طنز/ درخواست های مکرر مردمی ام باش!

مجلس ایران - نویسنده این شماره: دکتر واعظ آل بیاتیان پور کیا زاده؛ طی نیم قرن اخیر، دلایل و سخنان بسیاری در رد مکتب پوزیتیویسم گفته شده است که بدون شک، ضربه های بسیار سختی بر پیکره ی این مکتب وارد آورده. گذشته از استدلالات و گزاره های منطقی و فلسفی در رد پوزیتیویسم، شاهد…

مجلس ایران – نویسنده این شماره: دکتر واعظ آل بیاتیان پور کیا زاده؛ طی نیم قرن اخیر، دلایل و سخنان بسیاری در رد مکتب پوزیتیویسم گفته شده است که بدون شک، ضربه های بسیار سختی بر پیکره ی این مکتب وارد آورده. گذشته از استدلالات و گزاره های منطقی و فلسفی در رد پوزیتیویسم، شاهد نمونه های فراوان دیگری هستیم که قطعیت و یکتا دانستن بسیاری از تعاریف و شبه تعاریف در این مکتب را به چالش کشانده است. یکی از آن شاهد مثال ها، بروز و ظهور مفهومی به اسم "درخواست های مکرر مردمی" است. در این نوشته سعی می شود نشان داده شود که این مفهوم غامض و البته بسیار کاربردی، مفهومی ذو بسیار ابعاد و ثقیل می باشد و مکتب پوزیتیویسم، حتی نوع افراطی آن نیز از پس آن برنخواهد آمد و بدین ترتیب شاهد مثال دیگری در رد این مکتب فراماسونری و شیطان پرستی و لیبرالیستی کمونیستی پوپولیستی و هر ایستیِ بد، اخ، ایکبیری و بی ادب گفته خواهد شد. اما مفهوم "درخواست های مکرر مردمی" تنها در موردکاوی "انتخابات ریاست جمهوری" خود دارای تعاریف متعدد و بعضا متضاد و حتی متعارضی است:

  1. رفقا و بَر و بَچز:

این مفهوم از "درخواست های مکرر مردمی" در چند مورد نه چندان نادر و حتی نه چندان ناصر، توسط برخی نامزدهای ریاست جمهوری دیده شده است. فحوای کلام این دسته از عزیزان این بوده است که در جمع دوستان نشسته بودیم که برخی از دوستان از ما تقاضا کردند که کاندیدا شویم برای ریاست جمهوری؛ ما هم که خراب رفاقت و اصلا رد کردن درخواست های مکرر رفقا و مردم، کار اخلاقی نیست و اینا و لذا و کذا رفیق بی کلک، مهندسان!

  1. خانواده و دوستان و همسایگان و کسبه ی محترم محله و حومه:

در این تعریف از "دُمَم" (مخفف درخواست های مکرر مردمی)، علت اعلام نامزدی از پشتوانه های معقول تری برخوردار است، اما همچنان به درجه ای نرسیده است که به ما هو، بتوان به آن عقل گرایی و استفاده ی کارآمد از عقل را اطلاق کرد! در این مورد، کاندیدای احساس تکلیف کرده پس از دریافت دُمَم های زیاد از طرف اعضای فامیل، باجناق حتی با آن ضرب المثل معروف، شوهر خواهر در نقش همیشگی دست انداز، بیوک آقا در نقش کله پز و شلغم خانوم در نقش شلغمیش بردکست نیوز (SBC)، احساس تکلیف شان گل کرده و پس از یک مشورت چند دقیقه ای با یکی از دوستان دوران دبستان که از بچگی با هم قرار گذاشته اند که راز شکسته شدن شیشه ی جناب سرهنگ هیچگاه برملا نشود، احساس تکلیف شان میکند و به صحنه وارد می شوند!

  1. رصدها، عقلانیات و درونیات:

این مورد یک بحث فلسفی سنگین و نیازمند آن است که خوانندگان گرامی، بسیاری از اصول بحث فلسفه را بدانند و نیز قدرت تجزیه و تحلیل آن را داشته باشند، اما علی الحساب این طور میتوان گفت که کلمه ی رصدها، جمع کلمه ی رصد، عقلانیات جمع کلمه ی عقلانیت، و درونیات جمع کلمه ی درونی می باشد و همانطور که مشاهده نمودید، آیا این همه رصد و عقلانیت و درونی برای ایجاد دُمَم کافی نیست؟ به قول مولوی یا سعدی یا یکی از همین شعرای بزرگ که میفرمان: "در کوی، همه نه مردمانند / در کوی خودت چه مردمانند!" که اشاره به این امر دارد که در هر فردی، تعداد زیادی مردم هستند و درونیات هر فردی، همان مردمان بیرونی هستند و حتی اگر مردمان بیرونی از شما درخواست های مکرر مردمی نکنند، درونیات شما که درخواست های مکرر درونی میکنند! بحث پیچیده شد، لطفا سوال نفرمایید.

  1. نخبگان و جمع کثیری از آحاد مختلف ملت:

همین که این مورد، پر از کلمات "جمع" و "اسم جمع" هست، آیا برای به حد نصاب رسیدن درخواست های مکرر مردمی (دُمَم (ربطی به ضرب المثل معروف به روباه گفتن شاهدت کیه گفت دُمَم نداره؛ باور کنید) بستن پرانتز دوم) کافی نیست؟ از طرفی، من از شما می پرسم که: عایا، رد کردن درخواست های مکرر نخبگان از یک فرد برای حضور در انتخابات ریاست جمهوری، کار خوبی است؟

  1. نامه جمعی از دانشجویان کل دانشگاه های کهکشان راه شیری:

در این مورد مشاهده می شود که برخی با استفاده از برخی اعداد مشخص و مقدس در ذهن و ضمیر مردم، سعی در این دارند که بگویند کاندیدای ما، حتی درخواست های مکرر مردمی از طرف ملائکه ی آسمانی را نیز به همراه دارد. سوال اصلی در این نظریه آن است که اگر راست میگویند چرا اقدام به جمع کردن نامه ای با امضای 124هزار دانشجو نمی کنند؟! ثانیا چرا اقدام به جمع کردن امضا درباره بسیاری از موارد مشابه صورت نگرفته است؟ مثلا امضا جمع کنند برای نیامدن! یعنی بگویند هر دانشجویی که دوست دارد من نیایم، این جا را مثلا امضا کند! ثالثا بالاخره مقبولیت مهم است یا خیر؟ رابعا و خامسا و سادسا و هفتما و هشتما و دلایل فوق و تحت الذکر باعث شده که این نظریه درباره درخواست های مکرر مردمی، با استقبال جامعه ی علمی رو به رو نشود.

موارد دیگری نیز میتوان ذکر نمود، اما باور بفرمایید که نویسنده دیگر توان بیشتری برای بیدار ماندن ندارد و علاوه بر آن، فردا ساعت هشت صبح نیز کلاس دارد… اصلا حالا که اینطور شد، بیایید یک کمپین راه بیاندازیم با این اسم: "کمپین درخواست های مکرر مردمی برای لغو کلاس های هشت صبح و نیز درخواست های مکرر مردمی برای شروع کلاس های دانشگاه از ساعت ده صبح"؛ موافقین قیام بفرمایند.