مروری بر نارضایتی های بزرگ اجتماعی دوره سازندگی

اگر طبیب بودی …

شعارهای زیبا وقتی به تحقق نزدیک می شوند که در کارنامه شعاردهنده نشانه هایی هرچند حداقلی از توان محقق ساختن این شعارها وجود داشته باشد.

مجلس ایران مسعود ابراهیمی؛ عرصه رقابت ریاست جمهوری، عرصه ی پیروزی گفتمان ها و شعارهاست. و پیروز این رقابت باید کسی باشد که علاوه بر شناخت خوب از اوضاع فعلی، توان حل معضلات کنونی را نیز داشته باشد. عمده ی تمرکز و مستمسک هاشمی رفسنجانی و حامیانش در ورود به عرصه انتخابات پیش رو – همانند برخی دیگر از نامزدها – وضعیت نامناسب اقتصاد کشور می باشد. هاشمی و کارگزاران سازندگی این بار با انگشت گذاشتن روی اوضاع بد اقتصادی – تورم، کاهش ارزش پول، نوسانات بازار ارز و سکه – و با این ادعا که با به قدرت رسیدن هاشمی رفسنجانی تحریم ها کاهش خواهد یافت، گرانی ها از بین می رود و اقتصاد کشور سامان می یابد، وارد عرصه انتخابات شده و سعی در بالا بردن سهم هاشمی در سبد رای مردم دارند.

اما بد نیست بار دیگر دوران دولت سازندگی و نارضایتی های بزرگ اجتماعی به ویژه در عرصه اقتصادی را در آن دوره به یاد آوریم و گرد فراموشکاری احتمالی را از ذهن جامعه بزداییم. چرا که شعار های زیبا وقتی به تحقق نزدیک می شوند که در کارنامه شعاردهنده نشانه هایی هرچند حداقلی از توان وی برای محقق ساختن شعارها وجود داشته باشد.

 

تورم بالای 50 درصد!

خوب است آنان که امروز اقتصاد کشور را بیمار و بعضا پیام آور ضعف می دانند، تورم بالای 50 درصد در سال های 74 و 75 را به یاد آورند. در آن سال ها این آقای هاشمی و دولت سازندگی ایشان بود که با عدم مدیریت صحیح و اجرای شتابان سیاست تعدیل اقتصادی و تزریق بی رویه نقدینگی موجب این حجم از تورم شد.

 

طنز تلخ سیب زمینی و پیاز!

کارگزاران سازندگی که امروزه به روند حاکم در بازار ارز و سکه نقد دارند از یاد برده اند که توان کنترل قیمت سیب زمینی و پیاز را نداشتند. این دو قلم جنس که امروزه جزء اقلام نسبتا ارزانتر هستند، در دولت سازندگی نه تنها دچار افزایش قیمت چشمگیری شده بودند بلکه گاهی یافته هم نمی شد تا مردم مصرف کنند.

 

بهانه ها و توجیه هایی از جنس کارگزاران سازندگی

ممکن است برخی بگویند در زمان دولت هاشمی، کشور تازه از جنگ فراغت یافته بود. قیمت نفت پایین تر از امروز بود و … اما باید گفت که اولا اگر قرار بود جنگ موجب تورم بیش از 50 درصد شود، می بایست در همان سال های ابتدایی فراغت از جنگ رخ می داد نه در سال 74 و 75! لذا پر واضح است که بخش عمده ی ضعف ها ناشی از سیاست غلط و سوء مدیریت دولت وقت بوده است.  ثانیا اگر قیمت نفت پایین تر بود، جمعیت هم کمتر بود و بر خلاف امروز روحیه ساده زیستی نیز در میان اقشار جامعه بیشتر بود. ضمنا این نکته نباید از قلم انداخته شود که علی رغم اینکه نام دولت آقای هاشمی "سازندگی" بود، اما اعتراف به بالاتر بودن اقدامات عمرانی و ساخت و سازها در دولت فعلی نسبت به دولت سازندگی شاید نیاز به مراجعه به آمارها هم نداشته باشد.

بعلاوه این که شدت تحریم ها در هیچ دوره ای به اندازه هشت ساله اخیر نبوده، و این هم امریست بدیهی. تحریم هایی که نه تنها دولت سازندگی بلکه هیچ دولت دیگری با آنها موجه نبود.

آنچه که موجب شد دولت سازندگی رکورددار تورم در دوران پس از پیروزی انقلاب اسلامی باشد پیاده کردن لیبرالیسم اقتصادی در کشور بود که ریشه های اقتصاد اشرافی و فاسد را در کشور نهادینه و یک نظام سرمایه داری و طبقاتی را پایه ریزی کرد. به طوری که بسیاری از کارشناسان معتقدند، بخشی از مشکلات امروز کشور در عرصه اقتصاد، ریشه در سیاست ها و سوء مدیریت های دولت سازندگی و اقدامات شخص آقای هاشمی دارد.

 

اشرافی گری در قالب حرف های زیبا

یکی از مباحث داخل در گفتمان دولت سازندگی بحث "آبروی ملی" بود. آقای هاشمی مکررا مطرح می کردند که چرا و کجا گفته شده است که ما باید ساده زندگی کنیم؟ ایشان بر این باور بودند اینکه هیئت های خارجی به ایران می آیند و سادگی و بی پیرایگی کشور ما را می بینند موجب حقارت کشور شده و این خلاف شان ماست! با همین گفتمان شروع کردند به ساختن ساختمان های آنچنانی در مسیر اتوبان شهید چمران و شیخ فضل الله که مسیر میهمانان خارجی از فرودگاه مهرآباد تا هتل هایشان بود. ساختمان و دکوراسیون ساده وزارت خانه ها، اماکن و ابنیه دولتی را تغییر دادند و به سمت لوکس کردن و تجمل گرایی کشاندند.

سرانجام سبک زندگی مردمی را که روزی ساده زیستی را افتخار می دانستد، به سوی اشرافیت سوق دادند. تجمل گرایی و اشرافیت که در نظر مردم امری ناپسند بود را به یک ارزش تبدیل کردند.

کار به جایی رسید که آقای هاشمی رفسنجانی در خطبه نماز جمعه اعلام نمود که هرکس در آمد زیر 500 هزار تومان دارد می بایست از تهران برود. یا در جایی دیگر گفتند اقتصاد می بایست رشد کند، حتی اگر در این مسیر عده ای زیر چرخدنده های اقتصاد از بین بروند و له شوند! گویا آقای هاشمی و جبهه اش فراموش کردند که صاحبان واقعی انقلاب همین مستضعفین هستند.

از همین جا بود که مقام معظم رهبری صراحتا فرمودند که این منطق را قبول ندارند و به تعبیری جدایی و فاصله گرفتن نظر ایشان از آقای هاشمی رفسنجانی نیز از همین موضع گیری ها و اقدامات شروع شد.

 

حرف آخر

شاید بد نباشد کمی بیشتر گذشته را به یاد آوریم. دولتی که خودش رکورد دار تورم در دوران پس از پیروزی انقلاب بوده چطور داعیه بهبود اوضاع اقتصادی را دارد؟ هواداران امروز هاشمی بدانند که همانطور که رهبری معظم نیز فرمودند هر قدر در برابر آمریکا و متحدانش بیشتر مدارا شود و انعطاف نشان داده شود تحریم ها شدیدتر و فرصت ها بیشتر از دست خواهد رفت. مشی سازش کارانه و مدارا مآبانه کارگزاران سازندگی نه تنها امروز کارآمد نیست بلکه موجب تضعیف نظام در همه عرصه ها بویژه اقتصاد هم خواهد شد.