مجلس ایران – سید محمدعلی صدری نیا؛ نمیدانم در روزهای پیش از انتخابات کسی حواسش به اتفاقات فرهنگی دور و اطرافمان هم هست یا نه. کسی حواسش به بنرهای تبلیغاتی بزرگ فیلم ها، به فیلم های روی پرده سینما، به سریال های شبکه خانگی و … هست یا نه. یا اینکه هنوز همه درگیر 5 دقیقه آخر ثبت نام کاندیداها در وزارت کشورند. حواسمان باشد یا نباشد یک اتفاق به سرعت در فضای رسانه ای کشور در حال جریان است؛ و آن القای سبک زندگی نوینی در فضای کشور است. سبک زندگی فراتر از آنچه پیش از این در فیلم ها و سریال های شبه روشنفکران به جامعه القا می شد.
از چند هفته قبل توزیع مجموعه جدیدی به نام "رالی ایرانی" در شبکه نمایش خانگی آغاز شده است. مجموعه ای که مسابقه ای میدانی بین گروه های مختلفی از هنرمندان، ورزشکاران و چهره های شناخته شده است. شرکت کنندگان سری اول این مسابقه الناز شاکردوست، بهنوش بختیاری، محمدرضا فروتن، نیما فلاح، سیروان خسروی و سحر ولدبیگی هستند. اجرای مسابقه هم به عهده فرزاد حسنی مجری سابق صدا و سیما است.
گروه های دونفره این مسابقه راهی مسیری می شوند که خودشان نیز از آن ناآگاهند. و سازندگان این مجموعه می کوشند تا با ایجاد فضای ابهام و تعلیق و خطرناک نشان دادن این مسیر، مخاطب را با خود همراه سازند. اما فارغ از متن مسابقه، اتفاقی که در دل این مجموعه در جریان است حکایت از پروژه ای برای عادی سازی سبک خاصی از زندگی دارد. از طرز پوشش شرکت کنندگان مرد و زن در این مسابقه گرفته تا بالا و پایین پریدن های الناز شاکردوست به عنوان یک دختر ایرانی، راپل سواری بازیگران زن، ادبیات به دور از حیای استفاده شده از طرف شرکت کنندگان و … همه و همه سبک زندگی جدیدی را مخابره می کنند. تعامل فرزاد حسنی و الناز شاکردوست هم مدل جدیدی از روابط دو جوان نامحرم را ترسیم می کند.
اما قصه فقط این نیست.

راستش را بخواهید رالی ایرانی تنها مجموعه جهت دار این روزهای شبکه خانگی نیست؛ "شام ایرانی" هم همان سوغات را برایمان به همراه دارد؛ "اینجا ایرانه" هم تافته ای جدا بافته از این مجموعه ها نیست. راحت برخورد کردن مرد و زن نامحرم با هم و ارائه تصویری بی حیا و بی خط قرمز از زنان ایرانی، آن هم زنان بازیگری که به اشتباه لقب ستاره و الگو به خود گرفته اند به رویه ثابت چنین مجموعه هایی تبدیل شده است. اما وجه تمایز "رالی ایرانی" تهیه کننده و نویسنده این مجموعه است. «سعید ابوطالب»؛ کسی که با رای امت حزب الله راهی مجلس هفتم شد. و نقطه دردناک ماجرا هم همین جاست.
شاید سعید ابوطالب هم این روزها ذهنش درگیر انتخابات باشد و یادش رفته باشد تاکیدات راهبر قافله را که در دیدار جوانان استان خراسان شمالی فرمود: "ما اگر از منظر معنویت نگاه کنیم – که هدف انسان، رستگارى و فلاح و نجاح است – باید به سبک زندگى اهمیت دهیم؛ اگر به معنویت و رستگارى معنوى اعتقادى هم نداشته باشیم، براى زندگى راحت، زندگى برخوردار از امنیت روانی و اخلاقی باز پرداختن به سبک زندگى مهم است." شاید ابوطالب همه این تاکیدات را فراموش کرده باشد، یا برای فروش بیشتر در شبکه خانگی، خودش را به فراموشی زده باشد. شاید اصلا با اندکی چاشنی توهم توطئه بتوانیم همه این مجموعه ها را در طول یک پروژه برنامه ریزی شده حساب کنیم. اما نکته مسلم این است که آینده این جریان به ضرر جامعه ایرانی خواهد بود. تغییر ذائقه جوان دختر و پسر ایرانی و گرایش دادن او به سمت سبک زندگی جدیدی که چیزی جدای از دین و تاریخ ملی اوست، آینده جامعه را با مشکلاتی فراتر از مشکلات جوانان امروز، همراه می کند.
با تجویز چنین سبک زندگی ای باید منتظر باشیم که امثال ابوطالب ها هم ریششان را بزنند و دنبال شاکردوستها بدوند؛ چه بسا آنکه با تولید رالی ایرانی، همین امروز هم همین اتفاق افتاده است!
شاید سهیل کریمی – مستند سازی که همراه ابوطالب به اسارت آمریکایی ها در عراق درآمده بود – اشتباه کرد که گفت «ابوطالب هنوز هم اسیر آمریکایی هاست»، با وضع موجود بد نیست بگوییم «ابوطالب اجیر آمریکایی هاست.»









