پارادیزوی آرام (2)؛ نگاهی به فیلمهای اکران نوروز + عکس و فیلم

زندگی رضا و مریم نمود دنیای دوست داشتنی و رو به فراموشی گذشته ی ماست و این همان چیزی است که حوض نقاشی را حداقل برای یک بار هم که شده شایسته دیدن می کند.

مجلس ایران؛ پنج فیلم اکران شده در نوروز امسال سینمای ایران، در حالی بر روی پرده رفتند که استقبال سرد تماشاگران در سال گذشته از فیلم ها و تنش هایی که سینمای ایران از سر گذراند، پیش بینی استقبال تماشاگران را با بدبینی همراه کرده بود.

حال که پارادیزوی ایرانی شروعی آرام را در سال جدید تجربه نموده است، باید منتظر ماند و دید که آیا این روند آرام و نسبتا پرفروش ادامه خواهد یافت و یا دوباره مسیر جدایی از مردم را در پیش خواهد گرفت؟

در این شماره، نگاهی خواهیم داشت به حوض نقاشی، دومین فیلم منتخب مردم در جشنواره فیلم فجر.

 

باهم بسازیدحوض نقاشی

قصه حوض نقاشی، قصه ساختن است، با هم ساختن و لذت بردن. داستان فیلم برخلاف آنچه که از تبلیغات و ظاهرش بر می آید قصه گویی صرف از زندگی یک زوج معلول یا روایت معناگرای آدم های متفاوت از افراد معمول جامعه نیست؛ فیلم قصد دارد عامدانه نشان دهد، همه ی آدم ها بالقوه می توانند کنار یکدیگر شرایط موجودشان را به شرایط مطلوب تبدیل کنند، مهم این است که جزئیات با هم بودنشان را به یاد داشته باشند، و فراموش نکنند که سختی های این زیست جهان در برابر اراده و خواست آنها نمی تواند مقاومت کند.

 

رضا و مریم حوض نقاشی این ویژگی را دارند. شاید انتخابشان به عنوان یک معلول از روی عمد بوده باشد، اما مازیار میری با زیرکی نشان داده است که معلولیت نیست که در آنها وجه تمایز است بلکه توجهشان به جزئیات و ظرافت های  یک زندگی است که از آنها چهره ای متفاوت می سازد.

به یاد آورید دقت رضا و مریم به نکات ظریفی در زندگی شان از جمله تماشای کارتون به همراه سهیل و توجه گاه گدار هر یک از آنها  به یکدیگر در شرکت داروسازی و رد و بدل شدن تک لبخندهای محبت آمیز بین شان و یا الزام هر یک از آن دو به حفظ احترام و جلب محبت دیگری که صحنه های متعددی را شامل می شد.  و این ها مواردی است که در خانواده معاون مدرسه ی سهیل نمودی ندارد. معاون مدرسه در عین برخورداری از امکانات یک زندگی مطلوب، زندگی ایده آلی ندارد و سرگردانی اش در مواجهه با همسر و دو فرزندش به خوبی نمایش داده شده است. و این همان کمبودی است که وی در مواجهه با خانواده سهیل متوجه آن می شود.

حوض نقاشی

به خاطر آورید صحنه ای را که رضا و مریم خطاب به وی گفتند تنها توصیه عقدشان این بوده که : "با هم بسازید".  و وی با حیرت می گوید همین؟!

و البته این "همین" کافی است برای کسی که دنبال پر کردن خلاهای موجود زندگی اش است. طرفه آنکه پس از مدتی  در دیالوگی با همسر خود اشاره می کند به اینکه زمانی طولانی است که با یکدیگر به گفت و گو نپرداخته اند. فیلم اگر هیچ خاصیت دیگری نداشته باشد، همین قدر که نشانمان دهد از دریچه نگاه رضا و مریم می توانیم به دنیای اطرافمان نگاه کنیم کفایت می کند. دنیای اطرافی که پر از تحریم هاست، کنایه ای ظریف و دقیق که کارگردان به خوبی در فیلم خود به نمایش گذاشته است؛ و بی اثر شدن این تحریم ها را در روابط انسانی دو انسان که به ظاهر معلول اند اما بسیار بهتر از سایرین می توانند آن را مدیریت کنند، نشان داده است.

زندگی رضا و مریم نمود دنیای دوست داشتنی و رو به فراموشی گذشته ی ماست. محیط خانه شان، صمیمیت روابطشان، وسایل زندگی شان، میزان و حجم کارشان، با هم بودنشان و… همگی نماد همان زندگی فراموش شده ایست که در کوچه پس کوچه های مدرنیته گم شده اند.

و این همان  چیزی است که حوض نقاشی را حداقل برای یک بار هم که شده شایسته دیدن می کند.

دانلود فایل