کارگزاران و اصلاحات به آخر راه رسیده اند؟

ورود پیرمردها ممنوع!

ورود پیرمرد 80 ساله به عرصه انتخابات نشان می‌دهد که سازندگی و اصلاحات، علاوه بر اینکه اعتقادی به گردش نخبگان در سطوح عالی مدیریت ندارند بلکه هنوز نتوانسته اند بعد از سال‌ها فعالیت در سطوح مختلف مدیریتی یک مدیر دارای صلاحیت اداره کشور را تربیت کنند.

مجلس ایران سروش سیاری؛ صحنه امروز انتخابات ریاست جمهوری92 با اتمام مهلت ثبت نام نامزدها با چند روز قبل از آن تفاوت‌های معناداری دارد. به رغم تمام «آمدن و نیامدن» گفتن‌های طیف اصلاح طلب و اتخاذ استراتژی مفتضحانه و محکوم به شکست ِ«تحریم یا مشارکت» و در کنار ورود بی‌حساب و کتاب نمایندگان هر دو  تفکر مطرح کشور و همچنین حضور نماینده جریان موسوم به انحراف، ثبت نام آقای هاشمی رفسجانی قطعاً تغییرات عمده‌ای در آرایش انتخاباتی اصولگرایان و اصلاح طلبان بوجود خواهد آورد. در باب ورود ایشان به رقابت‌های انتخاباتی- با فرض عدم کناره‌گیری ایشان به نفع نامزد خاصی که البته دور از ذهن هم نیست- مهم‌ترین نکته‌ای که می‌توان اشاره کرد این است که ایشان و اطرافیان ایشان نه به خاطر اعتبار و برنامه راهگشا بلکه به دلیل موج سواری در شرایط نابسامان اقتصادی این روز مردم است که به قول معروف احساس تکلیف می‌کنند! اگر واقعیتی به عنوان تعداد زیاد آرای منفی بالقوه و بالفعل ایشان را نادیده بگیریم و ایشان و اطرافیانشان را- جدای از سیاست‌های دولتی- دارای اندک وجهه مثبتی در میان اکثریت قریب به اتفاق مردم بدانیم، باز هم کیست که نداند حضور فعلی ایشان به عنوان نامزد انتخابات ریاست جمهوری92 چه معنایی دارد؟! کیست که نداند دلیل این ذوق زدگی مفرط اصلاح طلبان و ایضاً ضد انقلاب و رسانه‌های بیگانه چیست؟!

پاسخ این سؤالات کاملاً روشن است. عمده اصلاح طلبان و حامیان فتنه که روزهایی بر مسند قدرت تکیه زده بودند و کشور را با انواع و اقسام بحران‌های سیاسی- فرهنگی مواجه می‌کردند و حتی علناً در رسانه‌های مکتوب و غیرمکتوب باورهای دینی و اعتقادی مردم را به سخره می‌گرفتند، به دلیل اینکه اندک وجهه مثبتی برای خود باقی نگذاشته‌اند و صلاحیت لازم برای سکانداری دستگاه سیاسی- الهی جمهوری اسلامی ایران را ندارند، حال که از تحریم انتخابات خیری ندیده‌اند طبیعتاً باید برای بازگشت به قدرت متوسل به حلقه اتصالی شوند که با نظام جمهوری اسلامی قرابت بیشتری داشته باشد.

بنابراین چه کسی بهتر از آقای هاشمی رفسنجانی که علاوه بر اینکه در انقلاب اسلامی و جنگ تحمیلی حق آب و گِل دارد و همچنین یکی از اصلی‌ترین صحنه گردانان فتنه محسوب می‌شود، برخی نقاط ناصواب عملکرد ایشان در طول عمر سیاسی خود نشانه‌های مثبتی برای طیف مذکور به حساب می‌آید. این هاشمی رفسنجانی، همانی است که مرد خاکستری اصلاحات او را مُهره نظام برای بازی با اصلاحات واقعی می‌دانست و همانی است که برای مقابله با او سخن از جای خالی اکبر گنجی‌ها می‌زد! (بماند که این روزها اکبر گنجی دیگر هاشمی رفسنجانی را عالیجناب سرخ پوش نمی‌داند!) این هاشمی، همانی است که روزی حضرات اصلاح طلب با نقد او و سیاست‌هایش به قدرت رسیدند و حال حمایت از ایشان از نان شب هم برایشان واجب‌تر شده است! نه به آن منت گذاشتن بر سر مردم و نظام که انتخابات را تحریم می‌کنند و نه به این توجیه ساده‌لوحانه حضورشان در انتخابات پیش‌رو! چه می‌کنند این حامیان آشکار و منتقدین پنهان سردار سازندگی! حمایت سر تا پا دروغ اصلاح طلبان از هاشمی رفسنجانی به علاوه حمایت رنگ و لعاب‌دار ماشین تبلیغاتی جبهه کفر و الحاد نقاط تیره و تاری است که مردم و مسئولین تا به حال پاسخ روشنی برای آنها دریافت نکرده‌اند.

"وقتى مى‌گوییم مردم، منظور همه طبقات مردمند. لیکن بدیهى است کسانى از مردم باید بیشتر مورد توجه قرار گیرند که بیشتر مورد محرومیت قرار گرفته‌اند. لذا امام دائماً روى طبقات محروم و پابرهنگان کشور تکیه مى‌کردند. این فریب است که کسى ادعا کند براى مردم کار مى‌کند اما در عمل، کار او براى طبقات مرفه باشد، نه براى طبقات مستضعف و محروم. نه اینکه نباید براى طبقات مرفه کار کرد، آنها هم از حقوق عمومى کشور باید بهره‌مند شوند اما به آن کسى که محرومیت دارد و دستش از حقوق خود خالى مانده است باید بیشترِ توجه و همت و تلاش را اختصاص داد. لذا امام به طور دائم بر حقوق مستضعفان و محرومان و پابرهنگان تکیه مى‌کرد. عملاً هم در تمام مدت پیروزى انقلاب تا امروز و قبل از آن، کسانى که بیش از همه سینه سپر کردند، از نظام دفاع کردند، سختی‌هاى نظام را به جان خریدند و در مقابل دشمنان ایستادند، طبقات محروم و پابرهنه و مستضعفان جامعه بوده‌اند. اینها باید بیش از دیگران مورد توجه قرار گیرند."(14/3/1380)

همه این‌ها به کنار، ورود پیرمرد تقریباً 80 ساله به عرصه انتخاب مسئول اول اجرایی کشور به علاوه حمایت بی‌دریغ برخی از سیاستمداران از ایشان برای حضور فعال در این عرصه نشان می‌دهد که سازندگی و اصلاحات با وجود پُز روشنفکری که گوش عالم و آدم را با آن کَر کرده‌اند، علاوه بر اینکه اعتقادی به گردش نخبگان در سطوح عالی مدیریت ندارند بلکه هنوز نتوانستند بعد از سال‌ها فعالیت در سطوح مختلف مدیریتی یک مدیر دارای صلاحیت اداره کشور را تربیت کنند. حال برای پُر کردن این خلأ دست به دامان نوستالژی سازندگی شده‌اند. آن نوستالژی‌ای که حامیان سازندگی و اصلاحات می‌خواهند با آن به زور سبد رأی خود را پُر کنند آنچنان هم یادآور خاطرات مثبتی نیست. آیا تورم حدود 50 درصدی و بحران آفرینی‌های متعدد در سطوح سیاست داخلی و خارجی کشور جای افتخار دارد که حال با بیانیه‌های سراسر شعار برای مردم اشک تمساح می‌ریزند! متأسفانه مشکلات امت حزب‌الله با سازندگی و اصلاحات در این موارد جزیی خلاصه نمی‌شود بلکه این قصه سرِ درازی در قشری‌گرایی‌های مضحک به ازای عدم توجه به معیشت مستضعفین، بحران آفرینی‌های سیاسی و فرهنگی و مذهبی در ابعاد داخلی و خارجی، عقب نشینی‌های متعدد و بی‌نتیجه از آرمان‌های بلند امام (ره) و رهبری معزز انقلاب و گفتمان مترقی انقلاب اسلامی و … دارد که مجال بررسی و تفصیل آنها نیست.

لکن پُر واضح است که مابه‌ازای این تفکرات و سیاست‌های معیوب همانا لِه شدن قشر مستضعف جامعه زیر چرخ‌های توسعه اقتصادی و به باد دادن توشه‌های معنوی مردم و نظام در سال‌های پُر افتخار بعد از انقلاب شکوهمند اسلامی بود. بلاشک اگر قرار باشد این سیاست‌ها به هر بهانه‌ای در این کشور ادامه پیدا کند دیگر نه اثری از اسلام و نه اثری از ایران باقی خواهد ماند.

"پایبندى او به اسلام باشد، پایبندى او به عدالت باشد، پایبندى او به منافع ملى باشد، مرز او با دشمن مرز مشخصى باشد… بعضى، از دشمن رودربایستى دارند. بعضى، ملاحظه دشمن را مى‏کنند. ملاحظه ملت را باید کرد، ملاحظه خدا را باید کرد، نه ملاحظه دشمن را. دشمن، دشمن است؛ هرچه ملاحظه کنى، هرچه عقب بنشینى، او جلو مى‏آید. اگر خاکریز شما در مقابل دشمن خاکریز مستحکمى نباشد، او نفوذ مى‏کند. دشمنان این را مى‏خواهند. یکى از شاخص‌ها همین است. مردم در هرجاى کشور هستند، به این شاخص توجه کنند. آن کسانى که مرزشان با دشمن و دست‏ نشاندگان دشمن مرز کم‏رنگى است، این‏ها براى ورود به مجلس اصلح نیستند. کسانى باید باشند که مرز روشنى با دشمن داشته باشند."(22/12/1386)

بحمدالله در میان نامزدهای اصولگرای انتخابات یازدهم ریاست جمهوری هم تجربه کافی برای اداره امور کشور وجود دارد و هم خصلت تدین که محوری‌ترین اصل برای مسئول شدن است دیده می‌شود. در کانون توجه قرار دادن معیشت قشر مستضعف جامعه – که حضرات اصلاح طلب از بردن نام آنها هم خجالت می‌کشند همانطور که لقب دکتر را به حجت‌الاسلام ترجیح می‌دهند!- با تأکید بر پیاده سازی اقتصاد ناب اسلامی، تلاش جهت ایجاد فضای آرام سیاسی و فرهنگی در جای جای کشور و حفظ جهت‌گیری مثبت و رو به پیشرفت کشور در زمینه‌های متعدد که فقط در چشم کورِ برخی به اصطلاح روشنفکرهای بی‌دین دیده نمی‌شود از جمله مهمترین ویژگی‌های نامزدهای اصولگرای حاضر در عرصه انتخابات ریاست جمهوری 92 است که امیدواریم مردم با برگزیدن نامزد اصلح به تشخیص خود، آینده پُر افتخار ایران اسلامی را رقم بزنند.