تاملی در باب انتخابات شوراها

ثبت نام داوطلبان کاندیداتوری برای انتخابات شوراهای اسلامی شهر وروستا در سال جاری از ویژگی ها و نکات قابل توجهی برخوردار است که در این نوشتار به تعدادی از آن ها می پردازیم.

مجلس ایران، احمددهقانی؛ ثبت نام داوطلبان کاندیداتوری برای انتخابات شوراهای اسلامی شهر وروستا در سال جاری از ویژگی ها و نکات قابل توجهی برخوردار است که در این نوشتار به تعدادی از آن ها می پردازیم:

آنفولانزای احساس تکلیف

از نقاط قابل توجه انتخابات پیش رو موج گسترده ی ثبت نام برای کاندیداتوری است که داوطلبان در صدر علل حضور خود ضرورت حضورشان یا همان احساس تکلیف نام آشنا را بیان می کنند؛ که گویی مانند آنفولانزایی مسری و واگیردار است. این در حالی است که این تعدد کاندیداها اگرچه دارای فرصت هایی از جنس عدم محدودیت برای گروه ها و اشخاص مختلف در داوطلب شدن است اما در روی دیگر سکه، این تعدد، چالش های فراوان را به بار می آورد که اولین آن ها سردرگمی مردم برای انتخاب شایسته ترین افراد است ودر این فضا ممکن است بیش از آنکه برنامه ها و تخصص ها برجسته شود توان و قدرت در تبلیغات است که تعیین کننده می باشد و طبیعتا این مقوله نمی تواند گواه تشکیل شورایی موثر برا ی شهر ها وروستاها باشد. این در حالی است که افراد و گروه ها در بدو کار بایستی منظومه  ی آگاهی و آشنایی خود را با مقیاس مسائل شهری و روستایی بسنجنند و به این پرسش بیندیشند که آیا واقعا داشته های آن ها در مختصات شهر یا روستا می گنجد؟

تخصص هایی برای شهر و روستا

انتخابات شوراهای شهر و روستا را شاید بتوان عمومی ترین انتخابات ها در کشور دانست به این لحاظ که هم تعداد کرسی ها ی شورا ها نسبت به سایر نمونه های انتخابات از تعداد بیشتری برخوردار است و هم از جنبه ای دیگر شرایط حضور داوطلبان در آن به گونه ای آسان تر است. اما همه ی این ها نبایستی ضرورت و اهمیت کار شوراها را پایین بیاورد و اصل تخصص را در آن کمرنگ سازد. بی تردید امروز که شهرها محمل بسیاری از مشکلات و مسائل شده اند آنچه که به حل آن ها در قالب ارائه راهکار محتاج تخصص است تخصص هایی مبتنی بر مختصات شهرها و روستاها است به این معنا که باتوجه به همه ی تنوعی که در شهرها وجود دارد افرادی که دارای تخصص هستند باید این ویژگی ها ی مهم ولازم را از بعد فردی، خارج و در مقیاس مسائل شهری وروستایی به ارائه راهکار وبرنامه بپردازند اما شهرها به طور اخص امروز به چه بعدی از تخصص محتاج تر هستند:

مسائل عمرانی و شهرسازی یکی از پر جلوه ترین عناصر شهری که به عنوان ملاکی از پیشرفت و توسعه و رفاه تلقی می شود و بی تردید پرداختن اصولی به این مقوله از ضروریات کارهای شهری است. نکته ی دیگر در خصوص عدالت در توسعه است. از دیرباز عنوان کلی بالای شهر وپایین شهر در میان مردم رایج بوده است فارغ از علل و ریشه های بیان این نکته ضرور ی است که خود این تعبیر مردمی دال بر وجود تفاوتی ناشی از توسعه نامتوازن در تقسیم امکانات شهری و رفاهی است و بدیهی است که بایستی به سطح یکسانی برسد.

نیاز دیگری که امروز باید نگاه ویژه ای به آن داشت مسائل اجتماعی است. زندگی شهری ماشینی خود به خود بستری برای رشد انحرافات اجتماعی می شود که در شهرها نمونه های متعددی از آن را می توان مشاهده کرد و به همین جهت پژوهش محوری در این زمینه و تلاش برای ارائه الگو های مناسب زندگی از ضروریاتی است که به طور مستقیم با مسائل فرهنگی در ارتباط است. مسئله ی قالب زدگی که منجر به انجام کار به صرف کارکردن بدون در نظر گرفتن نتیجه ی موثر می شود امروز  بایستی جدای از تبلیغ مسائل فرهنگی به بررسی میزان اثر گذاری آن پرداخت و این مهم محقق نمی شود مگر آنکه ما در حوزه ی فرهنگ عمومی تغییر را مشاهده کنیم که جلوه گاه اصلی آن پایبندی به هنجار ها و ارزش ها است.

از مشکلات عمده ی بسیاری از کلان شهرها در حال حاضر مسئله ی ترافیک است شاید بتوان گفت که این عصر کم کم شهرها در حال تبدیل شدن به پارکینگی برای ماشین ها هستند که در مقایسه با سایر موارد ذکر شده جزیی قلمداد می شود لکن از این حیث که بسیاری از قسمت های کلان را تحت الشعاع قرار داده است و از گستردگی زیادی برخوردار است لازم است توجه وِیژه ای به آن شود و البته از این دست موارد بسیاری است که در مجال کوتاه به تعدادی از آن اشاره شد.

هنر شورایی یا شورای هنری؟!!

آنچه که در انتخابات پیش روی شوراها دارای برجستگی است موج عجیبی از حضور بازیگران و خوانندگان برای اعلام کاندیداتوری است تاجایی که حتی ارائه لیست های چندین نفره از سوی آنان مشاهده می شود. شاید بتوان واکاوی این موج حضور را از موضع بحث گذشته یعنی تخصص گرایی در شوراها این چنین انجام داد که هنرمندانی که فقط در بعدی از مسائل هنری تخصص دارند مثلا بازیگری، جدای از تاثیری که از میان پیام های رفتاری خود در آثارشان می گذارند به عنوان نماینده ی جامعه ی فرهنگی و هنری از دیگر ابعاد مورد نیاز فرهنگی شهرها آگاه نباشند. در اینجا ممکن است کار تخصصی برای شهرها محقق نشود. نکته ی دیگر که امکان رخداد آن در این فضا بسیار محتمل است شهرت فروشی به جای تخصص مداری است یعنی شهرت این شخصیت های هنری اجازه و فرصت دیدن برنامه و راهکارهای آنان را نمی دهد واز طرف دیگر چگونه است که بعضی از هنرمندان صحبت از ارائه ی لیست چندین نفره از هنرمندان می کنند که این خود گواهی بر عدم نگاه تخصصی است.