانه ها در جریان این جنگ ها رخ داد، به مراتب قابل تأمل تر بود. شبکه های افراطی همچون «فاکس نیوز» ظاهر و باطنی یکسان داشته و به اصطلاح، رو بازی می کردند؛ اما شبکه هایی چون «سی ان ان»، «بی بی سی»، «فرانس ۲۴» و امثال آنها که در همه حال ادعای استقلال و بی طرفی داشته اند، نقشی ریاکارانه داشته و به ذهن و مغز مخاطب خود از پشت خنجر زدند!
به عنوان مثال، این طیف از رسانه ها در روزهای آغاز جنگ ۳۳ روزه که تصور می کردند همه چیز به سود اسرائیل اتفاق می افتد، سعی داشتند ژست بی طرفانه خود را حفظ نموده و برای رعایت این پرستیژ، حتی گاه به انتقاد از برگزارکنندگان جنگ هم می پرداختند.
این در حالی است که با نمود یافتن استیصال صهیونیست ها در مقابل ایستادگی مردانه حزب الله لبنان، ناگهان روش این رسانه ها نیز تغییر کرده و این بار با ژست ضدجنگ، به مظلوم نمایی از اسرائیل پرداخته و جبهه روبروی آنها را ستمکار و جنگ طلب نشان می دادند. در آن روزها که افکارعمومی نسبت به اقدامات ضدبشری اسرائیل سخت برانگیخته شده و جنایات گسترده این رژیم جعلی –به ویژه موشک باران کودکستانی در قانا- هیچ آبرویی برای اشغالگران باقی نگذاشته بود، شبکه «CNN» در برنامه ای با عنوان «پوشش بحران خاورمیانه» تنها تصاویری از بمباران شدن مناطقی از اسرائیل توسط مقاومت اسلامی نمایش می داد و کارشناسان این برنامه از اینکه لبنانی ها به سوی اسرائیلی ها شلیک می کنند، انتقاد می کردند!
این برنامه همچنین گاهی به سراغ سربازان و افسران نظامی رژیم صهیونیستی می رفت و دل مشغولی ها و عواطف آن ها را بازتاب می داد یا در نوبت دیگری، درباره هراس ها و نگرانی های کودکان اسرائیلی گزارش تهیه می کرد تا مخاطب فراموش کند که چه کسانی کودکان و زنان بی گناه در لبنان را به خاک و خون می کشند.
این روند در طول جنگ ۲۲ روزه غزه نیز تکرار شد. باز هم رسانه های متظاهر به بی طرفی و اطلاع رسانی شفاف و آزاد، با انواع و اقسام لطایف الحیل سعی کردند روز را شب و شب را روز نشان دهند. آنچه شبکه هایی چون «سی ان ان»، «بی بی سی» و … در آن روزها در دستور کار قرار دادند این بود که اسرائیل به خاطر رفتارهای تحریک آمیز حماس دست به حملات جنون آمیز علیه مردم بی دفاع غزه می زند. یکی از ترفندهای «BBC» در آن روزها این بود که دریچه دوربین خود را به جای کشته ها و مجروحین فلسطینی روی امدادگران اسرائیلی که در حال نجات مردم غزه از زیر آوار بودند متمرکز می کرد(!) تا به این وسیله توحش رژیم صهیونیستی نزد افکارعمومی را کاهش دهد.
دو سه سالی هم هست که یک شبکه دیگر با عنوان «من و تو» به خیل بنگاه های نظام جنگ طلب حاکم بر جهان پیوسته است. شبکه ای وابسته به صهیونیسم انگلیسی که در درگیری های پیش آمده میان فلسطینی ها و اشغالگران، با روش های خاصی به سود اسرائیل عمل کرده است. برجسته سازی یک واقعه فرعی، یکی از تاکتیک های به کار گرفته از سوی این شبکه برای فریب افکارعمومی بوده است. به عنوان مثال، در یکی از هجوم های رژیم صهیونیستی به غزه که منجر به کشته و زخمی شدن ده ها انسان بی گناه و غیرنظامی در آن منطقه شد، شبکه «من و تو» بدون اشاره به این جنایات، به این مسئله پرداخت که جنبش حماس اقدام به شلیک موشک به سرویس دانش آموزان اسرائیلی کرده است. ترفندی که باعث شد مخاطب ناآگاه بدون چون و چرا درباره واقعی بودن این موضوع، صهیونیست ها را صاحب حق حمله به غزه بپندارد. این درحالی است که این خبر کاملا دروغ بود.
ترویج سازش در سینما
اما در کنار این سیل خبرپراکنی بنگاه های خبری در حمایت از اسرائیل، سینمای غرب نیز تلاش فراوانی را به مقابله با مقاومت در خاورمیانه مبذول داشته است. نکته مهم این است که امروزه تمامی کمپانی های تولید فیلم در آمریکا وابسته به سرمایه دارهای صهیونیست هستند. به همین دلیل از ابتدای اشغال فلسطین از سوی آنها و حتی پیش از آن، تولید فیلم هایی در زمینه حقانیت صهیونیسم در دستور کار هالیوود قرار گرفت.
به عنوان مثال، از سال ها پیش از تشکیل رژیم صهیونیستی نیز هالیوود با فیلم هایی نظیر «آتش متقابل» (ادوارد دیمیتریک ۱۹۴۷)، «قول مردانه» (الیا کازان ۱۹۴۸)، «جست وجو» (فرد زینه مان ۱۹۴۸) و … به موضوع یهودستیزی و مظلومیت تاریخی صهیونیست ها می پرداخت.
اما با اشغال فلسطین، این رویکرد پررنگ تر شد؛ تا آنجا که به اعتقاد برخی از کارشناسان، یک ژانر جدید به نام فیلم صهیونیستی به وجود آمد. (کتاب افسانه سازان هولوکاست، ابوالحسن علوی طباطبایی، صفحه ۲۷ تا ۳۸) فیلم هایی چون «شمشیر در صحرا» (جرج شرمن ۱۹۴۹)، «مارگیر» (ادوارد دیمیتریک ۱۹۵۳)، «اکسدوس» (اتوپره مینجر ۱۹۶۰) و … برای اولین بار موضوع بازگشت یهودیان به سرزمین موعود و تشکیل کشوری مستقل توسط این عده را دستمایه درام قرار دادند. همچنین تولید ده ها فیلم درباره افسانه «هولوکاست» در هالیوود، یکی از جریان های سینمای صهیونیستی بوده است. «فهرست شیندلر» و «پیانیست» از نمونه های برجسته این جریان هستند.
ادامه دارد …









